قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس

چرا عامل انتقادی ذهن یا نگهبان دروازه ناخودآگاه تمایل به رد تلقینات دارد؟

تلقین
چرا یک تلقین باید چندین بار تکرار شود؟
اردیبهشت ۲, ۱۳۹۸
پرانیک هیلینگ
بررسی پرانیک هیلینگ (مطلب ویژه)
اردیبهشت ۲, ۱۳۹۸

چرا عامل انتقادی ذهن یا نگهبان دروازه ناخودآگاه تمایل به رد تلقینات دارد؟

نگهبان دروازه ناخودآگاه

چرا عامل انتقادی ذهن یا نگهبان دروازه ناخودآگاه تمایل به رد تلقینات دارد؟

عامل انتقادی ذهن یا نگهبان دروازه ناخودآگاه یا همان critical factor از عوامل مهمی است که اجازه نمی دهد هر نوع تلقینی هر چند سازنده جذب ناخودآگاه ما شود به خاطر همین هیپنوتیزم و روش های مختلف ایجاد خلسه استفاده می شود تا این عامل انتقادی ذهن موقتا غیر فعال شده و بتوان تلقینات را مستقیما به ضمیر ناخودآگاه فرستاد.

عامل انتقادی یا نگهبان دروازه نا خودآگاه چیست؟

متاسفانه هیچ کس به طور دقیق نمی داند که ماهیت آن چیست و چرا بر سر راه تغییر ما مقاومت می کند. ما نمی توانیم بخش مشخصی از مغز را نشان دهیم و بگوییم که مربوط به عامل انتقادی است.

بنابراین نگهبان دروازه در علم هیپنوتیزم یک نوع استعاره است و موجودیت خارجی ندارد ولی تاثیر آن دیده می شود به طوری که توجیه کننده مقاومت انسان در برابر تلقینات در زمان هوشیاری است و حتی گاهی نمی گذارد فرد وارد حالت خلسه شود.

مردم در طول زندگی خود عادت کرده اند که این عامل انتقادی را با رفتارهای خود تقویت کنند. آنها چنان برای افکار خود مرزهای مشخصی تعیین می کنند که فضایی برای باورهای جدید نمی گذارند. در واقع عامل انتقادی خود را بیش از حد فعال کرده اند.

وقتی ایده جدیدی مطرح می شود عامل انتقادی یا نگهبان دروازه ناخودآگاه آن ایده را رد می کند تا بتوانید مانند قبل زندگی کنید. در حقیقت نقش عامل انتقادی ذهن، نگه داشتن الگوهای فکری انسان در یک قالب یکسان است و تغییر را دوست ندارد. بنابراین چیزهایی را قبول می کند که در حال حاضر وجود دارند و چیزهایی را رد می کند که باورهای قبلی انسان را به چالش می کشاند.

پس این نوعی مکانیسم ذهنی است تا انسانها را از تغییر باز بدارد. همچنین نوعی مکانیسم دفاعی هم است تا وقتی که چیزی که برایتان به خوبی می کند را کنار نگذارید و تغییر ندهید. چرا ریسک کنید و به راه های جدیدی بروید که شاید هیچ چیز در انتهای آن نباشد؟ بنابراین عامل انتقادی باعث محافظت ما شده و از ریسک کردن های زیاد ما می پرهیزد. این یکی از فرضیه های مربوط به ماهیت این عامل انتقادی است.

فرضیه دیگر که توسط میلتون اریکسون عنوان شده این است که عامل انتقادی یا همان نگهبان دروازه ناخودآگاه وجود ندارد و در واقع همان بخش خودآگاه ذهن است که در پروسه تلقین به ناخودآگاه دخالت می کند.

ذهن خودآگاه به قدری باورها و افکار خود را توسط تکرار و عمل کردن به آنها تقویت می کند که ذهن ناخودآگاه نمی تواند چیز جدیدی در این میان عرضه کند.

به همین دلیل اریکسون مایل بود تا از ذهن خودآگاه بیماران رها شود تا حضور آن باعث محدودیت در تفکر و تغییر نشود. در حقیقت این کار مثل از بین بردن راه حل های قبلی است تا ذهن بتواند به صورت خلاقانه راه جدیدی پیدا کند و یا تلقین در مورد تغییر را بپذیرد.

البته منظور او محو کامل ذهن خودآگاه نبود بلکه حدودی از آن در طی هیپنوتیزم درمانی بیدار می ماند و با اریکسون همکاری می کرد. او تا حدی باعث کاهش فعالیت ضمیر خودآگاه می شد که فقط بخش عامل انتقادی آن به خواب رود. این تعادلی بود که او همیشه آن را در ذهن بیمار اجرا می کرد.

بنابراین قرار نیست فکر کنیم که برای موثر شدن تلقینات باید هوشیاری خود را از دست بدهیم چون حتی هیپنوتراپیست بزرگی مثل میلتون اریکسون هم این کار را نمی کرد و فرد تا حدودی در طی جلسه هیپنوتیزم هوشیار و در حالت خلسه باقی می ماند و تنها نگهبان دروازه ناخودآگاه در طی همین عمل خلسه کم رنگ می شد.

قدرت هیپنوتیزم افراد وقتی بالاتر می رود و موثرتر می شود که از این عامل انتقادی عبور کنند. وقتی نتوان آن را در طی هیپنوتیزم غیر فعال کرد در این صورت بقیه مراحل کار دچار مشکل می شود.

 

 

نیلوفر
نیلوفر
- دانشجوی روانشناسی بالینی و مترجم. - وظایف: مشارکت در ترجمه مقالات ماورایی و روانشناسی برای سایت - علایق: علوم ماورا و مراقبه، روانشناسی بالینی، فلسفه، روانشناسی عمومی، قانون جذب، شمنیسم، عرفان و ...

3
دیدگاه بگذارید

avatar
2 Comment threads
1 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
3 نظر دهندگان
علی خانی (مسئول روابط عمومی) mrsharif تجهیزیار نظردهندگان اخیر
  اشتراک  
جدیدترین قدیمی ترین
اطلاع از
تجهیزیار
مهمان

جالب بود ! سپاس از اطلاعات تان !

mrsharif
مهمان
mrsharif

سلام. من چندماه پیش چیزهای عجیب و البته. دردناک رو تجربه کردم مثل عبورجریان برق از بدنم یا فشار بیش از حد به اعصابم که دلایلی خیلی غیرمعقول هم پشت قضیه بودن. و من رفتم دکتر و سه هفته قرص افسردگی مصرف کردم. بعد از اون قضیه انرژی مضاعفی پیدا کردم حتی بیستراز قبل! هنوز هم فکر میکنم اون حالتا چرا سراغم اومد جوابی براش پیدا نمیکنم، جدیدا هم نمیدونم چرا وقتی اسم خدا میاد حس میکنم هیچ درکی از خدا ندارم. روئ چاکراهام بویژه چاکرای هفتمم هم هرروز کار میکنم ولی نسبت به قبل خدا برام ناشناخته هس، سالها… بیشتر »

علی خانی (مسئول روابط عمومی)
ادمین

با سلام. در مورد حس جریان برق در بدن نمی توان به طور قطعی نظر داد ولی در علم ماورا نزدیک ترین حالت به آن، عبور انرژی پرانا در چاکراهای بدن است. در مورد معرفت و خداشناسی باید مطالعات گسترده ای در این زمینه انجام دهید مثل خواندن مباحثی در مورد معجزات موجود در قرآن و برهان های وجود خدا تا بخش منطق ذهن شما هم بتواند باور به خدا را هضم کند. به مطالب آتیست ها و خداناباوران کمتر توجه کنید مگر آنکه جواب شبهات آنها را بدانید و یا در مورد آن تحقیق کنید. کارهایی که انسان را… بیشتر »

رفتن به نوارابزار