قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
مدیتیشن اضطراب
مدیتیشن برای افراد دارای استرس و اضطراب
اسفند ۱۹, ۱۳۹۷
ارتباط با خود برتر دیگران
ارتباط با خود برتر دیگران (پست ویژه)
اسفند ۲۴, ۱۳۹۷

کنترل انفجار خشم و نفرت

خشم و نفرت

کنترل انفجار خشم و نفرت

فرض می گیریم شما همین الان گوشی تلفن در دست دارید و می خواهید هر چه قدر فحش از زمان پیش دبستانی تا الان و یا در محله های مختلف شهر آموخته اید نثار جان شخصی که با او خصومت دارید کنید. احتمالا قلب شما هم در حال تپیدن و خفگی است و مسئولیت سنگین رهایی از این حس خرد شدگی و خشم و درس دادن به شخص مقابل را دارید.

شاید احساس می کنید اگر آن شخص را با فحش ها و دست گذاشتن روی نقاط ضعف او خرد کنید موفق و پیروز و سربلند هستید و از آتشی که به جان او انداخته اید بی اندازه مسرور می شوید.

اگر چنین فردی هستید فرد عجیبی نیستید. این کارها را تقریبا خیلی ها انجام می دهند مخصوصا در مورد کسانی که برایشان مهم هستند ولی از آنها آزار دیده اند. اصلا گاهی تصور می شود اگر شخصی به شما از روی خشم شدید و حرص جانسوز فحش ندهد برای او مهم نیستید. پس فردی که الان قصد دارید او را به آماج دشنام بگیرید حتما برایتان از نظر احساسی خیلی مهم است. بنابراین از جهاتی خوشبخت است که حداقل ارزش حرص در آوردن شما را دارد.

ضرب المثلی است که می گوید: هیچ کس به سگ مرده لگد نمی زد… بله کسی لگد می خورد که مهم باشد.

از شما نمی توانم بخواهم که با تصور فرستادن عشق و نور به قلب شخص، ارتعاشات خود را بالا برده تا دست از فحش دادن به او بردارید. احتمالا در این لحظه به قدری خشمگین هستید که نمی دانید مراقبه چگونه نوشته می شود. بی فایده هم است اگر در چنین حالتی بخواهم برای او دعای خیر کنید چون حتما تا الان لعن و نفرین زیادی را به سمت او روانه کرده اید.

عده ای از کسانی که شرح آنها در بالا آورده شد ممکن است عشق ورزیدن آسمانی و زوری به کسی را نشانه ترسویی و عدم داشتن شهامت برای رویارویی با خشم و نفرت بدانند. اینکه مجبور باشند به دیگران نور عشق بدهند تا قلبشان آرام شود آنها را سیر نمی کند.

حقیقتا هم افرادی زخم خورده هستند…

فحش و ترور شخصیتی فردی که از او خشمگین هستید واقعا لذت بخش است نه؟ انگار که سوزنی به شما زده می شود و خالی می شوید و شخصی که فحش ها را شنیده احتمالا پودر خواهد شد.

این تنها ظاهر قضیه است.

نمیخواهم بگویم دل شکستن هنر نیست و تا توانی دلی به دست آر…شما فعلا به معالجه درونی خود نیاز دارید. دل به دست آوردن پیش کش…

کمی مکث کنید (وقت برای فحش دادن به طرف زیاد است و فرار نمی کند…). می خواهم علت اینکه می خواهید خشم خود را روی او تخلیه کنید چیست؟

شاید بگویید:

– او زندگی مرا نابود کرده و پولهایم را دزدیده…

– او مرا بازیچه احساسی خود کرده و با فحش دادن می خواهم بگویم که فکر نکند در کار خود موفق بوده

– او به من احترام نگذاشته من هم او را می شکنم تا بداند خودش هم تحفه ای نیست

– او قدر زحمات مرا ندانسته و خیال می کند از من سوء استفاده کرده ولی او را تحقیر می کنم تا بداند چه انسان مزخرف و بدیست

– او باید فحش بخورد تا لیاقت خود را پیدا کند

– اگر به او فحش ندهم پس چگونه خالی شوم؟ دارم می ترکم…

– نمیخواهم او را برتر از خودم ببینم…او باید زیر فحش های من له شود

– او به من بی محلی کرده…خیلی بیشعور است و باید او را از این قضیه مطلع کنم

– و ده ها دلیل دیگر

حقیقت این است که شما واقعا از ته قلب رنج می برید. اگر در حالت عادی خود بودید هیچ کدام از این افکار به سراغ شما نمی آمدند. ولی شرایط باعث شده آن روی دیگر شما مشخص شود..آن روی ضعیف و شکننده شما که شدیدا تحت تاثیر افکار و احساسات دیگران است…شما اعتماد به نفس کمی دارید و عزت نفس شما به راحتی توسط دیگران متزلزل می شود. بنابراین بهتر نیست گوشی را به زمین بگذارید و به خودتان فحش بدهید؟ بله مقصر شما هستید. خود خود شما. شما مسئول افکار و احساسات خود هستید. شما هستید که اجازه می دهید چه کسی چگونه بر شما اثر بگذارد. شما آن قدر از درون احساس بدبختی می کنید که باید ارزش و احترام را از دیگران بخرید وگرنه پرپر می شوید و به جان دیگران می افتید.

وقتی شما برای خودتان ارزش قائل نیستید چگونه انتظار دارید دیگران به شما احترام بگذارند؟

اگر می خواهید به فلانی فحش بدهید چون شما را بازی داده و لایق خود ندانسته در واقع واقعا هم بی لیاقت هستید. احساس لایق بودن باید از درون برخواسته شود و شما نمی توانید کسی را مجبور کنید تا احساس خاصی نسبت به شما داشته باشد. اگر ارزش و لیاقت درونی خود را کشف کرده باشید به خطاهای فرد حتی فکر هم نمی کنید چه برسد به اینکه تلافی کنید. چه اهمیتی دارد بقیه در مورد شما چه فکری می کنند؟

فحش دادن و ابراز کینه به دیگران برای شما ارزش نمی آورد و نوعی گدایی مخفیانه و ناآگاهانه توجه و محبت آن شخص است. شما گدا هستید نه یک فحاش واقعی.

می دانم باز هم قلب شما ممکن است درد کند. چه اشکالی دارد درد کند؟ این درد خیلی چیزها را به شما می گوید. این درد یعنی به خودتان برگردید و

تهی بودن خودتان را ببینید. تا وقتی نفهمید مشکل از شماست برای حل آن کاری نمی کنید.

آیا از اینکه شخص مورد نظر شما دیگر ابراز محبتی به شما نمی کند، رنج می برید و می خواهید با فحش و ابراز خشم به نوعی درد خود را به گوش او برسانید تا اندکی آرام شید؟ متاسفانه گدایی محبت نمی تواند فضای بزرگ قلب ما که فقط با چشمه محبت درونی واقعی پر می شود را پر کند. همه چیز تمام شده است. آن فرد یا افراد را رها کنید. با خودتان خلوت کنید. به دردهای درونی تان توجه کنید. شهامت واقعی صادق بودن با خود است.

قرار نیست به زور کسی را ببخشید یا دعای خیر برای او بفرستید تا آرام شوید. روی مسائل سرپوش نگذارید. خشم خود را همان طور که هست ببینید و دلیل درونی آن را جستجو کنید. اگر احساس حقارت می کنید این احساس از مریخ به درون شما نیامده بلکه از قبل در وجود شما بوده و تحت شرایطی ظاهر آن نمایان شده. این حقارت را بپذیرید. شما حقیر هستید؟ اگر نیستید چرا آن را احساس می کنید؟ اصلا حقیر یعنی چه؟ آیا برای شما این معنی را دارد که کسی به شما توجه نمی کند و ارزش های شما را نفهمیده است؟ متاسفانه هر کس مشغول زندگی خودش است و معذرت می خواهم که وقت ندارد دائم به شما و ارزش هایتان فکر کند. در عوض خودتان هستید و خودتان. اگر ارزش های شما آن قدر زیبا و جذاب است پس خودتان شاهد آن باشید و به آن افتخار کنید.

البته اینها تمرین می خواهد. حرکت از احساسات به سوی منطق احتیاج به تمرین و نظارت کامل فکری دارد تا مغز هم دچار تغییر شود و بخش های جدیدی در آن فعال شود. تا کی می خواهید این گونه بمانید؟ تا کی می خواهید مدام به این و آن فحش دهید؟ بله تحمل و تغییر نگرش دردناک است. مسلما تا شب فحش را به صاحبش نرسانید آرام نمی گیرید. خب آرام نباشید و پس از تحمل درد قلبی و سوزش بسیار و خودکاوی درون بلاخره تغییرات ایجاد می شود و از این حالت کودکانه خارج می شوید. هر بار قوی تر از قبل می شوید. هر بار سلول های مغز شما برای کار جدید و منطقی تری جهت گیری پیدا می کنند. این مراحل هم ممکن است دردناک و تلخ باشد. باید درد سابیدگی را تحمل کنید تا صیقلی شوید.

فقط اینکه احساسات خود را سرکوب نکنید ولی لطفا آنها را هم به گوش مخاطب نرسانید. پیش خودتان تخلیه شوید. یکی از روش های متداول این کار نامه نگاری برای کسی است که از او ناراحت هستید و به صلاح نیست که مستقیما با خود او درد و دل کنید. این کار در مورد صحبت با خود هم کاربرد دارد. در یک نامه تمام حرف های خود را به کسی که از او خشمگین هستید بگویید (بنویسید). فحش هم آزاد است تا بفهمید از کجا دچار سوزش شده اید و آن بعد از وجودتان را بشناسید. نامه آماده پست است ولی آن را خوب پاره کنید و به دور بیاندازید. شما تخلیه روانی شدید و احتمالا در حین نوشتن نامه، چیزهای ضد و تقیضی در مورد افکارتان متوجه شدید و به خودشناسی بیشتری دست پیدا کردید. حس رهایی شما بیشتر شده. هدف هم همین است و نیازی نیست نامه را کسی ببیند.

اگر هم گاهی از خود خشمگین هستید و یا احساس گناه می کنید همین روش را انجام دهید و خودتان را مخاطب قرار دهید و هر چه می خواهید بگویید. اگر واقعا این کار را ادامه بدهید هر چند که نامه شما اوایل خشم آلود است ولی در انتها حتما به دلایل ریشه ای کارهای خود و حتی بخشش چیزهایی که تحت کنترل شما نبوده خواهید رسید.

 

 

admin
admin
درباره ردای سیاه (ادمین): تمرین کننده و نشر دهنده علوم روحی و روانشناسی (بیشتر)

2 دیدگاه ها

  1. هنرجو گفت:

    مطلب بسیار مفیدی بود واقعا متشکرم از زحماتتون خانم ردای سیاه
    امیدوارم خداوند بهتون اجر پاداش بده
    بخاطر تمام زحماتی که تو این سالها برای بالا بردن اگاهی هموطن های خودتون کشیدید
    زندگی من دچار مشکلاتی بود که سایت شما و مطالبش کمکم کرد تا راه درست پیدا کنم
    از شما و همه ی تیم تحریه که خیلی زحمت میکشین تشکر میکنم
    امیدوارم یه روزی میتینگی برگزار بشه و بتونم شما عزیزان از نزدیک ببینم و تشکر کنم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوار ابزار