قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس

شکستن مقاومت افراد در برابر هیپنوتیزم شدن توسط روش Non-Awareness Set

تجربه ماورا
تجربه ماورا – یکی از قویترین روشهای شکستن طلسم و سحر و جادو (نوشته مریم بوشهری)
خرداد ۳۰, ۱۳۹۸
داستان ماورایی
داستان ماورایی – کشته طلسم عشق (نوشته گرگ شب)
تیر ۱, ۱۳۹۸

شکستن مقاومت افراد در برابر هیپنوتیزم شدن توسط روش Non-Awareness Set

هیپنوتیزم

شکستن مقاومت افراد در برابر هیپنوتیزم شدن توسط روش Non-Awareness Set

شرط مهم برای هیپنوتیزم کردن افراد، قرار دادن آنها در حالت خلسه است زیرا از این طریق باید از نگهبان دروازه ناخودآگاه یا ذهن منطقی آگاهانه آنها عبور کرده و به ناخودآگاه آنها راه پیدا کنید. با تماس یافتن با ضمیر ناخودآگاه است که می توانید به منبع قدرت درونی برای تغییر شرایط شخص دست پیدا کنید.

شکستن مقاومت افراد در برابر ورود به خلسه می تواند گاهی سخت باشد. در حالی که برخی افراد می توانند به راحتی هیپنوتیزم شوند ممکن است سوژه ای که با آن کار می کنید و یا حالتی که خودهیپنوتیزم را تمرین می کنید به راحتی القای خلسه رخ ندهد. شاید آن فرد دفعات اول است که هیپنوتیزم می شود و دچار ترس و مقاومت شده و یا تمرکز فکر کافی بر تلقینات را ندارد و یا مشکلات دیگری بر سر راه هیپنوتیزم کردن او وجود دارد.

بهترین هیپنوتیزور کسی است که بتواند انواع مختلف روش های هیپنوتیزم را بداند تا قادر باشد حتی سر سخت ترین سوژه ها را وارد حالت خلسه کند. البته این کار معمولا وقتی امکان پذیر است که ملاقات حضوری بین آنها باشد و هیپنوتیزور بتواند گاهی با آزمون و خطا، پی به نقطه قوت فرد برای ورود به خلسه ببرد.

یکی از روش های سریع و آسانی که می توان سوژه های سرسخت تر را وارد حالت خلسه کرد روش Non-Awareness Set است که این روش نیز توسط نابغه علم هیپنوتیزم یعنی دکتر میلتون اریکسون ابداع شده است و شامل چهار مرحله است.

نکاتی در مورد روش Non-Awareness Set

– این تکنیک از چهار مرحله تشکیل می شود.

– به عنوان روش القای خلسه ای است که سوژه تحت هیپنوتیزم هیچ ایده ای در مورد اینکه چه اتفاقی دارد می افتد ندارد.

– این روش باعث نوعی جدایی ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه می شود و میزان فرآیندهای ناخودآگاه را افزایش داده و از آن طرف از فعالیت های خودآگاهانه کم می کند.

– این روش موجب می شود که توجه سوژه از خودآگاه به سمت ناخودآگاه معطوف شود.

– وقتی این کارها چند بار تکرار شوند باعث القای خلسه می شوند.

در ادامه به شرح این چهار مرحله خواهیم پرداخت ولی قبل از آن باید دید که چرا این تکنیک کارآمد است؟

– در طی استفاده از مراحل چهارگانه، توجه شخص جلب شده، عبور از نگهبان دروازه ناخودآگاه اتفاق افتاده، ضمیر ناخودآگاه تحریک می شود و نتایج دلخواه ما را ایجاد می کند که می تواند یک تغییر یا دگرگونی درونی باشد.

– این روش باعث جدایی ضمیر خودآگاه/ناخودآگاه شده و به این معنی است که مقاومت درونی را شکسته و می توان ضمیر ناخودآگاه را کنترل نمود.

 

هیپنوتیزم

 

مراحل چهار گانه این تکنیک:

۱- پرسیدن سوالاتی خارج از حیطه آگاهی سوژه

در این مرحله هدف این است که توجه سوژه را به چیزی که خارج از آگاهی عادی آنها قرار دارد معطوف کنید. این کار توسط پرسیدن سوالات ساده انجام می شود. هر سوال در مورد چیزی است که سوژه در آن لحظه از آن آگاه نیست و اتفاقی است که خارج از تجارب آگاهانه آنها است.

برای مثال می توانید از شخص بپرسید که:

– آیا دقت کرده ای که از زمانی که ما صحبت را شروع کرده ایم ریتم تنفس تو تغییر کرده است؟

۲- اثر اکو

هر سوالی که شما می پرسید لازم است آن را پس از شنیدن پاسخ، به صورت عبارت تاکیدی تکرار کنید تا دلالت کننده بر این باشد که سوژه در حال ورود به خلسه هیپنوتیک است. مثلا وقتی شما در مورد تغییر ریتم تنفس آنها می پرسید آنها ممکن است جواب دهند که از تغییر آن آگاه نبوده اند. سپس شما در قالب یک جمله تاکیدی از آنها می پرسید که:

“پس شما از اینکه الگوی تنفس شما تغییر کرده آگاه نبودید، مگر نه؟”

اگر آنها جواب دهند که “خیر” حالا می توانید به مرحله بعد بروید.

۳- شکل دهی دوباره

شما تا به حال موفق شدید به چیزهایی اشاره کنید که خارج از حیطه آگاهی آنها رخ می دهد. سپس لازم است که سوال ها و پاسخ ها را طوری سازمان دهی کنید که تاکید کننده آنچه که در حال رخ دادن است باشد. برای مثال ممکن است بگویید که:

“ولی ریتم تنفس شما تغییر کرده است. نکرده؟ آیا این شگفت انگیز نیست؟ چگونه ریتم آن بدون اینکه خودتان متوجه باشید تغییر کرده؟”.

آنها نمی توانند در این مورد بحث کنند چون قبلا پذیرفته اند که چنین اتفاقی افتاده است.

۴- عمیق تر کردن سوال

حالا نوبت این است که خلسه را عمیق تر کنید. راه های مختلفی برای این کار وجود دارد ولی موثرترین آن شاید ادامه پرسیدن سوالات باشد.

تا به حال شما به سوژه خود نشان داده اید که چیزها خارج از کنترل آنها رخ می دهند و موجب می شود تا حدی وارد خلسه شوند. حالا باید کار را تا جایی ادامه دهید که تشویق شوند که به خلسه عمیق تر وارد شوند. برای مثال شاید بپرسید که:

“چگونه فهمیدی که باید آنگونه نفس بکشی؟”

“چگونه دانستی که آهسته کردن سرعت تنفس یک راه عالی برای ورود به خلسه است؟”

“آیا می دانستی که تنفس به این شیوه نشانه این است که داری وارد خلسه شوی؟”

همانطور که می بینید این سوالات تقریبا پایه ای است. خود سوالات مهم نیستند و چیزی که مهم است این سوالات باعث شکست مقاومت درونی سوژه با تغییر سمت و سوی آگاهی آنها از ذهن خودآگاه به سمت ذهن ناخودآگاه می شود. هر بار که سوالی را می پرسید آنها مجبور هستند به داخل ذهن خود مراجعه کرده و با آن تعامل کنند.

سوالهای این چنینی دلالت کننده این هستند که چیزها در خارج از حیطه آگاهی سوژه رخ می دهند و کم کم سوژه را به سمت هیپنوتیزم شدن سوق می دهند.

نکاتی در مورد القای هیپنوتیزم توسط روش Non-Awareness Set

این شیوه آسان و ساده بوده و می تواند به تنهایی برای هیپنوتیزم کردن افراد مورد استفاده قرار گیرد.

در مرحله اول که قرار است سوال هایی خارج از حیطه آگاهی سوژه بپرسید، هدف جذب توجه آن فرد است. شما قرار نیست سوالات خاصی را از قبل طراحی کنید بلکه بسته به هر سوژه ممکن است الگوهای متفاوتی از سوالات را طرح کنید.

سوالات می تواند در مورد هر چیزی که در آن لحظه رخ می دهد باشد. حتی می توانید از آنها بپرسید که در آن لحظه چه حسی دارند و یا در مورد رفتارهای دیگر آنها به جز ریتم تنفسشان سوال بپرسید برای مثال لم دادن آنها بر صندلی، پلک زدن زیاد و …که همگی برای این به کار گرفته می شوند تا توجه سوژه جلب شده و سمت و سوی آگاهی عوض شود.

نمونه ای از سوالات قابل پرسش:

– الان کدام بخش از بدن تو از همه سنگین تر حس می شود؟

– آیا به حس تماس پاها به زمین دقت کرده ای؟

– در کدام قسمت بدن، حس متفاوتی داری؟

در مرحله دوم، در حالی که توجه سوژه را جلب کردید نوبت می رسد به پشت سر گذاشتن نگهبان دروازه ناخودآگاه. برای این کار لازم است که به طور مداوم سوژه خود را متعجب کنید.

شما می توانید این کار را با سوال پرسیدن بیشتر، شوخی و یا هر کاری که آنها را از حالت عادی شان خارج می کند انجام دهید.

هدف این است که موقعیتی فراهم کنید که سوژه شما نداند که قرار است چه اتفاقی در مرحله بعدی بیفتد.

وقتی شما سوالات جدید می پرسید باعث حالت نامطمئنی در سوژه می شوید. زمانی هم که افراد احساس شک و نامطمئنی کنند میزان تلقین پذیری آنها بالا می رود.

با پرسش سوالهایی که باعث می شود توجه آنها به سمت خاصی معطوف شود و همچنین با ترکیب جملات تاکیدی با آن سوالات مربوط به تجارب آنها، چرخه ای می سازید که باعث حرکت رو به جلوی سوژه به سمت ورود به خلسه می شود.

در مرحله سوم قرار است که واکنش ناخودآگاهانه از سوژه گرفته شود. شما با این کار به سوژه می فهمانید که جدایی ذهن خودآگاه و ناخودآگاه در حال اتفاق افتادن است.

ولی چرا؟

– چون آنها احساس می کنند بخشی از یک تجربه لذت بخش هستند.
– آنها آگاهانه منتظر این هستند که چه اتفاق بعدی قرار است رخ دهد.
– آنها اشتیاق بیشتری برای ورود به خلسه در دفعات بعدی دارند.

چگونه باعث شویم که بفهمند یک واکنش ناآگاهانه داشتند؟ به راحتی. با پرسش. برای مثال می توانید سوال کنید که:

آیا قبلا این احساس را تجربه کرده اند؟

آیا احساس جدیدی در اعضای بدن خود دارند؟

در مرحله آخر که قرار است کار اصلی انجام شود و تا به اینجا سوژه به آرامی وارد خلسه شده است می توانید بعد از طرح پرسش های عمیق تر برای عمق دادن به خلسه سوژه، سایر روش های هیپنوتیزم را هم استفاده کنید و تلقینات را به شیوه موثرتری به ناخودآگاه او برسانید و یا هر کاری که قصد انجام آن بوده را ادامه دهید.

فواید هیپنوتیزم به روش Non-Awareness Set

کسی که از این شیوه برای هیپنوتیزم کردن افراد استفاده می کند کم کم به یک هیپنوتیست بهتری تبدیل می شود.

توسط این تکنیک می توانید نشانه هایی که مربوط به ورود به خلسه هستند را در شخص تشخیص دهید. بنابراین هنگام پرسش سوالات به تغییرات تنفسی، تغییر رنگ صورت، تغییر سرعت پلک زدن و سایر علائم ورود به خلسه توجه کنید.

وقتی چنین علائمی را مشاهده کردید می توانید با کمک سایر روش ها، عمق خلسه سوژه را بیشتر کنید.

این تکنیک می تواند در زمان های مختلفی اجرا شود و حتی می توان آن را در کنار سایر روش های هیپنوتیزم استفاده کرد. شما می توانید آن را هنگام آغاز مکالمه با یک مشتری جدید و یا اواسط سایر روش های القای هیپنوتیزم به کار گیرید.

 

 

نیلوفر
نیلوفر
- دانشجوی روانشناسی بالینی و مترجم. - وظایف: مشارکت در ترجمه مقالات ماورایی و روانشناسی برای سایت - علایق: علوم ماورا و مراقبه، روانشناسی بالینی، فلسفه، روانشناسی عمومی، قانون جذب، شمنیسم، عرفان و ...

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوار ابزار