

سلام ،حدود دو سال پیش در ماه رمضان روزه داری خیلی برام سخت شده بود به پشنهاد همسرم از مادرم کلید گرفتیم(چون تو شمال خونه دارن)و راهی شمال شدیم که مسافر محسوب شم و روزه بهم واجب نباشه،خلاصه خیلی دیروقت رسیدیم شمال و من به شدت خسته بودم،به همسرم گفتم برای نماز صبح بیدارم نکن چون میخوام امشب راحت بخوابم (همین یه جمله م باعث سواستفاده شیاطین شد)خلاصه تو همون سالن جا انداختیم و همسرم خیلی زود به خواب رفت من وارد یه حالتی شدم که هم هوشیار به فضای بیرون بودم هم نمیتونم بگم کاملا بیدار بودم اصن قفل شده بودم تو یه حالت خاصی،دیدم از سمت اتاق خوابا صدای پا میاد و دیدم از سمت اتاق خوابا یه موجودی (شاید جن) که راه رفتنش مث کانگورو حالت بپر بپر داره میاد سمت من و موهای به شدت به هم ریخته که کوتاه بلند داشت دندونای به شدت کج و کوله که همشون زده بود بیرون و یادمه باهام ارتباط ذهنی پیداکرد و تهدیدم میکرد ولی اصن یادم نمیاد چه تهدیدی فقط من بهش میگفتم سیدرو بیدارمیکنم منظورم از سید(شوهرم)بود ،تااینو گفتم دیدم با سرعت خیلی زیاد همونجور کانگورویی رف سمت در خروجی و از خونه خارج شد و یهو دیدم شوهرم تکونم میده میگه چرا ناله میکنی چرا گریه میکنی چیشده ؟من انقد ترسیده بودم اون لحظه بهش هیچی نگفتم فقط صدای اذان میومد گفتم پاشو نماز بخونیم.بلند شدم نماز صبحم رو خوندم و خدارو صدهزار بار شکر کردم ولی تا صبح دیگه از ترس خوابم نمیبرد.
درود
چون این موجود به شما کمک کرده موقع اذان بیدار شید و نماز بخونید پس به نظر نمیرسه شیطانی بوده. ظاهر موجودات غیرارگانیک نمی تونه نشون دهنده مثبت یا منفی بودنشون باشه و مهم نیتشون هست.