قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
آبان ۲۶, ۱۳۹۷

داستان ماورایی باغ پدربزرگ – قسمت دهم (کاخ طلسم ها) – نوشته محمد

داستان ماورایی باغ پدربزرگ – قسمت دهم (کاخ طلسم ها) – نوشته محمد پس از ورود به اداره ی کل سرزمین شیاطین چشمم به چند تابلوی […]
آبان ۱۷, ۱۳۹۷

داستان ماورایی باغ پدربزرگ – قسمت نهم (نبرد با شیاطین) – نوشته محمد

داستان ماورایی باغ پدربزرگ – قسمت نهم (نبرد با شیاطین) – نوشته محمد چشمانم را که باز کردم همه چیز تار بود.. مدتی صبر کردم تا […]
آبان ۱۵, ۱۳۹۷

داستان ماورایی – قدرت چشم سوم دخترک – نوشته رضا

داستان ماورایی – قدرت چشم سوم دخترک (نوشته رضا) مدتی بود که دخترک موفق شده بود چشم سومش را باز کند تا بتواند جهان های دیگر […]
آبان ۱۵, ۱۳۹۷

داستان باغ پدربزرگ – قسمت هشتم – (دنیای شیاطین) – نوشته محمد

داستان باغ پدربزرگ – قسمت هشتم – (دنیای شیاطین) – نوشته محمد پس از مدت ها تمرین دیگر هیج گونه مانعی در بدنم نمانده بود و […]
آبان ۱۵, ۱۳۹۷

داستان ماورایی – جادو کردن معشوق (نوشته رضا)

داستان ماورایی – جادو کردن معشوق (نوشته رضا) دختر زیبایی بود وتک وتنها در کنج روستایی زندگی میکرد پسر پول دار روستا عاشقش شده بود اما […]
آبان ۱۱, ۱۳۹۷

داستان باغ پدربزرگ – قسمت هفتم – ( آمادگی برای مامؤریت) – نوشته محمد

داستان باغ پدربزرگ – قسمت هفتم – ( آمادگی برای مامؤریت) – نوشته محمد پس از شنیدن حرف های جان کمی ترسیدم . مسئولیت بزرگی بر […]
مهر ۲۳, ۱۳۹۷

داستان ماورایی باغ پدربزرگ قسمت ششم (بدشانسی بزرگ) – نوشته محمد

داستان ماورایی باغ پدربزرگ قسمت ششم (بدشانسی بزرگ) – نوشته محمد آنقدر انگشتم درد میکرد که نفهمیدم چطور خارج شدیم . پس از اندکی قدم زدن […]
مهر ۱۵, ۱۳۹۷

داستان ماورایی باغ پدربزرگ قسمت پنجم (هویت اصلی) – نوشته محمد

داستان ماورایی باغ پدربزرگ قسمت پنجم (هویت اصلی) – نوشته محمد کاخی بزرگ با ظاهری خشن و سرد … – اینجا دیگه کجاس !!!! – عجله […]
مهر ۸, ۱۳۹۷

داستان ماورایی باغ پدربزرگ قسمت چهارم ( سفارت جادو ) – نوشته محمد

داستان ماورایی باغ پدربزرگ قسمت چهارم ( سفارت جادو ) – نوشته محمد – به به .. چشمم روشن ..‌ چقدر شبیه پدربزرگتی مرد جوان !! […]
رفتن به نوارابزار