

از دوران کودکی تا زمانیکه یادم میاد تو دورهمیهای بچگانهمون در مورد ارواح و اجنه حرف میزدیم و من تا ساعتها و روزها بعد از اون هم به داستانها فکر میکردم و ترس رو توی وجود خودم احساس میکردم.
گذشت و گذشت تا بزرگ شدم و ترس از تاریکی و یه وقتایی هم، فکر و خیالهای واهی از اون دوران ، توی وجودم، به جا مونده بود و از زمانیکه اتاق خوابم مستقل شد بیشتر درگیرش بودم.
تا اینکه یه مدت شبها به محض خاموش کردن لامپ، متوجه یه صداهایی میشدم.. احساس میکردم وسایل اتاقم تکون میخورن.
بین کمد اتاقم تا دیوار، یه مقدار فاصله بود و پوشه هایی که لازم نداشتم رو اونجا میذاشتم.
بعضی شبها خیلی واضح متوجه کشیده شدن پوشه ها میشدم و البته چون اتاق تاریک بود فقط صداشو میشنیدم… حتی بعضی شبها از صدای تکون خوردن پوشه ها از خواب میپریدم.
و هربار که برای مادرم ماجرا رو تعریف میکردم بخاطر اینکه خودم رو درگیر خیالات نکنم میگفت کاملا طبیعیه و من هم خودم رو متقاعد میکردم که حرکت اجسام ممکنه اتفاقی بوده باشه.
این جور صداها روز بروز بیشتر میشد، از صدای مچاله شدن نایلون گرفته تا ضربه زدن روی وسایل اتاق و… که معمولا شبها اتفاق می افتاد.
تا اینکه یه روز که روی تخت نشسته بودم احساس کردم یه چیزی با سرعت زیاد از بغل گوشم رد شد و ارتعاش رد شدنشو حس کردم، اولش فکرم درگیر شد ولی چون روز روشن بود زیاد نترسیدم و طبق معمول سعی کردم اهمیت ندم و یه جوری توجیهش کنم.
روزها گذشت تااینکه بطور اتفاقی،توی تلگرام یه پُست در مورد طلسم شدن و تشخیص وجود اجنه و پیامدهاش به دستم رسید.
۹۰درصد از مطالب، پیامدهایی بود که من درگیرش بودم و اون صداها و تکون خوردن وسایل تازه یه بخش کوچیک ماجرا بود…
و از اونجا بود که مطمئن شدم این اتفاقات طبیعی نیست و درگیر اجنه شدم و اینجا بود که تازه ترسهام شروع شد و دیگه شبها جرات نمیکردم تنها بخوابم.
توی همون پُست تلگرام، درمورد برطرف کردن اجنه و طلسم نوشته بود: “به مدت ۴۰ شب هر شب، ۳بار سوره جن و ۳بار سوره زلزله رو پشت سر هم و بدون فاصله، روی یه ظرف آب بخونید و با همون آب وضو بگیرید تا این موضوع برطرف بشه”
من هم شروع کردم به خوندن سوره ها، همون شبهای اول احساس میکردم که آسوده تر شدم تا اینکه تقریبا یک هفتهای گذشته بود یه روز صبح که خوابیده بودم، متوجه یه چیزی مثل بختک شدم. وجودشو بالای سرم احساس می کردم ولی نه میتونستم سرمو بچرخونم و نه اینکه فریاد بزنم. یه جورایی قفل شده بودم.
ماجرا رو که برای خواهرم تعریف کردم برداشتش این بود که احتمالا مایل نیستن برن و این نشونه اعتراضه.. همین شد که من با ایمان بیشتری خوندن سوره ها رو ادامه دادم و روز بروز تغییرات روحی رو توی خودم احساس می کردم.
تازه فهمیدم همه اون تنبلی و رخوت و ناامیدی و افسردگی و… بخاطر طلسم و اجنه بود و به لطف خدا کاملا برطرف شد و بدون اغراق میگم من احساس میکردم تازه متولد شدم.. دیگه ترس از تاریکی نداشتم و ناخودآگاه اطمینان به نفسم زیاد شده بود.. امیدوارم این داستان واقعی و روش برطرف کردن طلسم رِخوت و اجنه با خوندن سوره هایی که اشاره کردم، بتونه گره از زندگی دوستایی که با موارد مشابه درگیر هستند رو برطرف کنه.
سلام
ی کمک میخوام ازتون
من چن وقته خیلی خواب میبینم
خوابای الکیو چرت و پرت بعد بیداری هم خیلی یادم نمیاد چی دیدم تا چشمم رو هم خواب میبینم لطفا کمک کنید
با سلام.
کمک در چه موردی؟ یادآوری رویاها؟ در این صورت به این پست مراجعه نمایید. ولی اگر منظورتان مضمون خواب است بیشتر خوابها پردازش های ضمیر ناخودآگاه برای تخلیه خود بوده و برخی هم شهودی هستند. رمزگشایی خوابها نیاز به علم تعبیر خواب دارد که البته اگر خودتان سعی کنید معنای آنها و نمادی که دارند را درک کنید و کم کم با آنها آشنا تر شوید از حالت بی معنا بودن خارج می شوند.
موفق باشید
یکی از دلایلی که آدم خواب ها یا رویاهایی ک دیده و یادش نمیاد علتش سردی مغز هست
ولی وقتایی که آدما احساس سنگینی روی قسمت های مختلف بدن دارن و شاید به هر دلیل و به هر نحوی امکان تکون دادن قسمت های مختلف بدن وجود نداشته باشه با فرستادن اذکاری مثل صلوات یا(لااله الاالله) و … سریعا عضلات بدن منبسط می شوند
ممنونم نورای عزیز من هم سالهاست که جن اذیتم میکنه ودچار افسردگی وناامیدی شدیدی هستم به امیدخدا من هم شروع به خواندن میکنم ونتیجشو به شما میگم ان شاءالله که من هم نجات پیدا کنم خداخیرتون بده،البته یه سوالی هم دارم ما خانمها نمیتونیم چله بگیریم وتوی دورانی که نمیشه قران خوند چکار کنم آیا پخش صوت قرآن روی ظرف آب کفایت میکنه؟؟؟؟؟؟
خوندن سوره زلزله خیلی به من کمک کرد.