قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
کمک فرشتگان
کمک فرشتگان به سایرین از طریق شما
مهر ۲۳, ۱۳۹۷
هاله انرژی
انواع آسیب دیدگی های هاله انرژی و شفای آن
مهر ۲۴, ۱۳۹۷

احساس ترس در زندگی و غلبه بر ترس

ترس

احساس ترس در زندگی و غلبه بر ترس

ترس به طور طبیعی در همه افراد وجود دارد و از غرایز بشر است. ترس صرف نظر از شکل ظاهری که دارد معمولا در سه سطح جای می گیرد:

۱- ترس از عوامل بیرونی مانند چیزهایی که بلاخره اتفاق می افتند (مثل پیری، از کار افتادگی، از دست دادن عزیزان و ….) و ترس از چیزهایی که مربوط به تصمیمات ما می شوند (مثل رفتن به دانشگاه و رانندگی و …)

۲- ترس مربوط به حالات درونی (مثل ترس از طرد شدگی، شکست، فریب خوردن و …)

۳- و اما ریشه ای ترین لایه ترس این است که فکر کنیم از عهده کاری بر نمی آییم. در واقع این اصلی ترین دلیل وجود ترس در انسانها است و بقیه لایه های دیگر تنها عذر و بهانه هستند.

بنابراین اگر خود را قدرتمند بدانید و از عهده همه کارها بر بیایید چرا باید از چیزی بترسید؟ اگر از رانندگی می ترسید شاید به خاطر این است که حس می کنید از عهده آن بر نمی آیید. اگر از مرگ همسر می ترسید شاید در واقع از این می ترسید که نتوانید از عهده چرخاندن زندگی بربیایید و تنها شدن شما باعث شود که خودتان عهده دار امور شخصی تان شوید و از پس آن بر نیایید.

 

ترس

 

آیا افراد موفق از چیزی نمی ترسند؟

حقیقت این است که همه آنها در طی پیشرفت و آزمون و خطا برای رسیدن به موفقیت، ترسها و نگرانی های زیادی را پشت سر گذاشته اند ولی واکنش آنها به ترس متفاوت بوده و به جای آنکه ترس را عامل بازدارنده بدانند، فقط آن را علامت هشداری مبنی بر آغاز پیمودن مسیر جدید می دانستند.

پس نگویید اگر روزی ترس من از بین رفت فلان کار را شروع می کنم چون این اتفاق هیچ وقت نمی افتد. ترس بخش طبیعی زندگی است و فقط وقتی کمتر می شود که در فلان کار مهارت کافی را کسب کنیم و واقعا از عهده کار بر بیاییم. ولی کی مهارت ما بالا می رود؟ هیچ کس در بدو تولد، در تمام مهارتها استاد نیست بنابراین باید از جایی شروع کند. روند شروع و کسب مهارت هم با ترس همراه است و مسئله عجیبی نیست. در واقع شما دارید در جهت جدیدی محک زده می شوید که برای ضمیر ناخودآگاه شما تازه است.

برای مثال آقای ب به عنوان رئیس یک شرکت موفق و مشهور تا به حال تصمیمات موفقیت آمیزی گرفته که بر زندگی هزاران کارمند خود اثر گذاشته ولی وقتی از او خواسته شد پیانو زدن را بیاموزد از ترس رو به مرگ بود چون پیانو زدن برای او جدید بود. او می توانست برای فرار از ترس، پیشنهاد یادگیری پیانو زدن را کنار بگذارد ولی خودش را در این کار غوطه ور کرد و روز به روز مهارت های خود در موسیقی را بالا برد تا کم کم ترس او از بین رفت.

نتیجه اینکه تا وقتی دلتان را به دریا نزنید و کاری را عهده دار نشوید و وارد آن نگردید ترس شما از بین نمی رود….

نکته دیگر اینکه هر چند شما موقتا عامل ترساننده را فراموش کنید و آن را از دایره آگاهی خود خارج کنید ولی به طور ناخودآگاه ترسناک تر از زمانی است که واقعا دست به اقدام بزنید.

برای مثال خانم م از مرگ همسرش به شدت می ترسید و با اینکه زندگی خوبی داشت ولی در ناخودآگاه خود نگران این بود که مبادا روزی همسرش بمیرد و او فقیر و بی سرپرست شود. او هیچ وقت از زندگی لذت نبرد و در سایه ترس زندگی می کرد تا اینکه روزی شوهرش در اثر تصادف فلج شد و این خانم مجبور شد خودش عهده دار زندگی خود و همسرش شود و با اینکه یادگیری پیشه جدید برای او اندکی سخت بود ولی آرامش او نسبت به زمانی که همیشه تامین بود ولی ترس از دست دادن همسر او را آزار می داد بیشتر بود و تازه معنای زندگی را می فهمید. از اینکه خودش باید پول در بیاورد و تازه همسرش را هم ساپورت کند و کارهای بیرون منزل مثل آبیاری درختان و شستن ماشین را انجام دهد حس لذت درونی داشت و دیگر از چیزی نمی ترسید چون به این باور رسیده بود که او می تواند بدون حضور همسر هم از عهده زندگی خود بر بیاید.

بنابراین ترس یک مسئله طبیعی در مسیر زندگی بوده و کسی در دنیا وجود ندارد که آن را تجربه نکرده باشد و دلیل اصلی آن هم احساس ناتوانی در چیزی است که از آن می ترسیم. از بهترین راه های خروج از ترس هم دل به دریا زدن و انجام همان کاری است که ما را می ترساند چون بلاخره به این باور می رسیم که می توانیم آن کار را انجام دهیم و عامل ریشه ای ترس از بین می رود.

 

نیلوفر
نیلوفر
- دانشجوی روانشناسی بالینی و مترجم. - وظایف: مشارکت در ترجمه مقالات ماورایی و روانشناسی برای سایت - علایق: علوم ماورا و مراقبه، روانشناسی بالینی، فلسفه، روانشناسی عمومی، قانون جذب، شمنیسم، عرفان و ...

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
اطلاع از
رفتن به نوارابزار