برای ورود به کاون آرنوشا (مسائل احضار جن) کلیک کنید

فرم ارسال تجارب ماورایی شما برای انتشار در سایت

مقدمات کندالينی يوگا | کندالینی یوگا چیست؟

کندالینی

مقدمات کندالينی يوگا | کندالینی یوگا چیست؟

ما همواره در دو بعد جسمانی و روحانی زندگی می کنيم. همه تجاربی که در طی روز با آنها رو به رو هستيم مانند ورودی های حس های پنجگانه، افکار، احساسات و عواطفT محصول ماده هستند. يعنی تمام آنها در بعد جسمانی صورت می گيرند. بنابراين آنها واقعی، روحانی و خالص نيستند. اين نشان می دهد که بايد چيزی ورای آنها وجود داشته باشند. برای اينکه بتوانيم به بعد روحانی وجودمان برسيم، بايد محدوديت های ذهن خود را کنار بزنيم و از آن عبور کنيم.

ذهن ما مسلما مادی هست و از نوع روحانی نيست. ذهن می تواند تغيير يابد و متکامل شود. هر چيزی که توسط ذهن و اعمال ما ساخته می شود نيز مادی هست. افکار ،اختراعات، تعاريف ما از خود، ساخت قطعات موسيقی و حتی رويا ديدن همه ناشی از فعاليت های ذهن و عصاره های مادی آن هستند. علاوه بر اين می توان اين طور استنباط کرد که جهان بيرونی، انعکاسی از جهان درونی ما است و بسته به ميزان اصلاح ذهن، جهان بيرونی زيباتری نيز خواهيم داشت. وقتی همه چيز در جهان بيرون زيبا باشد به معنی است که درون ما دارای شکوه و آرامش است. در واقع همه چيز در جهان بيرون حاصل تجربه ما از خود است.

 

 

کندالینی

اما آيا اصلاح ذهن به تنهایی برای رهایی کافی است؟

يوگا به عنوان يک هنر ذهنی و جسمی به ما ياد می دهد که ما ذهن نيستيم و جسم نيز هستيم. بنابراين شادی درونی تنها از طريق اصلاح ذهن حاصل نمی شود. البته از طريق تمرينات جسمی خالی نيز امکان پذير نيست. حتی کار بر روی هر دو بخش ذهن و جسم نيز کافی نيست. زيرا ما دارای بخش های ديگری به نام عواطف و احساسات و آرزوها نيز هستيم. در نتيجه انسان فرای ذهن خود است. بنابراين لازم است که بتوانيم خود را در جهات مختلفی متکامل کنيم. به همين دليل است که انواع مختلفی از يوگا مانند هاتا يوگا، گيانا يوگا، کارما يوگا، راجا يوگا، کندالينی يوگا و … وجود دارد و هر کدام بر روی ابعاد خاصی از انسان متمرکز می شوند.

يک رهجوی معنوی بايد مخلوطی از سبک های يوگا را برای متکامل کردن ابعاد مختلف وجودش استفاده کند. بايد همواره به ياد داشته باشيم که يوگا تنها به اصلاح شخصيت ما نمی پردازد. يک سطح از شخصيت ما به ذهن، بدن و عواطف ما بستگی دارد ولی سطح عميقتر آن بايد توسط اصلاح انواع ديگری از ذهن و احساسات متکامل تر میشود و به فرآيندی نياز دارد که کندالينی يوگا نام دارد.

کندالينی يوگا بخشی از تعاليم تانتراها است. قبل از پرداختن به کندالينی يوگا لازم است که کمی خلاصه با تانترا آشنا شويم. از اعصار گذشته، انسان های هوشمند به اين موضوع پی برده اند که ذهن می تواند گستره مختلفی از حالات را تجربه کند و اين تجارب به پديده های مادی وابسته نيست. برای مثال اگر شخصی نقاشی بکشد، ما می توانيم آن را ببينيم و اگر کسی موسيقی بنوازد ما می توانيم بشنويم ولی ما همچنان می توانيم ببينيم حتی اگر نقاشی نباشد و می توانيم بشنويم حتی اگر آن موسيقی نباشد. اين حقيقتی است که متاسفانه در قرون اخير به فراموشی سپرده شده است.

تانترا به ما می آموزد که بازه تجارب ذهنی می تواند گسترده شود. به کمک حواس پنجگانه، ذهن ما تجاربی را بر اساس ماديات خواهد داشت. ما هم می توانيم تجاربی را در قالب زمان، فضا و چيزهای مادی داشته باشيم و هم می توانيم تجاربی را فرای زمان، فضا و اشيا داشته باشيم. حالت دوم تنها زمانی امکان پذير است که ذهن ما به فرای تعاريف و محدوديت های خود برسد و زمانی که اين اتفاق بيفتد، انرژی از درون شما آزاد می شود.

در طول سال های مختلف، انسان ها سخنان زيادی در مورد تجربه ای که نيروانا، موکشا، خودشناسی و رهایی ناميده می شود، زده اند در حالی که مکانيسم اصلی وقوع آن را نمی دانند. يوگا به اين تجربه، سامادهی می گويد. اگرچه بسياری از مردم فکر می کنند که اگر به سامادهی يا نيروانا برسند، همه چيز تمام می شود ولی اين حالت به معنی تمام شدن دنيا نيست. هيچ چيز به پايان نمی رسد. تنها سطحی از تجارب به پايان می رسد و سطحی ديگر آغاز می شود.

يوگی ها و تانتريکها پی برده اند که در جسم فيزيکی ما يک پتانسيل نهفته ای وجود دارد. اين پتانسيل نه روانی است و نه فلسفه ای و استعاره ای بلکه يک نيروی ديناميکی در جسم فيزيکی است و کندالينی نام دارد. کندالينی، بزرگترين کشف تانترا و يوگا است. حتی به تازگی دانشمندان نيز توانسته اند به طور علمی به آن بپردازند. می توان به اين صورت نتيجه گرفت که دانش هيچ گاه چيز جديدی را در جهان کشف نمی کند و تنها برخی باورهای قديمی قرن های بسيار گذشته را تاکيد می کند.
در مجموعه دروس اين انجمن با مراحل بيدار سازی کندالينی آشنا خواهيد شد و همه چيز به طور سيستماتيک و پله پله برای پرورش ذهن و بدن شما به منظور آمادگی برای به جريان انداختن کندالينی پرداخته خواهد شد. همچنين با معرفی نکات مهم داخل تمرينات از بروز هر گونه عوارض جانبی بيدار سازی اين نيروی درونی به شدت کاسته خواهد شد. ما هيچ گاه به طور مستقيم بر روی ذهن تاثير نمی گذاريم زيرا ذهن چيزی نيست جز ادامه ای از بدن ما. به همين جهت ابتدا از جسم، پرانا، نادی ها و چاکراها به نحو اصولی و طبقه بندی شده شروع می کنيم.
اما ماده و انرژی چه ارتباطی با هم دارند؟

کشف انرژی با کشف ماده همراه بوده است. آيا نيروی هسته ای از بهشت آمده است؟ خير بلکه اين انرژی از ماده خام به دست آمده است. تجربيات ما از کجا منشا می گيرد؟ از بهشت؟ از آسمان ها؟ خير. تنها از اين بدن و سيستم عصبی. به همين دليل است که جسم ما در انواع تجربياتی که داريم و خواهيم داشت بسيار مهم است.
اما کندالينی چيست؟

کندالينی نام نيروی پتانسيل خفته در انتهای ستون فقرات است. مرکز آن در چاکرای ريشه يا مولادهارا است و برای بيدار سازی آن لازم است که تمرينات يوگا را انجام داد. بدين ترتيب که بايد آساناها، پرانامايا، کريا يوگا و مديتيشن را تمرين کرد. سپس قادر می شويد که جريان پرانا را به مرکز کندالينی فرستاده و منجر به بيداری و صعود آن از نادی های سوشومنا، کانال اعصاب مرکزی، به سمت مغز شويد. همان طور که کندالينی صعود می يابد از چاکراهای مختلف که با بخش های خفته مغز در ارتباط هستند عبور می کند. با بيداری کندالينی، يک انفجاری از آگاهی در مغز رخ داده و بخش های خفته آن مانند گل ها شروع به شکفتن می کنند. بنابراين می توان نتيجه گرفت که بيداری کندالينی برابر است با بيداری بخش های خفته ای از مغز.

اگرچه گفته می شود که کندالينی در چاکرای مولادهارا يا ريشه باقی مانده است ولی هر کدام از ما در درجات روحی متفاوت هستيم و ممکن است که سطح کندالينی در ما به چاکرای دوم، سوم و يا چهارم رسيده باشد. اگر اين طور باشد بنابراين هر نوع سادنایی که شما انجام می دهيد می تواند منجر به نوعی بيداری در چاکرایی باشد که کندالينی به ان رسيده باشد. البته بيداری کندالينی در چاکرای اول يک چيز است و بيداری در چاکرای هفتم که با بخش بالاتری از مغز در ارتباط است چيز ديگری است. هنگامی که لوتوس ساهاسرارا يا چاکرای هفتم شکوفا شود، آگاهی جديدی ايجاد می شود.

آگاهی کنونی ما شديدا وابسته به حس های فيزيکی ما است. اگر شما چشم نداشته باشيد مسلما نمی توانيد ببينيد. ولی هنگامی که آگاهی جديد به وجود آيد شما می توانيد بدون وابستگی به حس های فيزيکی خود همه چيز را ادراک کنيد و دانشی هم که به دست می آوريد بدون وابستگی به آن حس ها است.
هدف از بيداری کندالينی و آشنایی با برخی اثرات آن

افراد زيادی هستند که قادر بوده اند کندالينی خود را فعال کنند. نه تنها افراد مقدس و روحانی بلکه شاعران و نقاشان و جنگاوران و نويسندگان و … هم توانسته اند اين نيرو را در خود بيدار کنند. با فعال شدن کندالينی، نه تنها ديد خداگونه پيدا می کنيم بلکه نوعی هوش خلاق و بيداری توانایی های ماورایی را نيز شاهد خواهيم بود. با فعال سازی آن ما می توانيم هر چيزی در زندگی خود بشويم.

انرژی کندالينی در سطوح مختلفی از چاکراها جريان می يابد. ابتدا به صورت خيلی ناخالص و کلی و سپس به صورت عمقی و درونی. بيان اين انرژی در سطوح عالی و با ارتعاشات بالا نشان دهنده ارتقا هوشياری انسان به درجات بالاتر است.

کندالينی انرژی خلاق است و می تواند توليد کننده زندگی يا ايده های جديدی باشد همان طور که انيشتن از لايه های عمقی آن برای خلق تئوری مانند نسبيت استفاده کرد. اين همان انرژی است که افراد با استفاده از آن می توانند ايده های جديد و خلاقانه برای ايجاد موسيقی های زيبا را تصنيف کنند. اين همان انرژی است که در همه بخش های زندگی چه ايجاد يک شغل جديد باشد و چه انجام مسئوليتهای خانوادگی و رسيدن به اهداف ديگر باشد جريان دارد. در واقع در تمام جهان حالات مختلف اين انرژی خلاقانه وجود دارد.

با بيداری کندالينی تغييرات اساسی در زندگی ما صورت می گيرد و ارتباط چندانی هم به نوع اعتقادات و فرهنگ و آيين ما ندارد بلکه بيشتر با کيفيت تجارب و درک ما دارد. با فعال شدن آن فعاليت مغزی و ذهنی تغيير می کند و اوليت ها و نوع وابستگی های ما به زندگی هم تغيير می يابد. برای مثال در دوران کودکی، اسباب بازی را بسيار دوست داشتيم ولی چرا ديگر الان اين طور نيست؟ چون ديگر ذهن ما تغيير کرده است. هنگامی که کندالينی جريان پيدا کند ذهن ما کاملا جديد می شود و ديگر آدم سابق نخواهيم بود. حتی ممکن است جسم فيزيکی ما هم دچار تغيير شود.

پس از فعال شدن کندالينی، جسم فيزيکی دچار تغييرات بسيار زيادی می شود که در حالت کلی سودمند است ولی اگر نتوانيم آن را به درستی کنترل کنيم در اين صورت منفی خواهد بود. هنگامی که شاکتی يا کندالينی خفته بيدار می شود سلول های بدن کاملا شارژ می شوند و يک فرآيند جوانسازی در بدن رخ می دهد. حتی ممکن است صدای انسان و بوی بدن او و سطح توليد هورمون ها نيز دستخوش تغييرات شود. در واقع تغييرات سلول های بدن و مغز با سرعتی بيش از حد نرمال اتفاق می يفتد.

اما چرا بايد کندالينی را فعال کرد؟ اگر تنها قصد رسيدن به قدرتهای معنوی را داريد در اين صورت چرا که نه. می توانيد از اين طريق به خيلی از آنها برسيد ولی مسئوليتش با خودتان. اما اگر می خواهيد که از طريق بيداری کندالينی به اتحاد بين شاکتی و شيوا (دو نيروی قوی در بدن) برسيد و وسيله ی سامادهی و آگاهی تمام را که يک تجربه ناب در کل کهکشان هست را فراهم کنيد در اين صورت هدف شما عالی است و چيزی جلودارتان نخواهد بود.

پس از تجربه بيداری کندالينی، ما از لحاظ فيزيکی، ذهنی و روحی به شدت و با سرعت زياد متحول می شويم و ديگر شخصی با بدن و ذهنی ضعيف و ولتاژ پايين پرانا نيستيم. بلکه هر کدام از سلول های ما با ولتاژ بالای پرانای کندالينی شارژ می شود و ذهن ما بسيار قدرتمند و آگاه شده و جايگاه هوشياری مقدس می شود.
با وجود اينکه محل کندالينی در ما بر روی بدن فيزيکی يا انرژيکی و يا حتی اختری نيست بلکه بر روی کالبد سببی است به هر حال با جسم فيزيکی ما رابطه تنگاتنگ دارد. به همين دليل تمرينات بدنی می تواند در تحريک شاکتی (کندالينی نهفته) و صعود آن به سمت شيوا (آگاهی برتر در چاکرای هفتم) موثر باشد.

برای شروع تمرينات لازم است که ابتدا با يک سری مفاهيم اوليه آشنا شويم. در مورد چاکراها حتما مطالبی را می دانيد و در قسمت های ديگر انجمن هم در مورد آن توضيح داده شده است. بنابراين سراغ مفهوم بعدی به نام نادی ها می رويم.

نادی ها کانال هایی هستند که آگاهی در آنها جريان می يابد. از ميان اين کانال ها پرانا شاکتی (نيروی حيات) و ماناس شاکتی (نيروی ذهنی) می گذرد. طبق آموزه های تانترا حدود ۷۲۰۰۰ نادی در بدن وجود دارد. از بين آنها ۱۰ کانال اصلی است و باز هم از بين آن ۱۰ تا سه مورد اهميت بالاتری را در کنترل جريان پرانا و آگاهی در ساير نادی های بدن دارند. اين سه نادی به نام های Ida و Pingala و Sushumna معروف هستند.

وظيفه نادی Ida کنترل فرآيندهای ذهنی و وظيفه Pingala کنترل پروسه های حياتی است. نادی Sushumna کانال مربوط به بيداری آگاهی روحی است. هنگامی که پرانا در نادی Sushumna جريان می يابد دو نادی ديگر نيز فعال می شوند. لازم به ذکر است که هر سه آنها بر روی ستون فقرات قرار دارند. هر سه نادی از چاکرای ريشه شروع می شوند. از آنجا پرانای موجود در نادی sushumna مستقيما به سمت بالا جريان می يابد در حالی که Ida به سمت چپ  و Pingala به سمت راست متمايل می شود. در چاکرای دوم هر سه نادی دوباره با هم ملاقات می کنند و Ida و pingala از روی هم عبور می کنند و اين بار Ida به سمت راست  و Pingala  به سمت چپ می رود. نادی sushumna همچنان در مسير مستقيم به سمت بالا حرکت می کند. اين نادی دوباره در چاکرای سوم هم ديگر را ملاقات می کنند و تا آخر. اين کار آن قدر ادامه پيدا می کند که دوباره هر سه در چاکرای ششم با هم ملاقات می کنند.

 

نادی

 

لازم به ذکر است که دو نادی Ida و Pingala به طور همزمان کار نمی کنند و يکی متوقف شده و ديگری کار می کند. به همين دليل است که تنفس در يکی از سوراخ های بينی به طور تناوبی راحت تر است. هنگامی که سوراخ بينی سمت چپ بازتر باشد و راحت تر بتوان تنفس کرد يعنی نادی Ida فعال است و اگر سمت راستی بازتر باشد يعنی در آن موقع نادی Pingala فعال تر است.

تحقيقات نشان داده است که هنگامی که منفذ بينی سمت چپ باز تر باشد يعنی نيمکره سمت راست مغز فعال تر است و اگر منفذ بينی سمت راستی بازتر باشد يعنی نيمکره سمت چپ مغز فعال تر می شود. بدين شيوه است که نادی ها و پرانا موجب کنترل فعاليت مغز و در نتيجه آگاهی ما می شوند. حال اگر ما به طور همزمان اين دو نادی را فعال کنيم آن وقت هر دو نيم کره مغز به طور همزمان فعال میشود و تاثيرات زيادی را بر روی مغز و جريان تفکر و فرآيندهای ذهنی خواهد گذاشت.

در حالت عادی چنين چيزی امکان ندارد زيرا فعال بودن همزمان دو نادی Ida و Pingala زمانی ميسر است که نادی مرکزی يعنی sushumna به کندالينی متصل باشد.

هنگامی که کندالينی در چاکرای اول يا مولادهارا بيدار می شود انرژی مربوطه مسير خود را از نادی Sushumna به سمت چاکرای ششم يا آجنا می پيمايد. چاکرای مولادهارا به عنوان ژنراتور قوی برای فرستادن کندالينی به سمت چاکراهای فوقانی محسوب می شود. برای استارت زدن اين ژنراتور لازم است که انرژی پرانا به سمت آن برود. با تمرينات پرانامايا شما انرژی ای را توليد می کنيد که به صورت يک فشار به سمت چاکرای مالادهارا رفته و آن را بيدار می کند. سپس انرژی به سمت چاکراهای فوقانی حرکت می کند.

بنابراين بيداری نادی sushumna يک مرحله بسيار مهم در کندالينی يوگا است. حال فرض کنيد که کندالينی فعال شده است ولی مسير اين نادی بسته باشد. در اين صورت توزيع انرژی صورت نخواهد گرفت. اگر تنها دو نادی ديگر يعنی Ida و Pingala فعال باشند در اين صورت جريان بسيار ضعيفی از کندالينی در بدن ايجاد می شود که برای رسيدن به روشنی و رهایی کافی نيست و حتما بايد نادی sushumna باز باشد.
هر چند که اتحاد هر سه نادی برای بيداری موثر کندالينی لازم است ولی تاکيد بيشتر روی نادی sushumna است. هنگامی که شاکتی از طريق اين کانال به سمت بالا حرکت کند و به شيوا (در چاکرای هفتم) برسد آگاهی تمام عيار حاصل می شود. در واقع ارتباط بين بعد پايين و بعد بالا برقرار شده است.

لازم به ذکر است که بيداری کندالينی به صورت جريان انرژی است و يک چيز فکری و سمبليکی نيست. حتی می توان به کمک دستگاه های مخصوص، امواج حرکتی کندالينی در بدن را اندازه گيری کرد. بنابراين ماهيت واقعی و ملموس دارد. حتی اثرات آن بر مغز هم کاملا به شکلی مشهود است.

ما در مغز دارای ده مرکز هستيم که ۹ تای آنها خفته و تنها يکی از آنها فعال و بيدار است. آن نه بخش در قسمت جلویی مغز واقع هستند. دليل اين غير فعال بودن اين است که انرژی وجود ندارد. آن يک مرکز فعال مغز به دليل انرژی های موجود در نادی Ida و Pingala فعال مانده. ولی متاسفانه نه بخش ديگر تنها انرژی Pingala را دريافت می کنند که کافی نيست. برای فعال کردن کامل آنها به فرستادن پرانا به بخش جلویی مغز و انتقال انرژی از طريق نادی Sushumna نياز داريم. به همين دليل بايد تمرينات پرانامايا را به طور مرتب انجام دهيم.

حتی اگر بتوان يکی از آن مراکز غير فعال را توسط پرانا فعال کرد تبديل به نابغه خواهيم شد. نوابغ روزگار افرادی بودند که فلشی از انرژی را در يکی از مراکز خفته مغز خود داشته اند و مسبب ايجاد چنان اختراعات و اکتشافات عظيم شده اند. اگر کسی بتواند همه آن مراکز مغزی را فعال کند به کمال می رسد و حالت خداگونه پيدا خواهد کرد.

البته ما مستقيما خود آن مراکز را فعال نمی کنيم. مثلا برای روشن کردن لامپ به خود آن دست نمی زنيم بلکه از کليد برق استفاده می کنيم. بدين ترتيب برای بيدار سازی اين بخشهای موجود در مغز از کليدشان که در هر يک از چاکراها موجود است استفاده می کنيم. هر کدام از مراکز انرژی دارای بخش منحصر به فرد در مغز انسان است که با تحريک آن، ناحيه مربوطه در مغز هم فعال می شود.
متدهای مختلف بيداری سازی کندالينی:

۱- راجا يوگا

راجا يوگا از آنجا که شديدا به تمرينات شاماتا يا پرورش تمرکز فکر وابسته است متاسفانه نمی تواند برای انسانهای مدرن امروزی که دارای ذهنی شديدا مغشوش و بيش فعال هستند مناسب باشد. نتيجه گرفتن از آن به چندين سال تمرين و بازه زمانی طولانی نياز دارد.

۲- استفاده از مانترا برای بیداری کندالینی

مانتراهای بيجا و همچنين مانتراهایی که شخص گورو يا استاد به ما می دهد نيز می تواند به عنوان راهی برای بيدارسازی کندالينی باشد. منتها نتيجه گرفتن از اين روش هم به زمان طولانی نيازمند است. مانند سنگی که وقتی به آب برخورد می کند امواج دايره واری را توليدی می کند مانتراها نيز کم کم در اثر تکرار می توانند اثرات آهسته ولی موثری بر روح و جسم و ذهن ما داشته باشند. تکرار ميليون ها و حتی ميلياردها بار آن لازم است تا سطح تغييرات انرژيکی و ذهنی به ميزانی برسد که برای شروع تحريک کندالينی مناسب باشد.

۳- استفاده از گياهان برای بیداری کندالینی

منظور از گياهان آنهایی نيست که مخدر هستند و اثرات توهم زا دارند. بلکه گياهان و عصاره های مختلفی هستند که تاثيرات بسيار چشمگيری را بر فعال سازی کندالينی دارند. دانش آن نزد هر کسی نيست و حتما بايد زير نظر استاد مربوطه اقدام به مصرف گياهان خاص آن کرد. زيرا گاهی گياهان نه تنها اثر تحريک کننده بلکه خاصيت سرکوب کننده بر نادی های بدن دارند.

۴- پرانامايا

پرانامايا فقط يک تکنيک تنفسی ساده نيست بلکه روشی است برای فرستادن پرانا به مرکز کندالينی خفته. اين روش از سريع ترين و در عين حال خطرناک ترين روش های بيدارسازی کندالينی است. هر چند که نتيجه گرفتن از آن بسيار سريع است ولی اگر شخص از قبل دارای آمادگی روحی، انرژيکی ، ذهنی و بدنی مناسب نباشد اثرات بسيار وخيمی از فعال شدن کندالينی بر او به جای خواهد ماند. استفاده از پرانا در اين روش مانند آتشی است که چاکرای مولادهارا را آتش زده و مستقيما بر کندالينی اثر میکند. گاهی به دليل وجود بلاک های انرژی در بدن حرارت تنفس به مرکز مربوطه نمی رسد يا کافی نيست. به همين دليل از قفل های سه گانه jalandhara و uddiyana و moola برای به دام انداختن پرانا و فرستادن آن به نقطه مورد نظر استفاده می شود.

۵- کريا يوگا

نکته مثبت کريا يوگا اين است که برخلاف راجا يوگا به مهارت در تمرکز فکر نياز ندارد. ذهن مردم امروز چنان مشغول و طوفانی است که آرام کردن آن در طی راجا يوگا به زمان طولانی نياز دارد در حالی که کريا يوگا ارتباطی به ذهن ندارد بنابراين روشی مناسب برای مردم مدرن به منظور بيداری کندالينی محسوب می شود.

در کريا يوگا ما کندالينی را مجبور به بيداری نمی کنيم بلکه خودش بسيار بسيار آرام و ملايم و مانند يک نجيب زاده بيدار و فعال شده و مسير نادی ها را می پيمايد. عوارض بيداری کندالينی در اين روش برخلاف روش های ديگر ناگهانی و وخيم نيست. بلکه ممکن است حالات دو قطبی در انسان ايجاد کند. مثلا گاهی زياد غذا می خوريم گاهی کم. گاهی خيلی حساس هستيم گاهی بی خيال. گاهی احساس خوب داريم گاهی خيلی حالت خوش نداريم. گاهی زياد می خوابيم گاهی کم. بيداری کندالينی در کريا يوگا بدين نحو به صورت آهسته و عوارض آن قابل کنترل است.

۶- تانترا برای بیداری کندالینی

بيداری کندالينی با روشهای تانتريک تنها برای افراد معدودی که توانسته اند از لذات مادی خود بکاهند قابل به کار گيری است. اين دانش هر چند که سريع ترين راه فعال کردن کندالينی است ولی تنها افراد کمی در جهان توانسته اند به نحو صحيح از آن استفاده کنند. هيچ تجربه ماورایی در حين تمرينات آن اتفاق نمی افتد و فعال شدن اين نيروی نهفته بدون اينکه بر آن آگاه باشيم اتفاق می افتد. در عين حال اثرات روحی خود را بر تمام ابعاد وجود ما می گذارد ولی خودمان از آن بی خبر هستيم. در اين روش بيداری کندالينی و رسيدن به چاکرای ساهاسرارا هم زمان اتفاق می افتد.

۷- شاکتی پات

در اين روش، گورو يا استاد موجب بيداری کامل ولی موقتی کندالينی در ما می شود و ما در يک لحظه به سامادهی می رسيم. تمام اطلاعات درونی برای ما فاش می شود و می توانيم هر نوع مانترا و پرانامايا و آسانایی را که اطلاعات درونی بيدار شده کسب کرده ايم انجام دهيم. روش های کسب اين حالت از گورو می تواند متفاوت باشد. گاهی از نزديک و گاهی از راه دور. می تواند از طريق تماس دست او يا نگاه او يا دريافت يک گل يا ميوه يا هر نوع خوردنی از او باشد. در واقع به اين بستگی دارد که گورو در کدام سيستمی استاد شده باشد.

اين که چه کسی شايسته دريافت شاکتی پات از طرف گورو باشد خيلی مشخص نيست. گاهی يک نفر سال ها علوم روحانی را تمرين می کند ولی اين حالت را دريافت نمی کند ولی يک نفر که زندگی معمولی داشته و هر طور که خواسته زندگی کرده است ممکن است لايق دريافت شاکتی پات در طرف گورو شود. البته دريافت آن بستگی به سطح تکامل معنوی دارد و نمی توان از روی درجه روحيات و توانایی های ذهنی و جسمی شخص قضاوت کرد. زيرا گاهی اشخاص اگر رفتارهای معمولی دارند نه به خاطر اين است که تکامل روحی پايين دارند بلکه به اين دليل است که جامعه آنها را اين گونه بار آورده است.

۸- روش بی روشی و تسليم بودن

گاهی لازم نيست که خودمان را مجبور به بيداری کندالينی کنيم بلکه فقط کافی است که تسليم باشيم و بگوييم که کندالينی هر وقت دلش خواست بيدار شود و بگوييم: من هر چيزی که در زندگی رخ دهد را می پذيرم. در اين حالت تسليم بودن اگر اعتقاد داشته باشيم که کندالينی بيدار میشود در اين صورت هزاران سال تبديل به يک لحظه شده و کندالينی در دم بيدار می شود.

تمرينات کندالينی يوگا يا حتما بايد زير نظر يک گورو يا راهنما صورت بگيرد يا بايد بسيار با احتياط و پله پله از تمرينات ساده فيزيکی و سپس ذهنی و عاطفی شروع کرد. در واقع لازم است که کالبدهای اوليه انسان قبل از بيداری کندالينی آماده باشند. به هيچ وجه تمرينات پيشرفته را انجام ندهيد و اگر درست و اصولی ترتيب تمرينات را رعايت کنيد فعال شدن کندالينی هم بدون هيچ مشکلی اتفاق خواهد افتاد.

همواره مقداری آمادگی قبلی برای تحمل نيروی عظيم بيدار شده کندالينی لازم است. بسياری از ما حتی قدرت کنترل تظاهرات فيزيکی خود را هم نداريم. مثلا اگر سردرد بگيريم نمی توانيم به راحتی آن را کنترل کنيم. يا اگر خواب آلود شويم کاری نمی توانيم کاری بکنيم جز اينکه دير يا زود هوشياری مان را از دست بدهيم و بخوابيم. ما که حتی نمی توانيم چنين حالات سبک فيزيکی را کنترل کنيم چه طور می توانيم نيروی اسطوره ای کندالينی را تحت اختيار بگيريم؟ بنابراين تربيت ذهن يکی از پيش شرط های لازم آن است.

اگر شما به راحتی می توانيد حالات ذهنی و عاطفی مثل خشم و حسادت و طمع و هيجان و …. را کنترل کنيد و در گير آنها نشويد در اين صورت آماده بيداری کندالينی هستيد. همان گونه که لازم است قبل از آنکه بتوانيم جريان برق عظيم را برای خود نگه داريم ابتدا کارخانه برق بسازيم در مورد کندالينی هم قبل از استفاده از نيروی آن ضروری است که روح و جسم و روان خود را پذيرای آن کنيم.

 

کندالینی

 

چه قدر طول می کشد تا کندالينی بيدار شود؟

خود بيداری کندالينی می تواند در هر بازه زمان رخ دهد. يا می تواند توسط يک گورو در يک ثانيه به شما داده شود يا در عرض يک ماه تمرين آن را فعال کنيد و يا دو الی سه سال طول بکشد. منتها مسئله زمان بر، آمادگی برای بيدار کردن آن است. معمولا لازم است که برای فعال سازی کامل کندالينی، حدودا ۱۰ سال وقت گذاشته شود. اين زمان لازم است تا چيزی که به دست می آوريم ماندگار و بدون دردسر باشد. ولی اگر فرضا در طی دو الی سه سال به اين هدف برسيم ممکن است شرايط روحی مناسب را برای کنترل آن نداشته باشيم و نه تنها موجب رهایی روحی ما نشود بلکه مشکل آفرين باشد. چه طور ممکن است کسی که از کوچکترين هيجانات متاثر می شود و از مرگ يکی از اعضای خانواده پرپر می شود و يا وقتی کسی که دوستش دارد او را ترک می کند، اذيت می شود بتواند چنين انرژی عظيمی را در سيستم خود کنترل کند؟

اما ترتيب تمرينات به چه صورت است؟
ابتدا لازم است که نادی sushumna باز شود. همچنين مسير چاکراها و ساير نادی ها نيز باز شود. آساناها، پرانامايا و هاتا يوگا به رسيدن به اين هدف کمک زيادی می کنند. سپس می توان از مودراها و کريا يوگا استفاده کرد.

کندالینی

علائم بيداری کندالينی:

۱- ديدن نور در ناحيه پيشانی بين دو ابرو

که ممکن است در اوايل مدت بيدار شدن کندالينی، الگوهایی از نور در محل چشم سوم ديده شود.

۲- تغيير رژيم غذایی و خواب که رو به کاهش می گذارد.

۳- تغيير الگوی تنفس.

ما هر ۴ روز يک بار به دليل تاثير ماه و کارکرد متناوب نادی های Ida و Pingala از يکی از منافذ بينی خود بهتر تنفس می کنيم. ولی اگر حس کرديم که تا ۱۵ روز می توانيم از هر دو منفذ بينی به طور يکسان تنفس کنيم يعنی کندالينی در حال بيدار شدن است.

۴- احساس جريان الکتريکی در چاکرای ريشه و نادی sushumna.

۵- شنيدن صداها و موسيقی مانند آواز پرندگان و … بدون وجود عامل بيرونی.

۶- حس سبکی عجيب و احساس اينکه ستون فقرات شما مانند نور يک لامپ بی وزن است. همچنين ممکن است فکر کنيد که در تمام وجود شما هزاران ذره نورانی وجود دارد.

۷- از طرف ديگر برون ريزی های شديد تا چند روز ادامه پيدا می کنند. ممکن است يک مرتبه حس کنيد که تمام خشم ها و ترس های شما بيرون می ريزد. ممکن است تا چند روز فقط دنبال غذا باشيد و يا مدتی چنان دچار ترس شويد که نتوانيد بخوابيد.

۸- ممکن است دارای قدرتهای ماورایی شويد و بتوانيد غيب گویی کنيد و شفا دهيد. البته اين مرحله نيز زود گذر است.

۹- ممکن است تا چند روز نتوانيد غذا بخوريد و همه چيز و همه کس برای شما بی معنا باشد. تمام وابستگی های شما به دنيا محو می شود و چيزها مثل سراب برای شما هستند. در عين حال ذهن شما دارای پويایی است و ممکن است تا چند روز تصاويری از چيزهای مقدس و الهامات دريافت کنيد. بعد از آن زندگی عادی می شود و مانند افراد عادی رفتار می کنيد و تنها سطح آگاهی و ارزش های شما با بقيه فرق دارد.

۱۰- احساس سر درد يکی ديگر از علائم بيداری کندالينی است که البته در همه افراد حس نمی شود. شايد دليل آن بيدار شدن نه قسمت از ۱۰ قسمت خفته مغز است که انرژی برای اولين بار وارد آن می شود.

۱۱- اگر بيداری کندالينی به صورت اصولی صورت گرفته باشد و نادی و چاکراها از قبل به خوبی باز شده باشند تجربه فعال شدن کندالينی نه تنها دردناک نيست بلکه بسيار آرامش بخش و ملايم است.

۱۲- حس وحدت و يکپارچگی با طبيعت و عناصر آن.

۱۳- البته لازم به ذکر است که گاهی مشاهده رنگ ها و صحنه ها از پشت چشم نشانه بيداری کندالينی نيست بلکه ممکن است مربوط به چاکراها باشد. گاهی می تواند علائم سامسارا و کارماهای ما باشد. هنگامی که تمرکز فکر می کنيم گاهی کارماها و خاطرات عميق گذشته به سطح آگاهی می آيند و شکل واقعی دارند. ولی وقتی کندالينی فعال شود دلايل حقيقی بودن تجارب مربوط به خود را خودش خواهد آورد و آن هم ناشی از آگاهی بسيار گسترده شده است.

۱۴- داشتن برخی تجربه های عجيب مانند حس سوختن تمام بدن، حرکتی مار مانند در ستون فقرات و مثلا ديدن ديگران به شکل روح از برخی حالت های عجيب بيداری کندالينی است که پس از چند مدت برطرف شده و سپس بيداری به شکل آرام و نرم ادامه می يابد.

بهترين روش بيداری کندالينی؟

سبک های مختلف بيداری کندالينی معمولا تا درجاتی به آمادگی ذهنی نياز دارند. برای مثال لازم است که در آنها تا مدت های طولانی بر روی تمرينات شاماتا يا پرورش تمرکز فکر کار شود. هر چند که توصيه می شود که پيش از شروع تمرينات کندالينی مقداری روش های ايجاد تمرکز فکر کار شود ولی مجموعه روش هایی به نام کريا يوگا حتی نيازی ندارد که ما قادر باشيم يک ثانيه تمرکز کنيم.

در کريا يوگا ذهن چيزی نيست که هر وقت حواسمان پرت شد سعی کنيم دوباره آن را به موضوع مورد توجه بازگردانيم. ذهن چيزی يگانه است. ما ذهن بد و ذهن خوب نداريم که دو تا باشد. يعنی اين طور نيست که هر وقت حواسمان پرت شد يعنی کار آن ذهن بد بوده و بايد آن را به ذهن خوب باز گردانيم. خير. ما تنها صاحب يک ذهن هستيم و اگر در تمرينات شاماتا حد تعادل را رعايت نکنيم دچار دو گانگی می شويم. يک بخش ديکتاتور و يک بخش قربانی.

کريا يوگا بر اين اعتقاد است که ذهن ما به شدت تحت تاثير بدن و ميزان سطح پرانا است و با انجام حرکات فيزيکی و شارژ چاکراها و نادی ها با پرانا می توانيم بر ذهن تاثير گذار باشيم. وقتی در اين نوع يوگا پيشرفت کرديم خود به خود تمرکز فکر هم حاصل می شود آن هم بدون انجام تمرينات تمرکز فکر. در انتها نيز وقتی جسم و پرانا و ذهن هماهنگ شد بيداری کندالينی صورت میگيرد. مزيت کريا يوگا اين است که در آن بيداری کندالينی به صورت تدريجی و کاملا بی خطر صورت می گيرد. اگر کندالينی يک مرتبه بيدار شود (اتفاقی که در برخی سيستم های ديگر می افتد) در اين صورت شوکه خواهيم شد و نمی دانيم چه چيزی را تجربه می کنيم. ولی کريا يوگا همه چيز را به صورت سيستماتيک و مرحله به مرحله و بی خطر در اختيار ما قرار می دهد و در عين حال از قدرتمند ترين روش های فعال سازی کندالينی است.

شعار اين نوع يوگا اين است که شما لازم نيست هيچ کاری با ذهن انجام دهيد. بنابراين نبايد کريا يوگا را با روش های تمرکز فکر و مديتيشن اشتباه گرفت. زيبایی اين شيوه هم اين است که اجازه می دهيم که ذهن هر کاری دوست داشته باشد انجام دهد و ميزان آشفتگی يا تمرکز آن به هيچ وجه برای ما مهم نيست. اين حالتی است که برای کسانی که زندگی روزمره بسيار شلوغ دارند و نمی توانند زمان خود را صرف مديتيشن های طولانی کنند بسيار مناسب است. با ادامه تمرينات اين سبک از يوگا و اصلاح بدن و پرانا، تمرکز فکر خود به خودی هم به ارمغان خواهد آمد.

تصویر پروفایل admin

درباره ردای سیاه (ادمین):

تمرین کننده و نشر دهنده علوم روحی


  1. Alireza گفت:

    سلام با تشکر از مطالب خوبتون استاد گرامی ممکنه این تمرینات را ذکر کنید یا حداقل منبع این تمرینات.
    ایا شما گروه یا کانال تلگرامی هم دارید که راحتتر در ارتباط با شما باشم و از تجربیاتتان استفاده کنیم
    سپاس

    • تصویر پروفایل admin admin گفت:

      سلام. تمریناتش رو بعدا میذارم. منابع زیاد هستن ولی اونهایی که مربوط به انتشارات بیحار هستن معتبر تر هستن. کافیه تو اینترنت بزنید kundalini yoga pdf تا کتابهای زیادی رو بیاره.
      این سایت گروه تلگرام داره و تو صفحه نخست لینکش هست (بنر). منتها بیشتر تو همین سایت هستم و نمیرسم تو تلگرام هم فعالیت کنم.

  2. Alireza گفت:

    با سلام خدمت استاد محترم
    من بیشتر اوقات بیکاری ام را صرف خواندن مطالب سایت شما میکنم و واقعا علاقمند به امور ماورایی شدم
    چندی بخاطر دور شدن از معنویات گرفتار همزاد خودم بودم که بسیار عذاب اور بود با اینکه بیماری من توجیه علمی داشت و همچنین خودم شخصی کاملا تجربی بودم متوجخ شدم که دارو و درمان تاثیری بر روند بهبودی من ندارد و برای اخرین گزینه به علوم ماورایی متوسل شدم و نتیجه ان را بحمدالله دیدم
    سوال بنده از حضرتعالی اینست که با توجه به اینکه در بسیاری از ادیان اسمانی و غیر اسمانی شرقی و غربی ورود به عالم ماورایی ذکر شده ومشکل ان دور بودن از فرهنگ ما و همچنین نگارش به همان زبان دینی میباشد ایا نزد ما پارسیان نیز کلیدهایی برای ورود و تسلط به این عالم قرار داده شده است یا خیر لطفا منابع ان را ذکر کنید
    با سپاس فراوان

  3. faraz گفت:

    سلام خدمت استاد بزرگوار بنده شخصا هرچی مطالب و کتاب در باره ماورائی است را مطالعه کردم من خیلی توضیحات شما و همین طور مطالب خوبتان را مطالعه میکنم و اوقات بیکاری سایت شمارا باز کرده و مطالب بیشتری میخونم استاد من از شما یه سوالی داشتم سوال من این است که ایا کلاس هایی برگذار میکنید یا ایا کلاس دارید که ما بتوانیم کندالینی بدن خود را فعال کنیم یا باید از کجا شروع کنیم چه کلاس هایی را برویم یا پیش چه استادی برویم یا چه کاری انجام دهیم ایا شما کلاس برگذار میکنید من خودم به شخصه خیلی علاقه دارم و در درس هایمم مقداری مشکل دارم و میخواستم بدونم که در درس خواندن هم کمکی میکند ممنون.

  4. محمد گفت:

    با سلام و خسته نباشید خدمت استاد.. استاد میتوانید توضیح بیشتری بدهید چگونه کریا یوگا رو تمرین کنیم؟؟چون نمیدونم چجوری این تمرین رو انجام بدهم؟؟

  5. مهسا گفت:

    سلام استد خسته نباشید. من ۱۹ سالمه میخوام شروع کنم برای انجام کندالینی یوگا. مربی هم ندارم . میشه بم بگید باید به ترتیب چه تمرینات یوگایی رو انجام بدم. واینکه اول مراقبه کنم و بعد تمریناتی مثه اسانا و هاتا و موردا و ایا همزمان باهم باشن یانه… ممنون میشم بم پاسخ بدید

    • تصویر پروفایل admin admin گفت:

      سنتون برای شروع این چیزها کم هست ولی به هر حال میتونید از تمرینات انرژیکی روی چاکراها شروع کنید که جزوش در بنر بالای سایت معرفی شده و میتونید دانلودش کنید. مراقبه های سبک مثل مراقبه بر جریان تنفس هم شروع کنید. برای این کار به چندین سال وقت نیاز هست.

  6. مهسا گفت:

    اخه مدتیه حرکات کششیه یوگارو انجام میدم و میخواستم از نظر روحیم تواین زمینه پیشرفت کنم. مطلبی تو ساییتون درباره مراقبه خوندم که با تمرکز بر شی یا تکرار مانترا بود. ایا صلاحه من برای تمرکز این کارو انجام بدم؟ از نظر شما تمرین برای باز کردن چاکرا تو این سنم خطرناکه؟ حتی اگه مراحل رو پله پله پیش برم بازم خطرناکه یانه؟؟ ممنونم از وقتی که میزارید برای پاسخ دهی

  7. Mobix گفت:

    سلام به ادمين عزيز..ميگم يه فالي بود خودتون ميگرفتين چيني بود فك كنم ديگه اونو انجام نميدين؟
    من صفحشو پيدا نميكنم دوسه بارم گفتم بهتون گفتين فعلا نميگيرين خاهشا اين يبارم واسه من بگيرين?? بعد اگه ميشه لينك صفحرو بدين گمش كردم

  8. Ali گفت:

    سلام خدمت شما استاد عزیز
    من ۳۰ سال سن دارم وعلاقه زیادی به ماوارءدارم وبعد از این که شروع به فعال سازی چاکراهم کردم اتفاقات عجیبی برام افتاد حواس من بسیار قوی شد وصداهای عجیب میشنیدم مثل صدای پرندگان و صدای اذان که وجود خارجی نداشتن وقتی چشمهام میبندم رنگ بنفش میبینم که دارن حرکت میکنن وخیلی چیزهای دیگه که اوایل بسیار افسرده شدم و هم چیز تا مرز جنون پیش میرفت الان سوال این که کندالینی من فعال شده یا من مشکل روحی روانی دارم باید به پزشک مراجعه کنم . ممنون میشم اگه جواب منو بدین سپاس گذارم

  9. cannil3alism گفت:

    این نورای رنگیو یه وقتایی میبینم بیشتر سبزن
    ۲ بارم بالای تختم دیدم که ابیه فیروزه ای بود به دوستم گفتم گفت دیگه داری میری بهشت ولی دور از شوخی خیلی زود در میرن از دید ادم چه جوری باید نزدیک اوردشون قلق دار
    ه؟
    سوال ۲ اينقدر بايد بياريشون جلو چشمت تا ازشون رد شی؟؟
    بعدش چی میشه؟

  10. cannil3alism گفت:

    سوال اولم رو یک جور دیگه بیان میکنم
    مراقبه میتونه جایگزین خاب بشه؟

  11. cannil3alism گفت:

    شنیدم که با طریقت،میشه مایع منی رو به جای ارضا شدن و دفعش از پایین،اون رو به سمت بالا اورد
    تا جایی که مقدوره توضیح کامل بدین
    با تشکر

  12. آناهيتا گفت:

    سلام
    تو يكي از پاسخ هاتون فرمودين چند هيپنوتيزور خوب ميشناسين براي افزايش مهارت درسي، ميشه معرفيشون كنين؟ با تشكر

  13. ALI گفت:

    سلام من چند وقته هر ازگاهی مدیتش کار می کنم تازگی ها یجورش شدم مثلا وقتی مراقبه می کنم فکر می کنم دست هام رویخ گذاشتم اون وقت ۲الی ۴ ساعت مثل یخ سرد میشه یا فکر می کنم تو کوره اتیش هستم بدنم به شدت داغ میشه علتش چیه؟

  14. ALI گفت:

    سلام ادمین سفر درزمان امکان پذیره

  15. یک نفر گفت:

    سلام وقت بخیر
    من قبلا یه تجربه دیدن نور حین مراقبه داشتم دنبال کسی بودم ازش بپرسم که سایت شمارو پیدا کردم و همون موقع ازتون پرسیدم که فرمودین مربوط به آزادشدن مقداری از انرژی کندالینی بوده
    اما اتفاقات بیشتری افتاد و من بشدت ترسیدم و دوهفته ای هست بجز چندبار مراقبه ادامه ندادم چون نمیدونم سمت چیز خوبی میرم یا بد ممنون میشم که راهنماییم کنید
    معمولا دوبار در روز تمرینات هاتایوگا رو انجام میدادم و بعدش مدیتیشن اکثرا طولانی، این اواخر موقع مراقبه احساس الکتریسیته خفیف اول روی سینه ام بود احساس میکردم، به مرور پخش شد روی گردنم صورتم طوریکه پلک چشمام میپرید مدتی گذشت تمام بدنم موقع مراقبه پخش میشد و بعد لرزشهای آنی کل بدن ، ولی بعد الکتریسیته توی دستهام بیشتر شد عضلات دست تا مچ بشدت میگرفت و کاملا بی حس میشد تا زمانیکه گرفتگی برطرف بشه به مراقبم ادامه میدادم، روزهای بعد سنگینی خیلی شدیدی رو توی شکمم حس میکردم و با چندبار مراقبه تا بالای سینه اوردم. اما بیشتر ازاون پیش نمیرفت مدت زیادی گذشت تا بالاخره روی سینه ام حسش کردم اما بعدش سریع وارد حالت خواب و بیدار شدم و خودم رو در قالب یک پیرمرد با ریش و موی بلند نشسته روی کوه دیدم، ترسیدم و بعد ازاین دیگه ادامه ندادم اما تواین دوهفته هرازچندگاهی پایین ستون فقراتم نبض شدید میگیره یا ضربان قلبم بالا میره، با اینکه کمی میترسم اما میخوام ادامه بدم چون زندگی عادی برام پوچ شده میدونم چیز والاتری درونم هست فقط باید مطمئن بشم با این وصف حال بنظرتون من به سمت بیداری کندالینی میرم و چیز بدی درمیون نیست؟

دیدگاهتان را بنویسید

رفتن به نوارابزار