قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس

علائمی که نشان میدهد مدیوم روحی هستید و نه یک دیوانه

پارانوئید چیست؟
پارانوئید چیست؟
فروردین ۲۳, ۱۳۹۷
جن زدگی
جن زدگی، درمان و رفع جادو و جن زدگی
فروردین ۲۴, ۱۳۹۷

علائمی که نشان میدهد مدیوم روحی هستید و نه یک دیوانه

مدیوم روحی

علائمی که نشان میدهد مدیوم روحی هستید و نه یک دیوانه

حتما در مورد افراد مدیوم روحی زیاد شنیدید خصوصا که اونها تو کتابهای احضار روح کلاسیک بیشتر معرفی شدن و پل مهمی بین افراد زنده و مرده هستن. همه افراد قادر نیستن ارواح و جنها رو حس کنن ولی مدیومها به خاطر ویژگی های ذاتی یا اکتسابی میتونن با موجودات غیر ارگانیک ارتباط برقرار کنند. این ارتباط میتونه شامل دیدن اونها، شنیدن صداشون و یا حس حضور اونها باشه. همچنین اگر از نوع مدیومهای اکتوپلاسمی باشن میتونن به واسطه تولید اکتوپلاسم کاری کنن که جن یا روح متجسد بشه و همه افراد بتونن اون رو بیینن.

هر کسی که توانایی معنوی داره الزاما مدیوم روحی نیست. شما ممکنه تو تله کنیزی یا تله پاتی خوب باشید ولی دلیل نمیشه بتونید با جنها ارتباط برقرار کنید هر چند اگر تمرین کنید زودتر از افرادی که آمادگی خاصی ندارن به نتیجه میرسید ولی فردی که مدیوم هست کارش دریافت انرژی ها و اثرات موجودات عوالم دیگه هست و معمولا تو شاخه های دیگه علوم ماورا هم موفق هستند.

گاهی مدیومی ذاتی هست و فرد برای به دست آوردن این توانایی تلاشی نمیکنه ولی افراد دیگه هم میتونن با تمرینات زیاد در طول سالیان متمادی قدرت مدیوم بودن رو کسب کنند.

حالا از کجا بدونید مدیوم روحی هستید یا خیر؟ در زیر لیستی از خصوصیات مهم مدیوم های روحی آورده شده و اگر چند تاشونو دارید شاید نشون میده که شما هم جزئی از اونها هستید. بنابراین توانایی خودتون رو بپذیرید و اون رو موهبت الهی بدونید و اجازه ندید که فکر کنید مبتلا به بیماری روانی هستید خصوصا که آزمایشات روانی نشانی از بیماری رو در شما نشون نداده باشه.

این خصوصیات عبارت اند از:

۱- مشاهده ارواح از کودکی: معمولا همه افراد تا قبل از سه سالگی میتونن جنها و ارواح رو ببینن و تعجبی نداره اگه بچه ای تو اتاق خالی به کسی بخنده چون شاید داره با یه موجودی صحبت میکنه ولی معمولا افراد بعد از سه سالگی این توانایی در اونها خاموش میشه اما مدیومها همچنان این قدرت رو حفظ میکنن.

۲- ممکنه حالات خفیف تری از مشاهده موجودات عوالم دیگه رخ بده مثل مشاهده دایره های نورانی و رنگهای مختلف در فضا و یا مدام از گوشه چشمتون رفت و آمد موجوداتی رو حس کنید که در صورت تمرین بیشتر خواهند شد.

۳- شنیدن صداهای غیر مادی. برای مثال ممکنه از اتاق بغلی تون صدای همهمه و یا مکالمه موجوداتی رو بشنوید. در واقع قدرت غیب شنوایی شما بالا هست و از نوع مدیوم غیب شنوا هستید.

۴- ممکنه حس لامسه شما حساس باشه و گاهی عبور باد سرد (بدون هیچ منبع تولید باد) رو روی پوستتون حس کنید و یا اینکه احساس سوزن سوزن پیدا کنید و یا احساس نوازش شدن رو داشته باشید. این حالات در لحظات احضار بیشتر هست ولی برای افراد مدیوم در حالات عادی هم ممکنه رخ بده.

۵- شما به انرژی محیط و افراد حساس هستید و نمیتونید برخی از محیطها خصوصا مناطق جن زده و یا قبرستانها رو تحمل کنید و این برای افراد مدیوم بسیار آزار دهنده هست.

۶- حس ارتباط عمیق شما با حیوانات در شما زیاد هست و انگار اونها با شما رفتار بهتری نسبت به سایر انسانها دارند.

۷- وسایل الکترونیکی اطراف شما نسبت به حضورتون ممکنه از کار بیفته و یا زودتر خراب بشن و معمولا از افرادی هستید که همیشه چند تا لامپ اضافه تو خونتون دارید.

۸- داشتن ارتباط عمیق با افرادی که تازه فوت شدن. ممکنه حضور اونها رو مدام در اطرافتون حس کنید.

۹- متاسفانه افراد مدیوم معمولا افسردگی های طولانی مدت دارن و حس میکنن باید برگردن خونشون در حالی که از لحاظ فیزیکی داخل خونه هستند.

۱۰- ممکنه الهامات شما قوی باشه و ایده ها و افکار تصادفی و ناب و کمک کننده در ذهنتون جرقه بزنه و خودتون تعجب کنید که منشا اون از کجا بوده.

خودم تا به حال مدیوم های زیادی رو از نزدیک دیدم و هر کدوم تو یک زمینه استعداد داشتن. برای مثال یکی راحت میتونست انرژی حیاتی رو به جنها برای حرکت اجسام منتقل کنه و به راحتی هم اموری مثل تله پاتی و روشن بینی رو انجام میداد. یا یه کدومشون روح ها رو میدید و رفتن به قبرستان برای اون سخت بود. تو پیدا کردن سحر و طلسم از داخل منازل هم استعداد عجیبی داشت. بیشتر اونها هم خانم بودن و کلا خانمها استعداد زیادی در مدیوم بودن دارن هر چند که جدیت اونها در انجام و تمرین امور ماورایی از آقایون معمولا کمتر هست.

admin
admin
درباره ردای سیاه (ادمین): تمرین کننده و نشر دهنده علوم روحی و روانشناسی (بیشتر)

149 دیدگاه ها

  1. tahoura گفت:

    حتی اگه یه مورد از اینهارو هم داشته باشیم نشون از مدیوم بودنه ? من دایره های نورانی و الان سه ساله که مدام میبینم و الان دایره های آبی هم کم و بیش میبینم .
    موقع خواب هم بعضی اوقات صدا هایی میشنوم که انگار تو مغزم هستش اما یهو به خودم میام . و یا پشت پلکم وقتی که چشمام و میبندم چیزایی میبینم . آخرین بارم یه چشم آبی و درشت و دیدم که یهو چشمش و باز کرد و واقعا ترسیده بودم . این صدا ها و اشکال پشت پلکم نشون از توهماتم هستش ? خیلی ممنون

  2. باران گفت:

    سلام من ۶ مورد از مواردی که گفتین رو داشتم حتی چیزای دیگه ام هست که ننوشتین و من با اونا هم مواجه هتاسفانه. اما نمیدونم باید چکار کنم

  3. Shiva گفت:

    با سلام . من سالها پیش خوابگردی های زیادی داشتم که باعث وحشت خانوادمم میشد. بدون اینکه یادم بیاد بهم میگفتن به مدت نیم ساعت تا یه ساعت صحبت میکردم و چیزایی میگفتم که باعث ترسشون میشد در صورتی که هیچوقت خودم یادم نمیومد. از سالها پیش تا به الان که ۲۸ سالمه میتونستم مرگ نزدیکانمو از یک هفته تا ۱ ماه یا ۲ ماه قبل ببینم چه تو خواب چه بیداری که حس میکردم وبه همون صورت میمردن. هر چی به ذهنم میاد اتفاق میفته با ذهنم حتی تونستم با خیلی از آدما و حتی حیوانات هم ارتباط برقرار کنم تو ذهنم به اونا دستور یه کاریو میدم و اونا هم انجام میدن. گاهی از گوشه چشمم میبینم چیزهایی رد میشن و حتی گاهی لمسشونو حس میکنم و گاهی کبودی هایی در بدنم ایجاد میشه بدون اینکه دردی داشته باشه. الکتریسیته بدنم هم بالاس اکثر موارد با لوازم برقی نمیتونم کار کنم . همیشه هم با نگاه اول به آدما میتونم ذهنشونو بخونم و اکثر مواقع هم باعث آزارم میشه. هیچوقت چیزایی که تو ذهنم بود و حسشون میکردم اشتباه نبود و اتفاق افتاد. من یه تختی دارم که مال پدربزرگم بود ۶۰ سال پیش ساخته شده و پدربزرگمم سالهاست فوت شده هر کسی جز من روی اون تخت بخوابه دچار کابوسای وحشتناکی میشه. یه انرژی خاصی داره تنها کسی که اذیت نمیشه رو اون تخت خودمم. خیلی دنبال این مطالب مدیوم چشم سوم و… هستم ممنون میشم اطلاعاتی دارید در این زمینه share کنید

    • با سلام. قدرت مدیومی شما بالا است. در مورد کبودی و خوابگردی گفته می شود که مربوط به جنزدگی است که باید هاله دفاعی خود را تقویت کنید و موجودات غیرارگانیک را از خود دور کنید تا مشکلی ایجاد نشود. قدرت شهودی خودتان را می توانید توسط کارت های چهارگانه بیشتر کنید. یعنی پشت هر کارت یک علامت رسم کنید و سپس آنها را بپوشانید و حدس بزنید هر کارت مربوط به کدام علامت است. برای تقویت تله پاتی می توانید همین کار را با یک دوست انجام دهید و وقتی کارت را دید از ذهنش بخوانید که چه علامتی دیده. اگر هم می خواهید از مسیر مراقبه و انرژی، چشم سوم خودتان را تقویت کنید روشهایی در سایت برای فعال کردن چشم سوم هست که می توانید عبارت چشم سوم از داخل قسمت سرچ بنویسید تا مقاله های آموزشی مربوطه را بیاورد.

  4. ناشناس گفت:

    ببخشید من نمیدونم چجوری بگم راستش من تقریبا همه این توانایی ها رو به جز خراب کردن وسایل الکترونیکی و لامپ هارو دارم و بدون اینکه خودم بخوام بیشتر اوقات ذهن بقیه رو میخونم یا هاله اشون رو میبینم چند باری هم یه دختر مو مشکی رو تو مکان های مختلف دیدم
    راستش من خیلی میترسم که دیوونه نشده باشم یا نکنه این توانایی ها به اطرافیانم اسیب بزنه

  5. helena گفت:

    سلام من بعضی از مواردی ک نوشته شده حدودا۶ تا رو دارم وچیزایی دیگه ای هم که نوشته نشده من معمولا به هرچیزی فکر کنم اتفاق می افته یا هرچیزی ک بخوام حتی اگه به زبون نیارم و فقط درحد یک فکر گذرا باشه ولی اکثر اوقات اتفاق های بد رخ میده و باعث صدمه جسمی یا روحی به اطرافیان میشه و اینکه میتونم احساس درد و ناراحتی و این حس های منفی دیگران رو به خودم انتقال بدم و درد یا ناراحتی طرف مقابلم از بین میره و گاهی اوقات نقاشی و یا نوشته هایی روی بدنم ناخوداگاه ایجاد میشه ایا این ها نشانه مدیوم بودنه یا یک چیز دیگست

  6. ARMAN گفت:

    با سلام به مدیریت سایت
    من موارد ۲و۳و۴و۶و۷و۱۰ را دارم اما من از اول این طور نبودم یعنی من خودم میخواستم چشم سومم روباز کنم البته هنوز باز نشده اما این ها رو دارم یا دیشب برا اولین بار سردرد شدید و دندونم که خراب شده بود شروع به درد گرفتن گرفت از اوایل شب تا وقتی که با درد خوابم برد اما ساعت ۲:۳۰ بیدارشدم واز شدت درد مجبور شدم قرص سردرد مصرف کنم تاخوابم ببره اما میدونستم مال چشم سومه چون انرژی بین دو ابروم وپشت سرم به شدت پر انرژی شد که این باعث سردردم شد وبدترش این بود که صدایی مدام تو گوشامه حتی وقتی گوشامو میگیرم من منصرف این کار که چشم سومم بازشه نمیشم فقط باید از این سردرد شدید باید رد شم ولی نمیدونم چه جوری (ویک چیز دیگه این که کسایی که مدیوم هستن چشم سوم باز دارن یعنی ) من قبل از این چیزاهم از وقتی که بچه بودم خواب هایی میدیدم مثل خواب بهشت که بعد تعبیرش برای پدرم درهمان سن شد یعنی پدرم مرد یا من خواب دیدم که داخل مدرسه بودم با بقیه ناگهان چند تا به اصطلاح سایه یا آدم یا هرچیزه تاریکی به بچه ها حمله کردن من در حال فرار بودم که ناگهان یکیشون جلوم ظاهر شد اما تامیخواست بیاد جلو نوری اومد وجاشو گرفت وبقیه شون هم غیب شدن وتو دبیرستان خواب دجال رو دیدم ولی من فقط خواب میدیدم نه شخصی رو میدیدم نه میشنیدم اماهمیشه علاقه به اینکه داشته باشمش رو دارم از خطراتشم باخبرم اما باخدا دارم جلو میرم فقط اگه میشه کمی راهنماییم کنید

  7. فاطمه گفت:

    سلام
    من همه این مواردو دارم وعلاوه براینها چیزهای دیگه ایم هستش مدت زیادیه که فهمیدم مدیومم ولی موارداینجا به جز دایره های رنگی همشون خیلی قوین مثلا قبل از اینک اتفاقی بیوفته خوابشو واضح میبینم تله پاتیم تقویت کردم باانجام تمریناو…
    قبلا خیلی علاقه داشتم به اینکاربخاطرهمین خیلی روخودم کارکردم ولی الان باعث ترسم شده بیشتر میترسم بعضی وقتا حس میکنم نمیتونم کنترلش کنم خیلی قوی شده نمیدونم چیکارکنم که اروم شم و نترسم ازش

  8. الی گفت:

    با سلام
    من همه اینها رو نه ولی خیلی از موارد رو دارم
    حس ششم قوی
    ارتباط قوی با حیوانات مخصوصا سگ و گربه
    برون فکنی تو حالت خواب و بیدار و بصورت غیر ارادی
    حس لمس شدن مور مور شدن حتی گاهی حرکت غیر ارادی دستم و انگشتان
    و ….
    حتی میتونم بگم تاروت بین قدرتمندی هم هستم و معمولا ۹۰ درصد کسانی که براشون فال میگیرم مو به مو تجربه میکنن حرفامو
    نمیدونم اما از بچگی خیلی چیزها رو حس میکردم

  9. الی گفت:

    حتی جناب خانی همیشه خطرات خیلی جدی یجوری از بغل گوشم رد میشه به عنوان مثال میتونم بگم چهارسال پیش تصادفی داشتم تو جاده ماشین داغون شد همسفرم که داییم بود از شدت جراحت یک هفته تو کما بود دکترا میگفتن شب رو بتونه صبح کنه معجزه شده اونوقت من حتی یه جراحت کوچک هم نداشتم چندتا زخم خیلی کوچیک رو دستام‌بود که هیچکس باورش نمیشد تصادف کرده باشم
    و امثال این هم زیاد پیش اومده اما این یکی از مهمتریهاش بوده

  10. سلام و درود…من هم مثل نظرات پایین چند تا از این موارد رو دارم و چند تا مورد ماورایی جدا از اینها…اگر فقط چند مورد مثلا ۵ تا باشه میشه گفت مدیم؟

  11. Bahar گفت:

    سلام برای من موارد ۲-۳-۴-۶ زیاد اتفاق افتاده همچنین خواب های جالب و پرمعنی میبینم حتی شده نزدیکانم تو خواب حرف های خاصی بهم زدند آیا من مدیوم هستم؟

  12. ArMiN گفت:

    باسلام.خیلی ممنون میشم جوابمو در این مورد بدید. خب در این موارد ….من ویژگی های ۲ و ۳ و ۴ و ۵ و ۷ و ۸ و ۹ و ۱۰ رو دارم!!!!…خودم هم خیلی الان متعجبم-!-…اولا اینکه مدیوم هستم؟؟ اگه آره خب با این مواردی ک گفتم چه نوعیش هستم؟؟ و ایا یه ازمایش یا تست یا چیزی دارید ک مطمئن شم واقعا مدیوم هستم یا نه؟؟
    خیلی ممنون.

  13. Yalda گفت:

    سلام.من همه ی ویژگی هایی که گزاشته بودین و دارم.میخام بدونم میتونم کار خاصی کنم؟

  14. Yalda گفت:

    سلام من همه ی این مواردی که گفتین و دارم.میخام بدونم میتونم کار خاصی انجام بدم؟

  15. مریم گفت:

    با سلام
    من موارد ۹ و ۱۰ رو دارم ولی چند وقتیه در حالت تمرکز میتونم چیزهایی بنویسم که خارج از کنترل منه و میگه من یک روحم من عاشقم من باید با فلانی(البته اسمش رو هم میگه)ازدواج کنم هر چی بهش میگم خب من چه کاری میتونم برات انجام بدم فقط این جمله که باید با فلانی ازدواج کنم دایم تکرار میشه تا اخرمجبور میشم ارتباط رو قطع کنم و واقعا نمیدونم چیکار کنم خواهش میکنم راهنماییم کنید

    • با سلام. می توانید به کارتان جهت بدید و خودتان انتخاب کنید با چه موجودی ارتباط بگیرید تا هر موجودی مزاحم وقت شما نشود.

      • مریم گفت:

        آیا شما میتونید بیشتر راهنماییم کنید؟ چطور اینکارو انجام بدم چطور تقویت کنم بعد اگر کاری براش انجام ندم یعنی نتونم، آیا منو اذیت میکنه ؟چون گفت ازت ناراحت میشم …
        بعد یه سوال دیگه.. من یعنی مدیوم هستم آخه تا الان نمیدونستم فقط همین چند روز پیش که یه کاغذو خودکار دستم گرفتم و یه کمی تمرکز کردم شاهد این اتفاقها بودم و هنوز برای خودم قابل درک نیست و گیج شدم ولی توی این دو سه روز خیلی بیشتر شده و قشنگ میتونم باهاش حرف بزنم و به سوالام جواب میده ولی فقط همون روح هست و من نمیدونم چطوری با یه روح دیگه که خودم میخوام ارتباط برقرار کنم بازم ممنون از راهنماییتون ببخشید زیاد شد

        • با سلام. برای اینکه تست کنید واقعا با یک موجود واقعی صحبت می کنید یا اینکه فقط حرفهای ضمیرناخودآگاهتان را می زنید چند تا ورق بردارید و پشتشان عددهایی بنویسید و بدون اینکه بدانید کدام ورق برای چه عددی است یکی را انتخاب کنید و سپس از روح بخواهید که بگدید کدام عدد است. چند بار تکرار کنید اگر درست گفت یعنی واقعا پای موجودی دیگر در کار است و نه توهم خودتان.

          • مریم گفت:

            مجدد سلام و خسته نباشید
            بسیار ممنونم از راهنمایی ها و پاسخ گو ییی هاتون
            کاری رو که فرمودین انجام دادم و در سه چهار مورد درست بود و گاهی خطوط درهم بود گاهی هم نزدیک بهش بود ..در ضمن تقریبا توی این چند وقت تونستم با کسی که میخوام ارتباط برقرار کنم
            میشه بهم بگید آیا میتونم با ایمیل بیشتر براتون توصیح بدم یا اگه نمیشه میخواستم بپرسم آیا میتونم در این زمینه تقویت بشم و زیر نظر استاد باشم؟

          • با سلام. خوشحالم که روش مورد نظر جواب داد. تنها راه ارتباطی اینجا از طریق همین سایت و کامنتها است (مگر اعضای ویژه که به صورت خصوصی می توانند با ادمین مشورت کنند). بله می توانید این قدرتها را تقویت کنید مخصوصا اگر در خلسه عمیق باشد.

          • مریم گفت:

            خیلی ازتون ممنونم
            آیا امکانش هست منم عضو ویژه بشم ؟

          • با سلام. بله شرایط عضویت در این پست آمده است.

  16. گلريز گفت:

    سلام
    شما جلسات حضورى هم داريد؟
    كجاتشكيل ميشه ؟
    من همه اين نشانه هارو دارم
    به اضافه داشتن لايه محاقظ مكتب فرا درمانى
    وتجربه داشتن موجودات غير ارگانيك
    بهم كمك كنيد بتونم باهاتون تماس بگيرم

  17. محمد گفت:

    سلام.من کلا از اول زندگیم به این جور چیز ها اعتقاد دارم و مورد لوازم الکترونیکی رو هم دارم همینطور گزینه های سه و چهار و از همه بیشتر شنیدن صدا های غایب
    ولی هیچ مشکلی با قبرستون و اینا ندارم…شبا راه میرفتم مخصوصا تو بچگیم ولی الان تونستم کنترلش کنم اما چند ساله که توخواب بلند بلند حرف میزنم…میشه راهنماییم کنین؟

  18. مریم گفت:

    با سلام و سپاسگذاری از وقتی که میزاریدو زحمتی که میکشید یه سوال داشتم ممنون میشم پاسخ بدین
    اینکه چرا موقع ارتباط بعضی ها خیلی مزاحم میشن یا دایم هستن و قلمو میگیرن و یه خواستشونو همش تکرار میکنن واینکه من چطور میتونم با کسی که میخوام ارتباط بگیرم و ازش اطلاعات و دانش بگیرم
    تشکر

  19. ستایش گفت:

    چطوری میشه دیگه مدیوم نبود؟(سوالمو نمیدونم دقیق چطوری بپرسم)😕

  20. ستایش گفت:

    راستش حس میکنم دارم دیوونه میشم حالم اصلا خوب نیست چند باری هم دکتر رفتم ولی میگن مشکلی ندارم
    نمیخوام این حسا رو داشته باشم
    همه مواردی ک گفتین رو دارم ی سریا رو هم دارم ک نگفتین و درمورد حیوونا برعکسم حیوونا رو دوست دارم ولی اگه با من تو ی محیط باشن بعد چند ماه میمیرن طولانی ترین حیوونی ک تونستم نگه دارم همستر بود ک ۴ماه نگهش داشتن و ی جورایی قبل مردنشون متوجه میشدم تا نمرده بودن میدادمشون یکی دیگه ولی بازم میمردن واسه همین دیگه نزدیک هیچ هیوونی نمیشم از همه بدتر راه رفتنام تو خوابه ک کاملا هوشیار ب نظر میام(چشمام بازه،حرف میزنم و..)فقط یکم تو راه رفتن شل و ولم این چیزا باعث شده از همه دور بشم و واقعا آزار دهندس😢

    • با سلام. آیا خودتان در خواب آگاه هستید و رویابینی می کنید یا اینکه حالت خواب گردی دارید و چشمان شما بدون اینکه بدانید باز می ماند؟

      • ستایش گفت:

        سلام.بخاطر غلط املایی و اشکالات تایپی عذر میخوام حالم خوب نبوده فقط نوشته بودم ک سوال کنم.
        معمولا کابوس میبینم تکرار یه خاطره تلخ گاهی ام اتفاقای ترسناکی مثل ی تصادف ک بیشتر مواقع اونا رو میتونم تو واقعیت ببینم.
        چشمامم خودم متوجه نمیشم ک بازن من حتی ممکنه غذا هم بخورم ولی فرداش که بیدار بشم ب شدت کشنمه.
        راستش کلا توی این چیزا هم نبودم با ی نفر تازه آشنا شدم ک سایتتون رو بهم معرفی کرد.
        کلا این حالا رو از ۱۰سالگیم ب بعد داشتم.
        الان خیلی شدیدتر شدن با بیشتر شدن سنم و واقعا آزار دهنده هستن

        • با سلام. اینکه در خواب بخشی از آینده را می بینید نوعی شهود در رویا است و چون اتفاقات تلخ بار عاطفی بیشتری دارند راحت تر در ضمیر ناخودآگاه منعکس می شوند و در رویا آنها را می بینیم. در مورد خواب گردی هم شما احتمالا دچار سومنامبولیسم شدید که در پست خوابگردی می توانید اطلاعات بیشتری در مورد آن بخوانید. خواب گردی در نوجوانان شایع است و مشکل خاصی ندارد ولی در بزرگسالی عادی نیست و حتما باید به یک متخصص برای دریافت دارو مراجعه کنید چون ممکن است این خوابگردی ها خطرناک باشند و در خواب از پله ای چیزی بیفتید و ….. موفق باشید.

          • ستایش گفت:

            دکتر رفتم و دارو هم مصرف کردم ولی اثر نداشت هم برای کابوس ها و هم خوابگردی و حتی فراموش کردن اون خاطره بد از طریق هیپنوتیزم ولی انگار بدتر شده بودم.

            من از پله ک هیچی تو خیابونم رفتم میگم که کاملا هوشیار ب نظر میام فقط بیحال راه میرم.

            یه سوال اگه کسی۲۰سالش باشه ولی دوست خیالیشو از بچگی هنوز داشته باشه بده؟

          • با سلام. در مورد علاج خوابگردی اطلاع ندارم خصوصا که دکترها هم نتوانستند برای شما کاری کنند حداقل اعضای خانواده مراقب باشند جاهای خطرناک نروید و درها را قفل کنند. دوست بچگی شما به چه صورتی دیده می شود؟ ارتباط تله پاتی یا واقعا میبینیدش؟

          • ستایش گفت:

            درا قفل هم باشن بازشون میکنم یا کارایی میکنم مثل چسبیدن ب ی قسمت از دیوار خونه و تا خود صبح همون جوری میمونم. اگه کسی سعی کنه ببرم توی تختم یا بیدارم کنه ممکنه بزنمش، آخرین بار نمیدونم چطوری زده بودم پیشانی بابام ۶تا بخیه خورد.

            هم میشه گفت تلپاتی و هم ب صورت مستقیم

          • خوب این وضعیت بسیار خطرناک است و حتما باید فکری برای آن بکنید. اگر موجودی که می بینید راهنمایی های سازنده به شما می کند خوب است ولی اگر برخلاف آن است حتما باید به فکر دور کردن آن باشید.

          • ستایش گفت:

            نمیدونم راهنمایی هاش خوبه یا ن ولی وقتایی ک نباشه انگار ی چیزیم کمه خیلی نا آروم میشم ولی خب مگه دوست خیالی،خیالی نیست؟
            امکان داره خوابگردیا و اینا بهش ربط داشته باشه؟

          • با سلام. اگر اطلاعاتی که به شما می دهد خارج از محدوده دانش شماست بنابراین خیالی محض هم نیست. این دوستان خیالی در تاریخ زمینه خلاقیت بسیاری از دانشمندان را بالا برده اند برای مثال برنده جایزه نوبل ریاضی که فیلمی هم بر اساس آن به نام ذهن زیبا ساخته شده ولی متاسفانه ایشان اسکیزوفرنی داشتند و بیش از حد درگیر خیالات و الهام از دوست خیالی بودند. به هر حال اگر واقعا می خواهید آن را از زندگی خود حذف کنید در صورتی که خیالات خودتان است رفع آن بر عهده روانپزشکان است و دیگر از زمینه ماورا خارج است.
            خوابگردی در جادو به جنزدگی ربط داده می شود ولی باز هم نمی شود به راحتی این برچسب را زد و باید معاینات بالینی شوید. موفق باشید و ما را از نتیجه کارتان با خبر بگذارید.

  21. FATEMEH گفت:

    سلام….خسته نباشید….میخواستم بگم که من ۱۵ سالمه و علاقه زیادی به بازکردن چاکراها دارم ……میشه بگیدواسم خطر داره یانه….؟

  22. FATEMEH گفت:

    ایا ارتباط با فرشتگان حقیقت دارد؟

  23. FATEMEH گفت:

    اخه من یه مطلبی خوندم درباره ارتباط با فرشته میکائیل …بعد گفته شد بود که باید چیزایی که میخواد بهش هدیه بدی…مثلا عود زعفران با شمع زرد….اگه ما چیزی رو ازش بخوایم قطعا بهمون میده؟

  24. مریم گفت:

    سلام. میشه ازتون خواهش کنم به من کمک کنید؟ من در تمام عمر با اتفاقاتی روبرو بودم و خوابهایی دقیق از آینده میدیدم و همیشه ارواح توی خواب باهام در ارتباط بودن که حالا یک نفر بهم گفته کار جن هست. من اصلا نمیدونم انرژی و هاله و جن و غیره دقیقا چی هستن و بدنبال یک استاد هستم.لطفا کمکم کنید من بدلیل اینکه گاها ذهن دیگران رو میخونم و گاها گذشته اشون یا حتی آینده اشون رو میبینم دیگه نمیتونم زیاد بیرون برم…حالا که بهم گفتن اینها قضاوت و یا توهم نیست بدنبال کسی یا کتابی هستم که بواسطه ی اون در موردش بدونم و کنترل اش کنم

  25. Fatemeh گفت:

    سلام.واقعا؟میشه شما یه روش غیرشیطانی بگین….؟من خیلی دوست دارم ارتباط داشته باشم باهاشون….

  26. Fatemeh گفت:

    سلام استاد…میخواستم بگم که من بعضی وقتا(شبا)که میخوابم توی خواب چندبار بختک میوفته روم ..نمیتونم حتی جیغ بزنم که اطرافیانم رو متوجه خودم کنم فقط میتونم یه کوچولو پاهام و تکون بدم بدش کل بدنمو هی تکون میدم و در اخر بیدار میشم …البته بگم وقتی اینجوری میشم میتونم راحت همه چیز رو ببینم (مثل دیدن عادی)ولی بایه حالتیه انگار که روی چشمام یه سطح دیگس……راستش من تویه خوابهام اصلا نمیتونم حرف بزنم….(یعنی وقتی از خواب بلند میشم احساس میکنم که اصلا من حرف نزدم) میتونم بخندم اونم بدون صدا…خیلی اعصابم خورد شده دیگه نمیتونم تحمل کنم ..شما میدونید اینا واسه چی هستن؟

    • با سلام. اینها به خاطر گسترش کالبد اولیه در فلج عضلات و خلسه است و به نظرم به جای فرار از آن تصور کنید با یک طناب از بدن خارج می شوید یا از نردبان خیالی بالا می روید تا برون فکنی کنید در غیر این صورت به طور طبیعی بخوابید تا بعد از چند ساعت استراحت به صورت نرمال بیدار شوید و فلج عضلات هم رفع شود. برای کاهش فلج عضلات سعی کنید به پهلو بخوابید و شکمتان پر باشد و خیلی هم خسته نباشید.قبل از خواب از محرک هایی مثل چای و قهوه استفاده نکنید تا حالت ذهن بیدار/بدن خواب یا همان فلج عضلات رخ ندهد. موفق باشید.

  27. Fatemeh گفت:

    سلام ممنونم بابت توضیح هاتون…درضمن میخواستم بپرسم که درهنگام خواب چشم سوم باز میشود یا خیر؟

  28. Fatemeh گفت:

    سلام…میشه یه توضیح کوتاه و ساده بگین؟
    بعد میشه اونو کنترل کرد؟

  29. Fatemeh گفت:

    با سلام و خسته نباشید…میخواستم بدونم بیوکنیزی برای افزایش قد هم وجود دارد؟
    چون من داخل یه سایت خونده بودم که هست اما دانلود از اون فایل موجود نبود..

  30. Fatemeh گفت:

    باسلام و خسته نباشید….میخواستم بپرسم که اگه یه نفر حداقل دوروز درمیون سردرد بشه میشه گفت که مشکل از خونَست؟البته شاید یه همچین حرفی مسخره باشه!ولی خوب سواله …بعد اون بنده خدا همین جوریه دکتر هم رفته اما خوب نشده بعد پیش یه دعا نویس هم رفته اما بازم خوب نشده؟باس چیکار کنه؟اگه راه حلی هس میشه بگین؟

  31. Fatemeh گفت:

    سلام میخواستم بپرسم که بیوکنزی لاغری هم هس؟

  32. ریحان گفت:

    من بیشتر موارد بالارو دارم و اینکه وقتی کسی فوت می کنه می تونم باهاش ارتباط برقرار کنم و اینکه مرگ چند تا از عزیزامو توی خواب دیدم که دقیقا اتفاق افتاد و یک سری اتفاقاتو راجع به خودم تو ذهنم میاد که دقیقا اتفاق میوفته چه خوب و چه بد . کاملا انرژی منفی رو متوجه می شم اما هرکار می کنم ازش فرار کنم نمی شه دورمو گرفته کامل

  33. Fatemeh گفت:

    الان همه ی اون مواردی که گفتین رو همشو من دارم بجز اینا اتفاقای زیادی برام میوفته مثلا هر از گاهی صبح ها درست ساعت چهار از خواب میپرم یعنی حس میکنم هوا بدجوری سرده یواش چشمامو باز میکنم یه چیزی مث جن و نمیدونم جنازه و اینجور چیزا میبینم حتی یبارم شده که حس کنم مامانمه و بغلش کردم بخوابم ولی اون موجود مثل سنگ بود و یخ زده بود و بعد از سه ثانیه انگار بخار شد و رفت هوا یعنی یهویی دستمو که انداخته بودم روش ، افتاد زمین و بعد همه ی اینا، بعضی وقتا که خودمو تو آینه نگاه میکنم قیافه خودمو یجوری میبینم مثلا یجوری که انگاری رنگ پوستم کاملا سبز شده و برخی از قسمتای صورتم کبود میشه و حس میکنم از چشمام یه نوری میوفته روی آینه و خود به خودی میرم میشینم روی تخت و پتو رو میکشم رو سرم و گریه میکنم الان حدودا یه سالی میشه که دندونامم رفته رفته تیز تر میشه و پوستم زیر افتاب برق میزنه و تو تاریکی هم احساس ارامش میکنم و قرینه ی چشمام یجوری قرمز میشه

  34. سحر گفت:

    سلام
    من چند تا از علائم بالارو دارم مثلا اینکه از گوشه چشم همش سایه میبینم تنها نمیتونم جایی بمونم و حتی صدای گفت و گو زیاد میشنوم و یه وقتایی حضو کسی رو حس میکنم و هی برمیگردم. معمولا وقتایی که تنها باشم اینارو حس میکنم ولی تو شلوغیام سایه های گوشه چشمو میبینم. و اینکه خوابام خیلی آشفتس هرشب معمولا سر ساعتی از خواب میپرم و شرایط خوابام بعضی وقتا برام تداعی میشه. میشه بگین من مدیوم هستم یا نه چون واقعا آدم ترسویی هم هستم و همش بهم میگن الکی خوف میکنی

  35. امیر گفت:

    سلام من یکیشم از بچگی جن داشتم و دارم و روح خانوادمو در حالت خارج شدن میدیدم و هنوزم میبینم ولی کمی مبهم تر وقتی عصبانی میشم گوشیم قاتی میکنه تا مجبور شدم آیفون بخرم و باز هم در دست من قاتی میکنه یه موقعها و مجبورم عصبانی نشم.اگه کسی ازیتم کنه و ازش عقده بگیرم یکسره بد میارند بدون اینکه من بخوام. انرژی کیهانی رو جوری جذب میکنم ک سرم عینه قلب میزنه وحالم بد میشه.برون فکنی هم میکنم گه گداری .و دست ب هر کاری ک غیر عادی باشه بزنم انگار استاد اون کارم سریع انجام میشه و غیره اما شدیدا افسرده ام و همش درون خونه ام وهمیشه گشنه ام.کار نمیکنم با مردم نمیجوشم و شدیدا از زندگی کردن متنفرم بنظر من همون عادی باشید بهتره

  36. ... گفت:

    سلام من تو بچه گی یه حباب با هاله ی سیاه اطرافش میدیدم توی بیداری و کاملا یادمه صدای خنده میشنیدم میخواستم ببینم دیدن این حباب یا میشه حتی گفت گوی دلیل خاصی داره در ضمن بیشتر علامت های مدیومی رو دارم

  37. دلارام گفت:

    با سلام من هیچ کدوم از این ویژگی ها رو ندارم اما نمیدونم که چرا بعضی اوقات به چیز هایی فکر می کنم و همون لحظه همون چیز رو جلوی خودم در حال رژه رفتن می بینم یا بیشتر اوقات نصف شب اگر خوابم نبرد یا صبح خیلی زود که همه خوابیدن و خونه تو سکوت مطلق هست با چشم بازی رویا و خواب می بینم درحالی که میدونم خوابیدم ولی زمان از دستم در میره و همینجوری که به روبرو زل می زنم خواب ها رو به شکل ذهنی و بعضی اوقات به شکل تصویری می بینم میشه بگید که مشکل من چیه البته خودم فکر می کنم که دیوونم کلا طرز فکر من با بقیه فرق می کنه در کل من بین فامیل و همسالامون عجیب غریب به نظر می یام حتی تو مدرسمون هم همینطورم ممنون میشم اگه جوابم رو بدید چون کم کم دارم با این فکر های بیهوده دیوونه میشم

  38. مهتاب گفت:

    سللم
    من الان ۱۵ سالمه و یه پستی رو که راجب شناسایی ژن ستاره بود رو خوندم و یه سری از علائمشو داشتم ولی از همون فردی که این پست رو گذاشته بود پرسیدم گفت ممکن ژن ستاره باشی ولی علائمش معمولا از سن ۱۹ سالگی مشخص میشه و کلا بیخیال این شدم که بدونم ژن ستاره ام یانه بعد یه مدت دوستم یه سایتی رو بهم معرفی کرد (سایت شما نبود) که تست قدرت ماورایی میگرفت
    جواب تست که اومد فهمیدم که قدرت ذهن خوانی ،حس ششم فوق العاده بالا،پیشگویی ،جذب افرادو اینکه توانایی القای چیزی که توی ذهن خودمه به دیگران رو دارم بعد از اون تست واقعا اون قدرت هارو حس کردم که حتی خانواده هم تعجب کرده بودن راستش از همون بچگی اگه چشمامو میبستم و یه چیزی رو میدیدم اتفاق میفتاد در صورتی که خوابم نمیبرد ،اما جدیدا اتفاقات وحشتناکی رو میبینم ،حتی جن و ارواح وحشتناکی رو که به سمتم حمله میکنن، واقعا چند وقته آرامش رو ازم گرفته البته بعضی موقع ها هم اگر به دستام نگاه کنم و بعدچشمامو ببندم میتونم گوی انرژی بین دستامو ببینم و اندازشوبفهمم.
    خواستم بدونم این ویژگی ها ربطی به مدیوم بودن داره یا نه که با سایت شما آشنا شدم
    ولی فقط بعضی از نشانه ها رو دارم مثل احساس باد خنک یا گرم بدون منبع ،اگه بعضی موقع ها برم توی اتاق خالی احساس ترس عجیبی دارم ،
    یا مثلا بعضی موقع ها میبینم یه چیزی از گوشه اتاق تکون میخوره یا یکی داره راه میره و وقتی میرم سمتش میبینم چیزی نیست، بعضی وقتا دایره های رنگی رنگی میبینم که حرکت میکنن ،بعضی وقتا حتی زمانی که دایره نبینم چشمامو میبندم ولی یه نور سفید یا مشکی رو که شکل آدمه میبینم که داره حرکت میکنه، بعضی وقتا هم حس میکنم یه چیزی ازم رد شده چون احساس میکنم بدنم میلرزه ، بعضی وقتا هم بعد از این احساس کردم یه چیزی ازم رد شده شاید یه روز بعدش وحشتناک مریض میشم که حتی توانایی اینو ندارم که راه برم
    راستش به خاطر جذابیتی که توی چهرمه هرجا میرفتم خیلیا بهم نزدیک میشدن ولی شاید به خاطر رفتار عجیبم از من دور میشن
    دوستای واقعیم که پیشم موندن یا میگن بهت حسودیمون میشه یا میگن ترسناک شدی
    ببخشید که زیادی حرف زدم ^_^
    واقعا ازتون ممنون میشم اگر کمکم کنید چون من تو این سن که باید فقط به فکر درسام باشم با همچین مشکلی رو به رو باشم
    البته اصلا قصد اینو ندارم که بخوام این قدرتا رو از بین ببرم
    فقط میخوام بدونم چه جور موجودیم و چجوری میتونم ترسمو از بین ببرم و از اتفاقاتی که احتمالا قراره بیفته جلوگیری کنم.

    با تشکر

  39. فاطمه گفت:

    سلام استاد خسته نباشید
    من این نشونه ها رو دارم به علاوه ی چند مورد دیگه
    از گوشه ی چشمم دایره های نورانی سفید و طلایی میبینم ولی وقتی برمیگردم سمتش ناپدید میشه
    باد سرد و سوزن سوزن شدن پوست رو حس میکنم مخصوصا رو دستام بعدش یه لحظه بدنم میلرزه و انگاری یخ میزنم
    گاهی وقتا حس میکنم یکی کنارمه بخصوص شبا که همه خوابن حس میکنم یکی داره میاد سمتم خیلی میترسم ولی چند بار سعی کردم به ترسم غلبه کنم حس کردم منو لمس کرد
    خیلی وقتا حس میکنم بجز منو خانوادم یکی دیگه هم تو خونمون زندگی میکنه و حضورشو حس میکنم مخصوصا تو کنج حموم و جاهای تاریک انگاری هوا سنگینه
    یه وقتایی حس میکنم یه صدایی می شنوم ولی از بقیه ک میپرسم میگن نشنیدیم گاهی حس میکنم یکی داره صدام میزنه
    تا حدود سه سال پیش از قبرستون به شدت میترسیدم و بهم حس بدی میداد الان ترسم کم شده و قبرستون میرم ولی سعی میکنم پامو رو قبرا نذارم و به قبرا نگاه نمیکنم
    از بچگی همیشه با حیوونا خوب بودم حتی حیوونایی که با بقیه بد بودن با من دوست میشدن
    همیشه وقتی میخوام یه تصمیمی بگیرم یا هدفی انتخاب کنم یه کاغذ برمی دارم و شروع میکنم به نوشتن جالبه که کلی ایده مفید میاد تو ذهنم یا به طور اتفاقی درباره ی اون موضوع یه مطلب میبینم یا تو تلوزیون میبینم که واقعا کمکم میکنن و تا حالا پشیمون نشدم
    خیلی وقتا اگه از ته دلم یه چیزی رو از خدا بخوام بهش میرسم یا اگه به یکی فکر کنم به زودی میبینمش یا خوابشو میبینم
    احساس آدما رو درک میکنم اینکه یکی خوشحاله یا ناراحت یا میخواد درددل کنه و وقتی بهش میگم خب بگو می شنوم میگه تو از کجا میدونی من میخواستم باهات صحبت کنم یا میگه از کجا میدونی ناراحتم یا تو فکرم
    اکثرا با دیدن آدما میتونم بفهمم طرف آدمیه که میشه روش حساب باز کرد یا نه
    وقتی یکی میاد سمتم و باهام حرف میزنه میتونم بفهمم که نیت خوبی داره یا بد یا دروغ میگه یا راست
    وقتی یکی فوت میکنه یا عکس مرده میبینم حس میکنم به کمک نیاز داره اگه آشنا باشه واسش نماز و قرآن میخونم اگه غریبه باشه صلوات میفرستم و بعدش حس میکنم منم آروم شدم
    چند بار خواب ترسناک دیدم که توش موجودای عجیبی بودن مثلا یه بار یکیشون به سرعت اومد سمتم و چشماش ترسناک و ناراحت و عصبی بود
    بچه که بودمم یادمه چیزای عجیب میدیدم مثلا تو خوابم حیوون مرده میدیدم یا تو بیداری یکی رو میدیدم که لباس مشکی پوشیده و میدویدم میرفتم کنار مادرم ولی بقیه میگفتن الکی میترسی منم فکر میکردم بخاطر اینه که بقیه منو با حرفاشون میترسونن
    هنوزم از تاریکی و تنها بودن و ارتفاع میترسم
    وسایل الکترونیکی رو زیاد حس نکردم فقط چند بار آباژور از دستم افتاد و لامپش خراب شد عوضش کردم و چند بار گوشی از دستم افتاد
    حس میکنم میتونم حال خودم و آدما رو خوب کنم مثلا اکثر اوقات که حالم بد میشه خودم با یه سوره یا درمان گیاهی حالمو خوب میکنم یا با حرفام بقیه رو آروم میکنم و سعی میکنم بهشون ایده های خوب بدم و کمکشون کنم
    وقتی ۱۴سالم بود یکی از دوستام میگفت همیشه خوابای وحشتناک مار و … میبینه یه شب که واسش دعا کردم گفت اون شب خواب بد ندیده
    چند تا از اطرافیانم حالشون خیلی بد بود واسشون زیارت عاشورا و دعای معراج و … خوندم و خوب شدن
    جدیدا غذاهای طبیعی رو بیشتر دوست دارم و اگه مجبور بشم غذاهای چرب و … بخورم حس میکنم دارم سم میخورم
    خیلی وقتا حس میکنم بدون هیچ دلیلی ناراحت و افسرده هستم و کسی درکم نمیکنه دلم میخواد از همه ی آدما فاصله بگیرم و برم یه جای دور
    تو عشق هم مشکل دارم مثلا ممکنه از خیلیا خوشم بیاد ولی بعد از یه مدت میفهمم که عاشق نبودم

    یعنی ممکنه مدیوم باشم؟
    اگه هستم باید چیکار کنم؟

  40. Asal گفت:

    سلام خسته نباشید من بچه که بودم یه چیزایی میدیدم و با اونها ارتباط میگرفتم و باهاشون حرف میزدم و به راحتی اونارو میدیدم ایا این تصورات ذهنم بوده یا چیز دیگری؟

  41. ronak گفت:

    سلام من یک خانمی هستم از سن بچگی انگار به صورت انتسابی حس ششم قوی داشتم رفته رفته اوضاع شرایط تغییر کرد تبدیل به خواب و رویای صادقه شد من ده سال پیش مرگ برادرم به همون شکلی ده سال بعد فوت کرد دیدم علم غیب گویی پیشگوییم بالا رفت به طور خانوادم میترسیدن.کم کم موجودات عجیبی میدیدم در بیداری به شکل خانوادم متوجه شدم اجنه اما هیچ وقت اذیت نکردن فقط یکبار خواب بودم و هیچ وقت نباید در تاریکی بخوام یا در اتاق ببندم که یکبار این اتفاق افتاد سه تا سفید پوش وارد اتاقم شدن در خواب بیداری گلوی منو فشار دادن من کاملا در خواب اتاقم میدیدم اما خواب بودم.خیلی موردهای دیدن پیش امد.بعد متوجه شدم به شکل عجیبی با روحهای فامیل اشنا در ارتباطم و خسته شدم خبر از مرگ میدن از حوادث میفهمم.حتی الان دوسال برادرم فوت کرده همش در خواب در ارتباط چیزهایی در خواب میبینم مثلا اگر صبح قرار اتفاق خطرناک بیوفته به یک شکل به من میرسونه در بیداری حس عجیب محیط منفی باشه برم تا چند روز حال جسم و روح خوب نی و بدتر اینه اگر یک نفر اشک در بیاره بلا سرش میاد حتی خانوادم.نمیدونم چرا من ۱۰ سال دارم زندگی میکنم به این شکل.فقط لطف کنید بگید اینا واقعا چین حتی صداهایی عجیب بوی خوش به مشامم میرسه حتی حیوانات در بیرون یهو گربه دنبالم میکنه به صورت عجیب.یا با بعضی حیوانات مثل سگ حتی غریبه باشه ناخوداگاه حس انس پیدا میکنم

    • آینده قطعی را فقط خدا می داند پس اگر خبری از غیب به شما رسید حتما با دادن صدقه و خیرات سعی کنید آن را تغییر بدهید چون می توان حتی زمان مرگ را هم با این امور خیر جا به جا کرد. حس بویایی قوی اگر مربوط به استشمام چیزهای غیرمادی باشد نوعی حواس اختری مثل غیب بینی و غیب شنوایی است. در مورد دیدن اتاق با چشمان بسته به این پست مراجعه نمایید.

  42. ronak گفت:

    شبها میترسم بخوابم اکثر اوقات تا صبح بیدارم میترسم از اینده ببینم روح خیلی میان در خوابم و کاملا وقوع اتفاقی میدن یا در خواب شب سفر میکنم به قبرستان ادمهایی صورتشون مشخص نی به شکل سایه در کل قبرستان میبینم یا انسانهایی گاهی میبینم اصلا یکبار ندیدمشون.وقتی وارد قبرستان میشم حتی گربه ها اونجا چندین با مثل شیر انگار به سمتم حمله میکنن من کلا با کسی رفت و امد نمیکنم همیشم تنهام و ارامش در تنهایی میبینم چون از جمع بعضی مسائل در جمع اتفاق میوفته مثل غیبت و خیلی مسائل خالزنک بازی بیزارم.صداهای زیاد برام ازار دهنده نور زیاد ازار دهنده.حس بویایی قوی کلافم کرده بعضی جاها اذیت میشم حتی گاها پیش امده فرشته دیدم برای بردن کس دیگه بعد چند روز عمم فوت کرد.انگار عادت کردم به این شرایط انسانهایی موکل داشته باشن متوجه میشم از چشم و نگاه.و به نظر شما بنده مدیوم یا موکل دارم؟؟؟

  43. فرزان گفت:

    سلام
    ـمن از ۹ سالگی یک جن بدنم رو لمس کرد اون هم در بیداری . دستاشو روی کمرم کشید و پشت گردنم ی صدایی شبیه هااااا کردن انجام داد مادرم پیش یک مرد مومن رفت برام دعا گرفت…. جن در بیداری دیدم البته اول نفهمیدم ک جن هستن بعد ک ناپدید شدن متوجه میشم…. پیش هر فالگیری ک میرم بهم میگن انرژیت مثبته و پیش ما بیا… و جالب اینه ک حال اونا خوب میشه حال خودم بد میشه….. خواب جن زیاد میبینم حتی بهم گفتن میخوایم به واسطه ی تو با خانوادت ارتباط برقرار کنیم اما من تو خواب قبول نکردم….بین خواب و بیداری صدای شبیه کشیدن کلی اهنه ریز ریز روی هم و یا صدای شبیه حرف ((چ)) و پچ پچ کردن شنیدم و اگاه شدم ک جن هستن …. صدای پاشونو شنیدم یک بار شبیه سم اسب بود میومد جلو و قطع میشد دوباره از دور شنیده میشد و نزدیک میشد …. من علاقه ای ب ارتباط با جن ندارم چونکه حرامه و معتقدم خدا صلاح مارو میخواد دلم نمیخواد عمرم رو در بازی کردن و سرگرم شدن با جنیان تلف کنم و تمام انرژی و جوانی و وقتم صرف چیزایی بشه ک اخرشم هیچی بهم نرسه و بمیرم و با اعمالم در قبرم تنها بشم… اما میخوام بدونم ایا من مدیومم؟؟ و ایا میشه استفاده ی مثبتی ازش کنم؟ لطفا جوابمو بدین ممنونم

  44. leyla گفت:

    با سلام، من چند وقته که حس میکنم قدرت خاصی دارم بیشتر خوابهای که میبینم چند روز بعدش اتفاق میوفته اکثرا درمورد خودم خوابهای زیادی میبینم مثل یه اخطار ،همیشه احساس میکنم کسی پیشم هست و داره نگام میکنه،همش حس میکنم از گوشه چشمم چیزی رد میشه ولی وقتی برمیگردم میبینم چیزی نیست ،احساس میکنم متعلق به جایی دیگه ام یا اینکه به زودی تغییر بزرگی تو زندگیم ایجاد میشه اینا نشونه چی میتونه باشه لطفا راهنماییم کنید.

  45. Yasaman گفت:

    سلام من از ۵ سالگی میتونستم یه موجوداتی رو ببینم که البته اون موقع فکر نمیکردم جن باشه و این قضیه تا ۱۰سالگیم بیشتر اتفاق نیوفتاد بعد ازون بیشتر حضورشونو حس میکردم ب صورت اینکه یه چیزی از کنارم رد میشه و سایه شونومیدیدم ک البته خیلی هم نمیترسیدم ازشون…اخیرا با بختک مواجه شدم و البته بگم من توانایی رویابینی و پرواز روح هم دارم تو یکی ازین پرواز روح ها یبار یه موجود خبیثی بهم حمله کرد و ب زور میخواست وارد جسمم شه و من خیلی مقاومت کردم هنوزم حس میکنم تو بیداری حتا خیلی میخواد اذیتم کنه ولی من هاله دفاعیمو تقویت کردم خیلی بهتر شد اوضاع ….همه چاکراها هم بازه فقط چاکرای ۳ مشکل داره ک نمیتونم حلش کنم کمک کنید برای چاکرای سومم فک میکنم مشکل این چاکرا حل شه اون جن وحشی هم دست از سرم برداره ….فک کنم چون چشم سومم بازه ولی چاکرای۳بسته ست این مشکلات ب وجود اومده لطفا راهنمایی کنید

  46. Samira گفت:

    باسلام من از دوران بچگی یادمه کنار اطاق یهو برفک هایی مثل برفک تلویزیون ظاهر میشد یک انرژی داشت که به جسمم منتقل میشد و تمامه بدنم سنگین و سوزن سوزن میشد یک حالت خیلی بدی بهم دست میداد توی همون سن دو سه سالگی همیشه تو ذهنم هستش چون به محض اینکه ظاهر میشد از ترس انرژی که به بدنم انتقال میداد و هی زیاد و بزرگتر و پرحجم تر میشد خودمو جمع میکردم که برفک ها بهم نزدیک نشن یا به بدنم برخورد نکنن یکمی که بزرگتر شدم میدیدم موجوداتی رو میدیدم و بعدش تبدیل شد به شنیدن صداها مثلا صدای واضح رو میشنیدم که کسی داره از توی آشپزخانه بلند اسمم رو صدا میکنه مخصوصا زمانهایی که تنها بودم یا کسی داره با نوک انگشت به در میکوبه ولی هرچی به اطرافیانم میگفتم یکنفر پشت در هستش باور نمیکردن یا صداهایی که من میشنیدم خانواده ام نمیشنیدن میگفتن توهم زدی یا خیالاتی شدی همیشه هم محیط قبرستون و رفتن توی محیط هایی که میت دفن هستش انزجار داشتم و هنوزم دارم از مرده و مردن اصلا نمیترسم ولی جو قبرستون بدجور منو میگیره و حس بدی رو بهم منتقل میکنه و حدوده بیست و خرده ای سال هم هست که افسردگی دارم وقتی هم به عکس اموات یا آلبومهای قدیمی یا عکسهایی که روی سنگ قبرها هست نگاه میکنم از درون یک حالت بدی بهم دست میده انگار تصاویر روح دارند مخصوصا این حس رو در تصاویر افرادی که فوت کردن بیشتر حس میکنم من روح مرده هارو توی عکسهاشون میبینم و حس میکنم بخصوص سر فوت مادر بزرگم و شوهر خاله ام خیلی اذیت شدم چون جو خیلی سنگین بود و من حضورشان رو اطرافم حس میکردم توی محیط خونه مردنشون اذیتم نمیکرد حضورشون رو توی عکسهاشون یا محیط خانه حس میکردم جو سنگین تو محیط خونه و مراسمشون اذیتم میکرد بخاطره همین سعی میکنم توی مراسم عزاداری اموات اصلا شرکت نکنم یا قبرستان نرم چون واقعا حسشون میکنم و در مورد افرادی که اطرافم هستند از خواهرم همیشه فاصله میگیرم وقتی بهم نزدیک میشه یا دست بهم میزنه یک انرژی بد و آزاردهنده ای رو حس میکنم و عصبی میشم حتی موقع خواب هم ازش کاملا فاصله میگیرم درحالیکه منو خواهرم دوقلوهستیم نمیدونم این انرژی بد چیه دقیقا که بهم منتقل میکنه غیرقابل تحمله برام حتی با انگشتش بهم اشاره کنه و یک انگشت به دستم یا بازوم بزنه اعصابم بهم میریزه درحالیکه درباره دیگران اینطوری نیستم نمیدونم واقعا مشکل چیه و از کجا نشات میگیره چرا انرژی آدمهارو حس میکنم یا درباره اموات و بخصوص نگاه کردن به تصویرشون یک حالتهای عجیبی بهم دست میده

    • با سلام. با داشتن ترس و فرار بیشتر این حالتها هم شدید تر خواهند شد. بنابراین به جای آن سعی کنید با این ترس ها رو به رو شوید و علت آن را بدانید یکی از این راه ها نوشتن بدون فکر کردن و تخلیه هیجانی از این طریق است. در مورد اموات هم سعی کنید برای آنها خیرات و صدقه بدهید تا هم وضعیت آنها بهتر شود و هم حضور سنگین آنها را کمتر حس کنید. هر چه قدر عشق را نسبت به ارواح عزیزانتان بیشتر کنید ترس هم کمتر می شود. همچنین مطمئن شوید که خودتان ترس از مرگ ندارید و آنها شما را یاد مرگ نمی اندازند.

      در مورد اثر انرژی ها هم سعی کنید هاله دفاعی ایجاد کنید اگر باز هم حس کردید اذیت می شوید و انگار انرژی بقیه به شما ضربه ای محسوس وارد می کند در این صورت مربوط به تغییرات انرژی در سطح هاله خودتان است و نه اثر دیگران. در این صورت باید ریلکس و بی تفاوت بمانید تا انرژی ها جا به جا شوند. ممکن است حالت مور مور شدن یا برق گرفتگی و تهوع به شما دست دهد ولی مربوط به تغییرات فکری و خروج انرژی منفی از خودتان است. موفق باشید.

      • Samira گفت:

        استاد من از مرگ ترسی ندارم قبلا خیلی بهش فکر میکردم که بدونم واقعا فلسفه اش چیه و خداروشکر برام روشن شد و باهاش کنار اومدم از قبرستان و محیطهایی هم که اموات هستند نمیترسم حتی از مرده …. مادربزرگم فوت کرد وقتی از متوفیات اومدن ببرنش رفتم بغلش کردم سرتا پاشو بوسیدم باهاشرصحبت کردم که نترسه چون روحش رو توی همون اطاق کاملا حس میکردم و میدونستم صدامو میشنوه و داره منو میبینه یا شوهر خاله ام فوت کرد تک و تنها رفتم بالای سرقبر پدربزرگم چون قراربود توی قبر پدربزرگم دفن بشه و گورکن وقتی قبر رو میکند و آماده میکرد من اسکلت پدربزرگم رو دیدم درحالیکه وسط هفته بود و محیط اطراف هیچکسی غیر از من و گورکن اونجا نبود یا وسط هفته روز سه شنبه ساعت ۶ بعدازظهر مجبور شدم برای سنگ قبر پدربزرگم تنها برم بهشت زهرا هیچکسی حتی یکنفر هم تو بهشت زهرا نبود که لااقل منو تا مترو ببره نه آدم نه هیچ وسیله نقلیه و مجبور شدم کلی پیاده برم تا خودمو به مترو برسونم که هوا هم کاملا تاریک شده بود ولی روح این اموات منو آزار میدن یا وقتی به عکسهاشون نگاه میکنم باورم نمیشه اینها مردن چون عکسهاشون روح داره انگار دارن باهام حرف میزنند یا به شکلهای بد میان تو خوابم …..درباره انرژی اطرافیانم هم فقط فقط انرژی خواهر دوقلوم هستش از دیگران زیاد انرژی منفی دریافت نمیکنم استاد من به خیلی مسائل ترس دارم هم ارتفاع هم تاریکی هم تنهایی خیلی هم سعی میکنم به ترسم غلبه کنم و باهاشون رو در رو بشم با اینکه از ارتفاع خیلی میترسم ولی بازم روی ارتفاع یا نرده بام میرم با اینکه انقدر میلرزم روی بلندی و نرده بام که لرزشم به نرده بام هم منتقل میشه ولی بازم سعی میکنم بهش غلبه کنم

        • با سلام. خدا رفتگان شما را بیامرزد. آیا در مورد مردگان صالح خود هم خواب های بد می بینید؟ در این صورت ممکن است موجودات غیرارگانیک دیگری خودشان را جای آنها زده باشند و قصد ترساندن شما را داشته باشند. در مورد مقابله با ترس به این پست مراجعه نمایید. البته مقاله دیگری هم در مورد مواجه با ترس به صورت عملی تر توسط خانم نیلوفر آماده شده که امروز در سایت قرار می دهم. موفق باشید.

  47. Goli گفت:

    سلام، راستش میخواستم بگم حالت هایی دارم که شدیداً نگرانم کرده ،من ۱۷ سالمه ،اکثر وقتها بیشتر موقع شب که همه خوابن یا تنها هستم متوجه سیاهی یا چیزی که تکون میخوره از گوشه چشمم میشم و حتی متوجه گیز گیزشدن یا لمسو حس میکنم و سریعا میخارونم که رفع شه،حتی اگه دارم درس میخونم و کلا حواسمو تمرکزم رو درسه ،چند بار هم شده که بعضی وقتها پوست سرم متوجه تکون خوردن موهام میشه ،بعضی وقتا اینقدر میترسم مجبور میشم تغییر حالت بدم یا از اون قسمت دور شم. از تاریکی فوبیای شدید دارم و حتما باید برقی روشن باشه ، یا حتی بعضی وقتها دیدن اشکال نور روی دیوار که هیچ جور نمیتونم باور کنم انعکاس نور باشه، با تعجب نگاه میکنم و حس میکنم موجودیه، اصلا نمی توانم تو اتاق شب تنها باشم اگرم باشم خود به خود بخاطر یه حسایی که بهم ترس میده دور میشم، بعضی وقتها هم اصلا حواسم به اینچیزا نیست مثلا تمرکزم روی درسه، یه لحظه صدای حرف های نامفهومی میشنوم بعد از تموم شدن صدا با خودم میگم چی بود? کی بود؟ خواب خیلی زیاد میبینم اکثر وقتها توی خوابم میدونم دارم خواب میبینم! یه مدت که کلی خوابای بی مفهوم می‌دیدم که توی خواب اون وسیله مهمی که گم کرده بودم پیدا کردم و فرداش در عین ناباوری رفتم همون قسمت که تو خواب پیدا کرده بودم واقعا تو حقیقت پیدا کردم!!، دچار فلج خواب میشم در حدی دیگه توی فلج خوابام متوجه میشم دچار فلج خوابم!!!! وختی نصف شب توی یه ربع که خواب بودم سه بار دچار فلج خواب شدم و از ترس دیگه تا صبح نخوابیدم، افکارمو تصوراتم هم خیلی قویه به راحتی میتونم شعر و رمان بنویسم در صورتی که یکی از شعرام جزو شعرای برتر شده و دوستام تعجب میکنن که چطور اینقدر سریع و با عمق احساس در مورد چیزی مینویسم ، خیلی هم فکر میکنم و تمرکز عجیبی رو فکر کردن میزارم اینقدر برام مهمه که اگه کسی رشته افکارمو پاره کنه عصبی میشم تا حدی که خانوادم بهم میگن چته ؟ روانپریشی؟ جن‌زده ای؟ چرا راه میری فکر می‌کنی؟ الان یعنی من آدم مدیومی هستم؟؟ اگه هستم چطور وضعم ؟خطر داره؟؟ ببخشید که خیلی زیاد شده ولی واقعا نگران شدم

    • با سلام. بله شما توانایی های ماورایی زیادی خصوصا از نوع غیب بینی و غیب لمسی و حتی غیب شنوایی دارید. در مورد حرکت موها هم تجارب مشابه شما زیاد شنیده ام. همین نشان می دهد که آن موجودات تا حد زیادی به قلمروی مادی شما وارد شده اند که یا می تواند به خاطر مصرف انرژی های بالای شما باشد و یا انرژی محیط خانه برای فعالیت آنها مناسب باشد ولی مشاهدات نور و شنیدن صدا قطعا از توانایی های شما و حساس بودن حواس اختری تان است. به جای نگرانی سعی کنید با خودبرتر و موجودات بهتری ارتباط برقرار کنید و از این توانایی در راه درست و سازنده و گرفتن اطلاعات غیبی بهتر، استفاده کنید. موفق باشید

  48. Artmis گفت:

    سلام من هم جن میبینم هم وسایل الکترونیکی خراب میشن زود دست که میزنم بهشون صدا هم زیاد میشنوم جوری که شبا انگار اتاق کناریم کنفرانس. و احساس میکنم و میفهمم که از پشت سرم یا از کنارم محکم رد میشن یه شب هم هم جا تاریک بود من بالای پلکم نور میدیدم خیلی زیاد بود نور. حس خیلی قوی هم دارم جوری که وقتی یکی ناراحت یا شاد باشه بدون اینکه ببینمش میفهمم حتی اگه یه شهر دیگه باشه ولی قبرستون رو دوس دارم شده واس تفریح برم قبرستون. شده یه خواب رو ۲۰ بار ببینم و تو خواب میفهمم که خوابم و خودم رو بیدار میکنم.

  49. پانیذ گفت:

    سلام
    من نمیدونم مدیوم هستم یا نه
    من بیشتر کارهایو واسه بار اول ک امتحان میکنم میتونم انجام بدم مثه تله کینزی یا برون فکنی یا لمس هاله یا گوی انرژی در صورتی ک مثلا از قبل هیچ دانشی نسبت بهش نداشتم یاجایی نخونده بودم .مخصوصا برون فکنی روزی ک راجبش خوندم شب موقع خواب حتی بهش فکرم نکردم حتی خوابمم نمیومد اما ی دفعه قفسه سینم سنگین شد دیگ نمیتونستم تکون بخورم و صدای جرق جرق میشنیدم و حس مور مور شدن داشتم ک واقعا خیلی تترسیدم چون هیچ قصدی نداشتم و مثلا سگ دارم تو خونه خواسته هاشو میفهمم وقتی نگام میکنه.حس شیشمم خیلی قوی زویای شفاف میبینم ینی میفهمم خوابم و میتونم خوابمو تغییر بدم ینی کارایی ک خودم میخوام بکنم البته بعضی وقتام فقط میدونم خوابه اما کاری نمیتونم بکنم .و اینکه سایه سیاه میبینم یا تکون میخورن ردمیشن حتی پریشبم موقعی ک هواب بودم با ی نور سفید از خواب پریدم ک تو چشمم بود چشامو باز کردم اما منشا خاصی نداش انگار بکی فلش دوربین گرفته بود توچشام چشامو بستم بازم بود ی نور خیلی شدیدی.نمیدونم این اتفاقا ربطی ب مدیوم بودن داره یا نه؟؟من مدیومم؟ببخشید زیاد شد

  50. aysen گفت:

    سلام من از بچگی به شدت از اینجور چیزها دوری میکردم کلا همیشه ترس از ماورا و فیلم های جنی وروحی داشتم اما از وقتی که خیلی کوچیک بودم دوره ابتداییم مرگ رو حس میکردم . مرگ پدربزرگ هام مرگ فامیل هایی تا حالا ندیده بودمشون و بعدا با دیدن عکس اعلامیه اونها یادم میومد و حتی پسرهمسایمون که خودکشی کرده بود و شب قبلش من داشتم رد میشدم از دم درشون نمیتونستم تکون بخورم یه حس عجیبی منو چسبونده بود ب اونجا ونزدیک یک ساعت توی کوچه ایستاده بودم و صبحش متوجه شدیم که شب قبل خودکشی کرده و بارها این اتفاقات افتاده به جز خراب کردن وسایل الکترونیکی و حتی لامپ راهرو ها و بارها(تقریبا هردفعه که سواربشم) موندن توی اسانسورها و یک بارهم سوزوندن کل سیم کشی های شرکت فقط با روشن کردن یک لامپ هیچ نشونه ای از نشونه های بالا رو نداشتم حتی چند روز پیش بیمارستان ملاقات پسرخالم رفته بودم خیلی بی اراده رفتم اتاق روبرویی و به یه اقایی نگاه میکردم که به پنج دقیقه نکشید حالش بد شد و دکترا اومدن بالای سرش و فرداش متوجه شدم فوت شده.انقدر از خودم ترس دارم ک حتی حس میکنم وجود من باعث این چیزاست سعی میکنم خیلی با بقیه ارتباط نداشته باشم ک باعث اسیب بهشون نشم امروز خیلی اتفاقی سایتتون رو دیدم و داشتم کامنت ها رو میخوندم میخواستم بدونم این چیزهایی ک من حس میکنم و البته ی سری علایم دیگه که ننوشتم علت خاصی داره ؟من میخام مثل یه ادم عادی زندگیمو کنم ولی نمیشه ب هیچ عنوان دنبال چیزی نرفتم الان باید چیکارکنم تا بتونم نرمال زندگی کنم ؟

  51. MAhDI PIshVA گفت:

    با سلام
    من ۲ و ۴ را به صورت كم و ۸ رو فقط يك بار داشته ام
    ۲ رو به اين صورت كه از گوشه چشم موجود سايه مانندي رو ميبينم
    ۴ رو به اين صورت كه يك موجودي همه جا با من هست و خيلي وقت ها احساس ميكنم كه شونه راستم رو لمس ميكنه و قشگ حسش ميكنم (يه تجربه به نام جني كه همه جا همراه من است نوشتم و منتظر پخش شدنش هستم و در اون بيشتر توضيح دادم)
    ۸ رو هم يكي از اقواممون فوت كرد و خيلي هم پير بود بعد يه بار كه ما مهمون داشتيم من ميخواستم برم دستشويي كه روح ايشون رو ديدم و اولش فكر كردم يكي از مهمونامون داره دستشويي ميكنه و با يه ببخشيد در رو بستم بعدش يه كم تو اتاقم چزخيدم و برگشم رفتم تو دستشويي و ديدم هيچ كس نيت و عجيب اينكه صداي باز و بسته شدن در ستشويي هم نيومده بود كه حالا بگيم مهمون بوده و اومده بيرون تازه صورتش خيلي پيرتر مهمونامون بود (يكي از مهمونامون هم پير بود ولي نه به اون پيري)
    حال آيا من مديوم هستم؟؟؟

  52. مونا گفت:

    سلام خسته نباشید ببخشید من نزدیک ۵ساله ک هر روز خلسه های عمیق دارم قبلا کم بود ولی الان هر روز و روزی حداقل ۳بار اونم وقت مشخصی صبح زود و غروب اتفاق میفته در اون حالت خودم و خونوادمو میتونم ببینم و یه مدتم فقط صدا میشنیدم صداهای دور مثلا من خونه هستم ولی خاهرم و مادرم رفتن بیرون من صداشونو میشنوم جدیدا خیلی زیاد و عذاب اور شده جوری ک منو ول میکنه و دوباره میگیرتم بازو ها و پاهام خیلی درد میکنند و گاهی اوقات کبود میشه گاهی وقتا از خواب بلند میشم نصف شب میبینم ک چیز سیاهی کنارمه بعد مثل دود غیب میشه شوهرمم جدیدا داره مثل من میشه اونم ایجوری میشه یه بار شب بازم اون چیزو دیدم زدم ب حساب توهم ولی صبحش شوهرم گفت ک اونم دیده گاهی وقتا حس میکنم چیزی سریع از کنارم رد میشه و یا از لای در کسی نگام میکنه چن وقت پیش در همون حالت خلسه میدیدم که نوری توی اتاق شروع به روشن و خاموش شدن کرد گاهی وقتا در اون حالت میبینم کسی شبیه به بستگانم میاد کنارم میشینه حتی ی بار رو کاناپه خوابیده بودم از اون جا در پذی رای از تو اینه معلوم بود شخصی شبیه داییی م. اومد تو خونه اومد بالا سرم و رفت بیرون تا رفت منم وقتی بیدار شدم با این ک حالم خوب نبود تمام سعیمو کردم و بلند شدم دویدم دنبالش چن بارم از شدت درد افتادم چون بدنم خیلی سست میشه در اون حالت تا در حیاط رفتم اما کسی رو ندیدم

  53. فاطمه گفت:

    سلام من موقعی سه یا چهار سالم بود یه شب که از نیمه گذشته بود و همه خواب بودند می خواستم برم داخل اتاق که زمانی که کنار در اتاق بودم در یه متری خودم دو تا حیوون و دیدم که شبیه گرگ بودن بدنشون کاملا سیاه بود به طوری که از اطرافشون سیاه تر بودند با چشم هایی قرمز من اول فکر می کردم که این ها سایه یه شی یا لباسی است که من اینجوری می بینمشون ولی بعد از چند دقیقه مطمئن شدم که واقعی هستند و از اتاق دور شدم و حدود پنج شیش سال پیش اتفاقات عجیبی برای من می افتاد بیشتر هم شب ها مثلا یه شب تو اتاق بودم و می خواستم بخوابم ولی حس می کردم که باد خیلی سردی برای چند ثانیه از کنار من رد شد البته همیشه چند ثانیه قبل متوجه می شدم حتی بعضی از وقت به من برخورد می کرد و باعث می شد که من نتونم حتی نفس بکش البته برای چند لحظه یا مثلا تابستون امسال من هرشب حدود ساعت دو و سه شب از خواب بیدار می شدم حتی چند وقت پیش یه اتفاق عجیب افتاد من هرشب تو اتاق با خواهرم می خوابم و یادمه که بالشتم و کج کردم و خوابیدم صبح که بیدار شدم دیدم داخل پذیرایی هستم دقیقا با همین وضعیتی که خوابیده بودم(بالشتم کج بود)و کسی که قدرت جابه جا کردن من و نداربه غیر از پدرم که اون شب خونه نبود و من اصلا سابقه پهلو به پلهو شدن تو خواب هم ندارم اگه بخوام تکون بخورم از خواب بیدار بشم چه برسه به راه رفتن تو خواب یا جابه جایی یا جدیدا که می خوابم دیوار بالای سرم شروع می کنن به صدا دادن مثل صدای ترک خوردن ولی هیچ وقت ترکی رو دیوار نیست یا بعضی از شب ها صدایی می اومد که انگار کسی مشمایی و تو دستش تکون می ده در صورتی که تو اتاق نه بادی بود و نه کسی که بخواد این کار و انجام بده یا بعضی شب ها که ارنج یا زانوی پام خم هستش به طور غیر ارادی صاف می شه
    ایا این اتفاقات معنای خاصی می ده
    یا جنی سعی در اذیت کردن من داره؟

  54. zahra گفت:

    سلام .من خیلی تو خواب اذیت میشم فقط تو خواب سرکله میزنم با جن ها پدرزنداداشم مدیوم عالی هستش و بهم گفته ک من مدیوم هستم . خیلی حرف میشنوم جوری که حدودا دوسال پیش من به ساعت دقت نکردم داشتم موهامو اتو میکردم خیلی حرف میشنیدم رفتم پیش مامان بابام که بگم خیلی حرف میزنید یکم اروم تر دیدم همه خوابن و ساعت دیدم نزدیکای ۳ نصف شب بودش یعنی خوشکم زدم که خانوادم خوابن .از ازون موقع پنکه اتاقم شبانه روز کل سال روشن میکنم که صدا نشنوم .یک مورد دیگه هم هست من یک خرگوش دادشتم تا یکهفته پیش دادم به کس دیگه خیلی برقم میگرفت میدونم این برق گرقتگی از من این علتش چی؟ یک سایت معرفی کنید تا نیروم بیشتر بشه و ازموقعی که فهمیدم دارم سعی یکنم شجاع باشم و نترسم .راستی من حدودا ساله بوم تو حیاط خونمون یک موجودی دیدم که مثل گرگینه و خاکستری بود اون چی ؟مطمعنم دیدمش.ممنون میشم جوابمو بدید.یک چیز دیگه اونم این هست که چند روز پیش رفتیم یک روستا و خونه اون شخصی که با ایشون کار داشتیم یک سگ داره ک شبا حمله میکنه هرکسی که ناشناس باشه من این سگ چند روز پیش دیدم سرش اصلا بالا نیاورد و داشت بزور نگام میکرد نمیدونم با ترس بود یانه .لطفا جوابموبدید

  55. زهرا گفت:

    سلام خسته نباشید
    راستش من خیلی آدم ترسویی هستم ، یعنی از بچگی ترسو بودم نسبت به موجودات ماورا ، از تاریکی هم خیلی می ترسیدم و میترسم ، من از این موارد شاید دو سه تاشو دارم که دیدن هاله هایی که از گوشه چشمم رد میشن مخصوصا تو تاریکی خیلی بیشتره و چون آدم ترسویی هستم خیلی میترسم حتی گاها تا مرز سکته هم میرم ، میخوام یه کاری کنم که کلا هیچوقت این جور چیزا رو نبینم، چیکار باید کنم؟ البته من به ماورا هم علاقه مندما ولی چون میترسم نمیتونم تو هیچ موردی موفق بشم یعنی جرات نمیکنم ، حالا اگه روشی وجود نداره که بشه این مدیوم بودن رو غیر فعال کرد ، آیا روشی هست که بشه رو ترس غلبه کرد؟

دیدگاهتان را بنویسید

رفتن به نوارابزار