

همه ما هر از گاهی به خاطر اتفاقات مختلفی که می افتد خشمگین می شویم. روشن شده ترین افراد هم اگر بگویند خشم را تجربه نکرده اند دروغ گفته اند. خشم یک واکنش احساسی طبیعی است و می تواند گاهی مفید باشد. برای مثال اگر تعداد زیادی بی گناه در عملیاتی تروریستی قتل عام شوند بروز خشم و انزجار توسط مردم از اخلاقی ترین واکنش هایی است که می توانند نشان دهند.
اما گاهی خشم ما اخلاقی نیست و به خاطر موارد پیش پا افتاده و یا به خطر افتادن منافع شخصی است. در این صورت باید پرسید آیا شما کنترل کننده عواطف خود هستید و یا توسط آن کنترل می شوید؟ برای مثال ما ممکن است گاهی اوقات احساس ترس داشته باشیم ولی عمل شجاعانه انجام دهیم. در اینجا ما کنترل کننده احساسات خود بوده و مجبور نبوده ایم از واکنش ترس پیروی کنیم و عقب نشینی کنیم. یا مثلا ممکن است احساس خشم کنیم ولی عملکرد ما در بین مردم همراه با خونسردی باشد.
ولی عده زیادی از مردم هر کاری می کنند که احساساتشان به آنها می گوید و تا احساس خشم کنند همان را عملی می کنند.
ما می توانیم با تمرین و دقت، خشم را به انرژی ها و احساسات قدرتمند و بهتر و مثبت دیگری تبدیل کنیم برای مثال:
وقتی احساس خشم می کنید قدرت درونی هم به همراه آن حس می کنید. این قدرت یک نوع اشتیاق شدید برای انجام یک کار را هم به همراه دارد. به جای سرکوب خشم از قدرت آن برای پیگیری بهتر کارتان استفاده کنید. برای مثال اگر از نمرات ضعیف خود خشمگین هستید همان لحظه قلم بردارید و یک برنامه درسی خوب برای خود پیاده کنید.
خشم مانند یک اسید خورنده است. اگر در بدن شما باقی بماند می تواند باعث خورندگی روح و روان شما شود. انرژی زیادی که توسط خشم ایجاد می شود را حتما تخلیه کنید. برای مثال حرکات ورزشی شدید انجام دهید و یا متکایی را کتک بزنید و یا بوکس کار کنید و ….
برخی از خشم های اخلاقی مثل خشم از بروز جرم و جنایت و جنگ در جهان می تواند به جای سوزاننده بودن باعث پخته شدن یک چیز شود. بنابراین از قدرت تمرکز و انرژی فوق العاده ای که این خشم با خود به همراه دارد استفاده نموده و بدون توجه به میزان مهارت و استعداد هنری، دست به خلق آثار هنری بزنید. برای مثال می توانید بنویسید یا نقاشی کنید و مجسمه بسازید.
شوخ طبعی و جوک گویی یک قدرت است. قدرتی که هیچ چیز در برابر آن جدی گرفته نمی شود…هیچ چیز در برابر جوک دارای اعتبار نیست و قدرت همه آنها در برابر شوخی می شکند. می توان با قدرت خشم هم همین کار را کرد و آن را در برابر حس شوت طبعی گذاشت. برای مثال اگر فلان کار بدی را کسی انجام داده و شما را عصبانی کرده از خود بپرسید خوب که چه؟ و حتی سعی کنید ادای او را به طنز در خلوت خود در بیاورید.
سلام خانم نیلوفر بسیار مطلب آموزنده ای را بیان نمودید.شاید عده کثیری تا بحال متوجه بدرتی که خشم در خود دارد نبودند.اتفاقا در تایید فرمایشاتتان من به افرادی که افسردگی تغریبا شدیدی دارند بنا بر آزمایش و تجربه خودم میگویم از انرژی خشم بهره ببرند.همانطور که میدانیم افسردگی یکی از آزار دهنده ترین بیماریهای روحی است که فرد مبتلا هیچ انرژی یا قدرتی در خود ندارد چنین فردی حتی اشتیاق و انرژی برای انجام کار بد و گناه مثلا انجام فعالیت جنسی غلط در تنهایی خود را ندارد.ولی فرد افسرده هنوز توانایی خشمگین شدن را دارد.مثلا به یک مورد از… بیشتر »