علائم باز شدن چشم سوم و شروع غیب بینی

باز شدن چشم سوم

علائم باز شدن چشم سوم و شروع غیب بینی

علائم اوليه باز شدن چشم سوم و شروع مهارت غيب بينی چيست؟ کسی که غيب بينه ابتدا چه نشانه هایی در بينایی خود دريافت می کند؟

جواب اين سوال از هر شخص نسبت به شخص ديگر متفاوت است و تجارب متغییری خواهند داشت. ولی به طور کلی نشانه های زير ظاهر می شوند:

  • آنها در ابتدا معمولا فلشی از نور را می بينند. يا گاهی هم فلش سريعی از تصاوير مبهم يا واضح را که يک ثانيه بيشتر طول نمی کشد. چون اين حالت به ندرت و با فاصله زمانی زياد از هم اتفاق می يفتد ممکن است تصور کنند که قربانی توهم شده اند. برخی ديگر ممکن است کم کم قادر به ديدن ارتعاشات و هاله انسان های ديگر هستند. اگر شخصی ارتعاشات بالاتری داشته باشد و چشم سوم فعال تری داشته باشد ممکن است چيزهایی را بشنود و ببيند که افراد اطراف به آن نابينا و ناشنوا هستند. برخی می توانند صورت ها، منظر و ابرهای رنگی را ببينند که در پشت پلک آنها در تاريکی شناور می شود. اين حالات در هنگام خوابيدن شديد تر می شود و در بيشتر افراد مشاهده می شود.
  • کم کم شخص می تواند هاله گياهان و انسانها را به وضوح ببيند و حتی افکار و احساسات آنها در برابر چشمان خود مشاهده کند. در اين حالت بهتر می تواند آنها را راهنمایی کند چون به اطلاعات درونی از آنها از حتی خود شخص مخاطب هم بی خبر است دست پيدا کرده است. فايده ديگر اين کار اين است که می تواند با توجه به شکل هاله که تا مرز کالبد اختری کشيده شده است مشکلات و بيماری های عصبی شخص را ببيند و برای معالجه آنها نظر بهتری دهد.

اما چه طور می توان با کمک چشم سوم و از روی هاله متوجه افکار و احساسات شخص شد؟ هاله ما به شدت تحت تاثير روان ماست و انواع ناراحتی ها و هيجانات بر روی شکل و کيفيت رنگ و اندازه و تشعشعات هاله اثر گذار بوده و توسط شخص غيب بين به راحتی ديده می شود.

شخص غيب بين حتی می تواند کم کم جسم اختری افراد ديگری که به او مراجعه کردند را تشخيص دهد.

همچنين شخص می تواند شکل های فکری انسان های ديگر را نيز ببيند. شکل های فکری گروهی از مواد اختری هستند که در اثر افکار و ارتعاشات قوی فکری به حالت کريستاله و مشخص در می آيند. اين شکلهای اختری در ابتدا در هاله شخص توليد می شوند ولی بعدا در اتمسفر و فضای آن شخص پراکنده می شوند. ماندگاری آن بستگی دارد که مدت زمان و ميزان قدرت فکر و عاطفه ای که شخص در مورد آن موضوع به خرج داده است. شکل آنها معمولا به صورت امواج و حلقه های چرخان يا گوی انرژی و … است. گاهی اگر شديد باشند به صورت ذرات بمب گونه در هاله شخص ظاهر می شوند.

  • در مراحل پيشرفته غيب بينی و باز شدن چشم سوم شخص می تواند حتی اشيای پشت ديوار را هم ببيند. اگر شما می تواند با چشم فيزيکی داخل شيشه را نگاه کنيد آنها هم با ديد اختری می توانند ارتعاشات اختری اجسام را حتی از سخت ترين جامدات دريافت کند. به دليل اينکه شخص قادر شده است ابعاد اختری وسايل فيزيکی را مشاهده کند بنابراين می تواند موجودات اختری که در عالم غير فيزيکی هستند را نيز ببيند. البته اين کار را هر غيب بينی نمی تواند انجام دهد و کار پيشرفته ای هست.

 

  • گروه ديگری از غيب بينان می توانند فراتر از زمان و مکان فيزيکی که در آن حضور دارند اطلاعات شهودی ديگران را دريافت کنند. اما سوال مهمی که مطرح می شود اين است که چه طور می تواند غيب بين اطلاعاتی که مربوط به هزاران سال پيش می شود را بفهمد؟ اگر تمام مظاهر فيزيکی آن چيز از بين رفته است پس چرا می تواند از آنها مطلع شود؟ پاسخ اين است که شايد از نظر فيزيکی از بين رفته باشد ولی آثار آن همچنان در جهان اختری موجود است و چيزی در دنيای اختری نابود نمی شود. اين پديده جدای از اين که در طبقه بندی اطلاعات آکاشيک قرار می گيرد به نام پديده نور اختری هم معروف است. مشابه اين حالت را در نجوم می توانيم ببينيم. بسياری از ستاره هایی که اکنون می بينيم هزاران سال پيش از بين رفته اند و چون نور آنها را با تاخير چند هزار ساله می بينيم تصور می کنيم که آن ستاره همچنان حضور دارند. رابطه جهان فيزيکی و اختری هم همين گونه هست! اگر چيز مادی در اين دنيا به اتمام برسد آثار وجودی آن همچنان در فضای اختری موجود است و توسط غيب بينان قابل رصد است. البته غيب بينی زمان های گذشته به کمک سايکومتری بهتر انجام می شود هر چند که در مراقبه هم قابل انجام است. مشکلی که در روش مراقبه وجود دارد اين است که نمی توان به زمان دقيق در گذشته بازگشت ولی در سايکومتری چون ارتعاشات اشيای قديمی در خود شیء است می توان به زمان دقيق تری در گذشته بازگشت. گاهی اين حالت در کريستال بينی موجب تداخل می شود. شخص دارد به کريستال نگاه می کند و تصاويری در جلوی چشم او پديدا می شوند ولی تنها مربوط به ارتعاشات و خاطرات انرژيکی نهفته در اجسام اطراف اون هستند و نوعی سايکومتری ناخواسته اتفاق افتاده است.

 

  • گاهی غيب بينان و افرادی که چشم سوم آنها باز است اطلاعاتی را از آينده به دست می آورند. مکانيسم آن به چند دليل است. برخی تنها حس پيش بينی و نه پيش گویی دارند و می توانند با سبک سنگين کردن مسائل، اتفاقات بعدی را از روی يک نتيجه گيری عقلانی حدس بزنند. همچنين غيب بينان اين توانایی را دارند که از ناخودآگاه خود کمک بگيرند تا تيجه اقدامات افراد ديگر را حدس بزنند. برخی ديگر غيب بينی از آينده را به اتصال آگاهی انسان به اطلاعات آکاشيک و آگاهی دسته جمعی نسبت می دهند. همچنين عده ای اعتقاد دارند که ما ذهن واحد داريم. يعنی تمام اتفاقات گذشته و حال و آينده در حال حاضر در خاطره ما هست ولی فعلا فقط بر روی اطلاعات زمان حال حرکت می کنيم و مانند فيلمی از قبل آماده شده شاهد سکانس به سکانس آن هستيم.

درباره ردای سیاه (ادمین):

تمرین کننده و نشر دهنده علوم روحی و روانشناسی (بیشتر)


  1. A.B گفت:

    سلام
    یک سوال داشتم میشه چشم سوم یک دفعه ای بدون هیچ دلیلی باز شه؟ من یک سال پیش یک مقاله درباره ی همین چشم سوم خوندم ولی هیچ تمرینی برای باز کردنش انجام نمیدادم. تا اینکه همین یک ماه پیش وقتی روی کاری تمرکز میکردم بین ابروهام درد میگرفت و یا میتونستم اتفاقات کوچولو در آینده رو پیشبینی کنم. ( مثلا دیده بودم گربمون میمیره که بعد ۶ ساعت افتاد مرد. )

  2. neda گفت:

    من چشم سوم دارم الان نزدیکیه ۲ماهه که میتونم ببینم وواقعا تایید میکنم

  3. kiana گفت:

    سلام وقتتون بخیر. من چشم سومم تا حدودی فعال هستش و نور، هاله و این چیزا رو میبینم. تمرینی ندارم ولی مدتی هس ک در هرحالی ک چشمام رو ببندم، چ در روشنایی چ در تاریکی، چ روز چ شب، چشمایی بصورت ۱ چشم از ۱ طرف صورت رو با حالت مختلف و رنگ های متفاوت میبینم ک نگام میکنن و خب ناخودآگاه ترسی ب وجود میاد ک با یاده خدا فقط آروم میشم. حتی شب موقع خواب یا استراحت چ در نور ملایم یا تاریکی با چشمانی باز هم بخوام استراحت کنم یا آماده بشم برای خوابیدن باز میبینم. من نمیدونم اینا یعنی چی و نمیدونم سوالاتم رو از کجا و چ کسی بپرسم. لطفا اگه اطلاع دارین.راهنماییم کنین. ممنونم.

  4. شیوا گفت:

    سلام من هیچ وقت تمرین نداشتم ولی اخیرا وقتی تمرکز میکنم در ناحیه ی بین دو ابروم لرزش ایجاد میشه …و وقتی چشمام رو میبند نور ها و رگه هایی از اجسام میبینم….بعضی وقتا هم میدونم شخصم مقابلم دقیقا چه حرفی رو میخواد بزنه….آیا من چشم سوم دارم؟

  5. ژیلا گفت:

    من چرا همش حس میکنم یکی کنارمه گرماش ر کنار گلوم حس میکنم حس میکنم انگار از وسایلایی کل کنارما میگیره

  6. mahziyar گفت:

    سلام
    من از مدتي پيش تمريني به اسم ‘ماهامودرا’ رو براي فعال سازي چشم سوم انجام ميدم، اوايل تمرينا كه تاثيري نداشت اما بعدا كم كم متوجه شدم وقتي به اجسام نگاه ميكنم و بعدش چشم هامو ميبندم، ميتونم خيلي واضح همون اجسام رو با چشماي بسته ببينم البته اون اولا خيلي واضح نبود، يا مثلا وقتي به يه جسم نگاه ميكنم حدودا ٣٠ ثانيه بعد به جاي ديگه خيره ميشم ميتونم هنوز غالب اون جسم رو اما با رنگ هاي ديگه ببينم يا مثلا وقتي به خودم تو آيينه يا كلا يه جسمي به مدت طولاني خيره ميشم بعد مدتي انگار همه ي رنگ ها و اشكال دارن تغيير ميكنن و رنگي رنگي ميشن، خلاصه ميخوام ببينم اينا ميتونن نشانه اي باشن براي اينكه من دارم راه گشودن چسم سوم رو درست ميرم يا اصلا به چشم سوم ربط دارن يا اگه ندارن پس چي هستن
    ممنون

  7. کیمیا گفت:

    سلام
    احتمال دتره که یه حادثه مثل تصادف باعث بشه که چشم سوم فعال بشه مخوصا تو بچگی؟

  8. Nima گفت:

    سلام .
    من میخوام (غده پینه آل)یا همان چشم سوم رو فعال کنم،
    و علاقه شدیدی به این کار دارم،
    ولی واقعا نمیدونم باید از کجا شروع کنم،
    بعضیها میگن باید از چاکرای اول شروع کرد،
    من هیچ یک ازچاکرا هام فعال نیست و میخوام فقط چشم سوم رو فعال کنم و نه چاکراهای دیگرو ایا میشه همچین کاری کرد؟
    لطفا جوابم رو بدهید ممنون.

  9. Nima گفت:

    چاکرا های اول زودتر فعال میشن؟
    یا چقدر طول میکشه تا حداقل ۵چاکرای اول یعنی از چاکرای اول تا چاکرای ۵ چقدر زمان میبره؟؟؟

  10. Nima گفت:

    اگر بی ان که دیگر چاکرا هارو فعال کرد رفت سراغ چاکرای
    چشم سوم، و مرتبا تمرینات مخصوص به چشم سوم را
    انجام داد، اینجوری موقتی نمیشه چون تمریناتش رو انجام میدی درسته؟

  11. زینب گفت:

    سلام .من ی سوال داشتم از همون بچگی چیزای عجیب غریب میدیدم مثلا سایه میدیدم با سرعت رد میشد یا اینکه نور سفید هم معمولا میدیدم رد میشه.چند دفعه از خواب بیدار شدم ی چیزایی میبینم بالاسرم هستن نگام میکنن .دقیقا شکلشون رو میبینم و خیلی واضح هستن .خوابام تعبیر میشه .همیشه قبل اینکه اتفاقی بیفته من حس میکنم .مثلا ی روز نشسته بودم یهو انگار ی چی تو ذهنم بم گف ک زن همسایه اتون الان میمیره .وقتی برگشتم خونه بم گفتن مرد .اگ روب روی ادمی بشینم باهاش صحبت کنم ی چیزای عجیب غریب حس میکنم .همیشه هم تا بشینم بین دو ابروهام سنگین میشه .الانم اینجوره .

دیدگاهتان را بنویسید

رفتن به نوارابزار