قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
شهریور ۲۹, ۱۳۹۷

داستان ماورایی – دوست خیالی لیزا (نوشته Alizax)

داستان ماورایی – دوست خیالی لیزا (نوشته Alizax) چند کیلومتری شهر ردوین در یک ایالت دور افتاده، مزرعه ذرتی تقریبا بزرگ متعلق به پیتر دلوژ وجود […]
شهریور ۲۲, ۱۳۹۷

داستان ماورایی – دوراهی زندگی من قسمت دوم – نوشته پیمان

داستان ماورایی – دوراهی زندگی من قسمت دوم – نوشته پیمان یکی از صبح های بهاری بود که تصمیم گرفتم به دنبال یک استاد بگردم پیدا […]
شهریور ۲۱, ۱۳۹۷

داستان ماورایی – دوراهی زندگی من قسمت اول – نوشته پیمان

داستان ماورایی – دوراهی زندگی من قسمت اول – نوشته پیمان سلام اسم من پیمانه میخوام براتون داستان زندگیمو بگم از همان بچگی با همه فرق […]
شهریور ۲۰, ۱۳۹۷

داستان ماورایی – باغ پدربزرگ (ملاقات با ارواح) – قسمت دوم (نوشته محمد)

داستان ماورایی – باغ پدربزرگ (ملاقات با ارواح) – نوشته محمد از نظر خیلی ها ، پدرم کمی عجیب بود . وقتی که من شش سالم […]
شهریور ۱۴, ۱۳۹۷

داستان ماورایی – باغ پدربزرگ ( اسرار خانه) – نوشته محمد

داستان ماورایی – باغ پدربزرگ ( اسرار خانه) – نوشته محمد درود. با استقبال خوب شما از داستان قبل تصمیم گرفتم یک داستان دیگه و جذاب […]
شهریور ۸, ۱۳۹۷

داستان ماورایی (گوی اسرارآمیز) – قسمت آخر یا ۷ – نوشته محمد

داستان ماورایی (گوی اسرارآمیز) – قسمت آخر یا ۷ – نوشته محمد دیگر اعتمادی به ملا ناصر نداشتم . گوش هایش به قدری بزرگ شده بود […]
مرداد ۳۱, ۱۳۹۷

داستان ماورایی (گوی اسرارآمیز) – قسمت ۶ – نوشته محمد

داستان ماورایی (گوی اسرارآمیز) – قسمت ۶ – نوشته محمد – بله درست حدس زدم.. من یه روحم !!! حس سبکی و نشاط خاصی در وجودم […]
مرداد ۲۴, ۱۳۹۷

داستان ماورایی (گوی اسرارآمیز) – قسمت ۵ – نوشته محمد

داستان ماورایی (گوی اسرارآمیز) – قسمت ۵ – نوشته محمد پس از دفن گرجی با هم به سمت خانه ملا ناصر رفتیم. از لرزش دستان پدربزرگ […]
مرداد ۲۲, ۱۳۹۷

داستان ماورایی (گوی اسرارآمیز) – قسمت ۴ – نوشته محمد

داستان ماورایی (گوی اسرارآمیز) – قسمت ۴ – نوشته محمد – ارباب شیطانی ؟؟؟ – بله . شیاطین دو دسته اند . نوکر ها و اربابان. […]
رفتن به نوارابزار