قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
مدیتیشن
مدیتیشن تغییر نگرش نسبت به درد
تیر ۲۴, ۱۳۹۷
شخصیت شناسی
شخصیت شناسی با توجه به نحوه برخورد اولیه
تیر ۲۴, ۱۳۹۷

عشق لانه مرغی

عشق لانه مرغی

بسیاری از افرادی که در زندگی عاشق فرد دیگری می شوند معمولا از بین اولین نزدیکان و دوستان خودشان یک نفر را انتخاب کرده و تصور می کنند نیمه گمشده او در کل کهکشان راه شیری است. برای مثال فردی به تازگی دانشگاه رفته و همان ترم اول عاشق همان کسی که در درب ورودی دانشگاه، تنه اش به او خورده، می شود!

یا افرادی که در مدارس تک جنسیتی تحصیل می کنند و یک مرتبه در سال آخر دبیرستان با اساتیدی از جنس مخالف رو به رو می شوند همان موقع عاشق سینه چاک آن اساتید می شوند و انگار دیگر در کل جهان هیچ فرد دیگری مانند آنها نیست…

یا افرادی که به تازگی پدر و مادرشان به آنها اجازه بیرون آمدن از خانه را داده، اولین نفری که سر پیچ خیابان می بینند را معشوق خود می گیرند.

بنده به این عشق ها، عشق های لانه مرغی می گویم. اگر دقت کرده باشید اگر در یک لانه مرغ، یک خروس را بیاندازید با هم جفت گیری می کنند زیرا خروس یا مرغ دیگری نیست که حق انتخاب داشته باشند و تا دو موجود با جنس مخالف در کنار هم قرار می گیرند سریع شیفته هم می شوند. این حالت در بین جوامع انسانی بسته هم دیده می شود.

فرد به دلیل آنکه افرادی از جنس مخالف را زیاد ندیده و یا معاشرت صمیمانه ای با آنها نداشته است با اولین افرادی که از جنس مخالف می بیند مانوس شده و شیفته آنها می شود زیرا فرد دیگری نیست که بخواهد حق انتخاب چندانی داشته باشد. این حالت میشود مشابه همان حالت مرغ و خروسی که کنار هم انداخته شده اند و مجبورند با هم جفت گیری کنند و تصور می کنند نیمه گمشده هم هستند.

انسان وقتی می تواند ادعای عاشق بودن کند که تمام دنیا و کشورها و فرهنگ ها را گشته باشد و با افراد زیادی صحبت کرده باشد و سپس یک نفر که واقعا به دلش می نشیند و هیچ کس هم نمی تواند جای او را بگیرد را انتخاب کند. ولی تصور کنیم انسان مجبور بود برای پیدا کردن جفت و ازدواج کردن، چنین مسیر طولانی را طی کند و سالهای سال جهانگردی کند تا یک شخص دلنشین را پیدا کند! در این صورت شاید نسل انسانها تا کنون منقرض می شد چون ازدواج در شرایط بسیار سختی انجام می شد.

همین الان هم افرادی که آرزوی همسری رویایی را دارند به راحتی تا آخر عمر مجرد می مانند چه برسد به آنکه این حالت در بطن بشر نهادینه شود. بنابراین عشق لانه مرغی چندان هم بد نیست به شرط آنکه کمی در انتخاب ها محتاط باشیم و فردی که پسند کردیم را تا آخر حفظ کنیم. فرض کنیم مرغی با خروس مناسب جفت گیری کرده است. فردای آن روز خروسی بهتر می آید…آیا آن مرغ حق دارد به خاطر بهتر بودن خروس دوم، اولی را رها کند؟ آیا اصلا این گونه میشود بنیان خانواده را بنا کرد؟ در مورد انسانها نیز باید چنین باشد. به جای آنکه مدام در حال سبک سنگین کردن افراد مختلف باشند بهتر است روابط خود را با شخصی که تا حدودی باب میلشان است عمیق تر کنند.

بنابراین عشق ورزیدن چندان سخت نیست و بالقوه می توان عاشق افراد زیادی شد زیرا همه انسان هستند و خصوصیات انسانی مشترکی دارند. قرار نیست دو نفر عین هم باشند زیرا دوقلوهای یکسان نیستند و هر کس بر اساس تربیت، ژنتیک و میزان خودسازی، رفتارهای متفاوتی را نشان می دهد ولی این طور نیست که کلا نسلشان از انسان جدا شود و تفاوتی در حد تفاوت بین انسان و شامپانزه ایجاد کنند!

اگر قرار بود عشق ورزیدن و ازدواج آن قدر سخت باشد نیاکان ما که هیچ شناختی از یکدیگر در زمان قبل از ازدواج نداشتند نمی توانستند لحظه ای در کنار هم دوام بیاورند. عشق در اثر شناخت ایجاد می شود. تفاهم به معنی تحمل کردن تفاوت ها هست و نه تایید کورکورانه یکدیگر.

عشق لانه مرغی به ما می آموزد که عشق ورزیدن و ازدواج سخت نیست ولی از آن طرف هم اگر آن فرد را از دست بدهیم و یا طلاق بگیریم کافی است مرغ یا خروس مناسب دیگری وارد لانه شود و دوباره زندگی جدیدی را با آن شخص جدید شروع کنیم. بنابراین زندگی کردن چندان مشکل نیست. نیازی نیست اسیر و کشته یک فرد شویم و حس کنیم فقط او در جهان تک است….با افراد دیگر هم میتوان شاد زیست. درست مانند مرغها. تا وقتی با یک خروس هستند با او زندگی می کنند و به او وفادار هستند ولی وقتی خروس دار فانی را وداع گفت با خروسی دیگر جفت گیری می کنند و زندگی شان را ادامه می دهند. البته باز به این معنی نیست که به هر انسان نالایقی در زندگی مان اجازه ورود دهیم بلکه منظور این است که چندان سخت نگیریم و اگر فرد شرایط متوسط رو به بالای خوبی دارد آن شخص را بپذیریم و کمال گرای مطلق نباشیم.

البته میل خودتان است و می توانید کمال گرای مطلق باشید ولی احتمال اینکه سر این موضوع کل عمر را مجرد بمانید و از شکست های عشقی دردناک شکایت کنید و آخر سر هم افسرده شوید بسیار بالا است….

توجه کنید که مهمترین هدف ازدواج، ادامه نسل و رسیدگی به مسائل جدی می باشد. شاید بهتر باشد کمبود محبت های دوران کودکی خود را قبل از ازدواج

اغنا کنید و انتظار محبت مادرگونه از همسرتان نداشته باشید تا راحت و با دید باز زندگی کنید. توجه کنید که تنها یک نفر می تواند عاشق سینه چاک شما باشد و آن یک نفر هم خود شما هستید. اگر هم فرد دیگری عاشق شما می شود به خاطر این است که تمایلات عاطفی و … او را ارضا می کنید و در واقع به خاطر خودش شما را دوست دارد و نه به خاطر خودتان.

اگر هم منتظر این هستید که فردی با تمام عیب ها و کاستی ها و خیانت ها و بی مهری هایتان عاشق شما شود و پشت کردنتان به او مهم نباشد و بگیید گل پشت و رو ندارد و برای شما له له بزند در این صورت توصیه می کنم آبی به سر و صورت خود بزنید و از خواب بیدار شوید و به زندگی واقعی برگردید.

admin
admin
درباره ردای سیاه (ادمین): تمرین کننده و نشر دهنده علوم روحی و روانشناسی (بیشتر)

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
اطلاع از
رفتن به نوارابزار