

من مدتی می شود که تمرین خلسه می کنم و با روش های عادی ذهن خودم را آرام می کنم و موسیقی خیلی ملایم و کم صدای سطح تتا را هم گوش می کنم تا بهتر وارد خلسه شوم.
از وقتی شروع کردم روز به روز مهارتم بیشتر میشد و هر روز حداقل نیم ساعت در حالت خلسه می ماندم تا تمام خستگی های روز از بدنم بیرون برود و در آرامشی نا منقطع بمانم.
ولی مشکل از آنجایی شروع شد که وقتی وارد خلسه می شوم بعد از چند دقیقه صدای ضربه و تکان خوردن وسایل خانه به گوشم می رسد. صداهای غریبه و یا عجیبی نیستند و حتی آهنگ ملایم و کم صدایی که گوش می دهم به صورت نرمال شنیده می شود و این طور نیست که بگویم کاملا وارد سطح توهم شده ام. احساس نمی کنم خلسه من خیلی عمیق باشد چون تیزی ذهنم را حس می کنم و اگر امواج تتا گوش می دهم برای این است که حداقل بتوانم وارد آلفا بشوم (مانند کسی که برای ۲۰ می خواند ولی ۱۵ می شود).
این صداهای ضربه به وسایل خانه و جا به جایی آنها به قدری مرا آزار می دهد که نمی توانم تمرکز کنم و از خلسه هم خارج می شوم. اگر توهم است چرا صدای دیگری همراه آن نیست و فقط از وسایل دور و اطرافم است؟
من علاقه ای به جن ندارم و نمی خواهم وارد زندگی من شوند چون فایده ای هم برایم ندارند و با عرض معذرت برای ما انسانها بی خاصیت هستند و جز مزاحمت و شر ندارند.
روز به روز به تعداد صداها اضافه می شد و حتی از دریچه کولر هم صدای ضربه می آمد. صدای موسیقی را بلند کرده بودم ولی باز هم صدا می آمد. با این وجود تمرکز فکرم را حفظ کردم چون دیگر این صداها برایم عادی شده بود و مثل کنسرت زنده بودند.
بعد از پانزده دقیقه صدایی عجیب مانند صدای شیون یک حیوان را شنیدم که واقعا منزجر کننده بود و مجبور شدم از خلسه خارج شوم. نمی دانم چرا این خلسه رفتن من مثل آتشی جنها را می سوزاند. من نه با آنها کاری دارم و نه مزاحمشان شده ام و نه عمل عبادی انجام داده ام که باعث خشم شیاطین شده باشد.
صدای حیوان مانند را چند بار دیگر هم در خلسه شنیدم ولی با خودم گفتم مگر چه کاری می تواند بکند؟ فقط یک صدا است و شاید توهم خود من باشد. چند بار در وسط خلسه خوابم برد ولی بیدار شدم و جمله ای را شنیدم که مو به بدنم سیخ شد. صدایی گرفته به من گفت: جایی نریا.
با شنیدن این صدا مثل برق از جا پریدم و اگر مرد گنده نبودم حتما از ترس فریاد می زدم. تا چند شب برق ها را روشن می گذاشتم و می خوابیدم و دیگر تمرین خلسه نکردم ولی به خاطر ترس زیاد و استرس، بیشتر فلج عضلات می شدم و خوشبختانه همان سریع به رویا تبدیل می شد و چیز وحشتناکی نمی دیدم.
سلام استاد
من هم تجربه نسبتا مشابهی دارم. از آنجایی که شنیدم صبحها قبل از طلوع فعالیت انرژیکی کره زمین زیاد است، بعد از نماز صبح کمی روی چاکراها کار میکنم. و صدای ضربه به اجسام شروع میشه و کم کم نزدیکتر میشه. من در تجربیاتم هم نوشتم که این موجود آسیبی بمن نمیرساند و حتی مرا برای نماز بیدار میکنه و موقع نماز کاملا ساکته. آیا مدیتیشن و تمرین چاکرا ناراحتشان میکند؟ البته بعضی وقتها اینجوره و بعضی وقتا کاری نداره.
با سلام.
صدای ضربه به اجسام الزاما نشانه بدی نیست و می تواند نشانه حضور راهنمایان روحی باشد. در این مورد نظر واحدی وجود ندارد.
موفق باشید
سلام
من تو حالت خلسه صداهایی میشنوم یکی باهام حرف میزنه حرفایی که متوجه نمیشم مربوطبهچیه یهو با صدای بلند با خودشون حرفمیزنن میخندن انگار چند نفرن راهنمایی کنین ممنون میشم و بگین که نشونه چیه باید چیکار کنم بازم ادامه بدم یاکه نه؟
ممنون
با سلام
لطفا به این پست مراجعه شود.
موفق باشید