شناخت دلايل اغتشاشات ذهنی و نحوه اثر مراقبه | اثرات مراقبه

اثر مراقبه

شناخت دلايل اغتشاشات ذهنی و نحوه اثر مراقبه | اثرات مراقبه

تصور می کنيد افرادی که در حال مراقبه هستند، چشم های خود را بسته و در حال لذت بردن از خلاء ذهنی خود هستند؟ چنين تصوری کاملاً اشتباه است…..

در حين مراقبه، دردهای عميق روحی و ذهنی به سطح آگاهی می رسند و شايد زجرآورترين لحظات برای افراد مبتدی، در حين مراقبه باشد.

هنگامی که بر يک شیء تمرکز می کنيم، به دليل اين حالت ذهنی، چرخش الگوهای انرژی تغيير کرده و واقعيت درونی ما از عمق به سطح می آيد…در واقع قرار است که خودمان را آنگونه که هستيم ببينيم…در واقع در اين حالت، چشم سوم خود را نيز فعال می کنيم….هر کجا که مربوط به هنر مشاهده است، پای چشم سوم در ميان است.

خيلی از ما فکر می کنيم ديدن از طريق چشم سوم يعنی ديدن ماورا و موجودات عجيب و … ولی اين طور نيست….کار اين چشم، ديدن هر چيز آن گونه که هست می باشد…حال به عنوان فرد مبتدی، قرار است چه چيزی را ببينيم؟ ابتدا دردها، عقده های روحی و موانع ذهنی تنها چيزهايي هستند که قرار است با آنها رو به رو شويم. هنگامی که اين موانع را برطرف کرديم آن وقت به صفای روحی رسيده و می توانيم به اعماق اسرار آميز وجود سفر کرده و در دنيا نيز چيزهايي را ببينيم که تا به حال هيچ کس نديده….

اما چرا قرار است مراقبه، زجر آور باشد؟

تصور کنيد که بر يک شیء در حال تمرکز هستيد. چند ثانيه اول همه چيز خوب پيش می رود و شايد حتی فکر کنيد که قرار است تا آخر هم اين گونه باشيد…ولی ناگهان به ياد يکی از حرف های آزار دهنده ای که از اطرافيان دور شنيده بوديد می افتيد….(در واقع شما به آن فکر نکرده بوديد بلکه آن فکر خود به خود در ذهن شما آمد…البته بايد هم چنين اتفاقی بيفتد تا بتوانيد يک بار برای هميشه از شر آن چيز خلاص شويد)
در اين لحظه چه حسی داريد؟ خشم سراسر وجود شما را می گيرد…گويي که آن شخص در جلوی شما قرار دارد و شروع به ناسزا گفتن به آن شخص در ذهن خود می کنيد….بعد که کلی ناسزا گفتين دوباره ذهن خود را به آن شیء برمی گردانيد و از کار خود پشيمان می شويد و می گوييد که چه طور شد که اين لحظات را با آن فکر احمقانه به هم زدم؟
بعد دوباره تصميم می گيريد که سفت و سخت تر از دفعه قبل تمرکز کنيد….ولی چند ثانيه بعد به ياد يکی ديگر از خاطرات خود افتاده و طور ديگری جواب می دهيد….

ولی چرا؟ در مثال اول، دليل ناسزا گويي اين است که قصد داريم چيزی را در وجود خود پنهان کنيم. هر بار که قرار است چشم سوم ما حقيقت چيزهای بد وجود ما را ببيند، حواس او را پرت کرده و موضوع را عوض می کنيم. ولی چه می شود اگر همچنان ذهن ما متمرکز بماند؟ در آن صورت حس بسيار بدی در خودمان می کنيم… حس می کنيم اگر جواب آن شخص را در ذهن خود ندهيم، بدبخت و شکسته خورده هستيم و اين حس به صورت الگوهايي از انرژی منفی ظاهر می شود و حالت چندش آوری را حس می کنيم.

اين حالت واقعا عذاب آور است. ولی اگر اجازه دهيم که در حالی که ذهن ما متوجه شیء مورد تمرکز ما باشد، به آن شخص فکر نکنيم و جوابش را هم در ذهن خود ندهيم، آن انرژی منفی و چندش آور در ما بروز کند…تحمل اين انرژی سخت است ولی برای خلاصی از آن بايد تحمل کنيم….

کم کم متوجه می شويم که اين انرژی منفی از وجود ما به صورت گرما و يا حس فشار از ما خارج می شود… (اين کار چند ثانيه طول می کشد). در واقع تا به امروز اين انرژی آزار دهنده در روح ما وجود داشته ولی هيچ کاه به او اجازه خروج نداده بوديم و مانند بار عقده با خود حمل می کرديم. چون اين انرژی، مربوط به دردهای ما است، با درد و آزار ذهنی هم از ما خارج می شود. ولی وقتی خارج شد، ديگر به سراغ ما نمی آيد….ديگر آزاد شده ايم….حتی اگر در عالم واقعيت نيز آن شخصی که ما را رنجانده بود را ملاقات کنيم، نه تنها هيچ حس بدی به حرف های او نداريم بلکه به او لبخند زده و دلمان هم برايش می سوزد….چون شما چيزی را می دانيد و تجربه کرده ايد که او نکرده است….شما آزاد شده ايد و او هنوز گرفتار آن زجرها است…

البته اين حواس پرتی ها تنها در مورد افکار آزار دهنده نيستند. بلکه ممکن است در حين تمرکز فکر، ساير هيجانات و حتی افکار خوشحال کننده هم سراغ ما بيايند که بايد به آنها هم بی اعتنا باشيم. زيرا ما قصد داريم در طی مدت زمان تمرين، قدرت توجه را در خودمان زياد کنيم و وقت های بسيار ديگری برای فکر کردن به افکار خوشحال کننده باقی هست…

به اين مراحل آزاد سازی ذهنی (يعنی حفظ تمرکز فکر بر شیء و توجه نکردن به موضوع ديگر) اصطحکاک ذهنی هم گفته می شود. چون واقعا حالتی مثل اصطحکاک دارد. فکری می خواهد ما را از حالت تمرکز فکر خارج کند ولی ما به زور سعی می کنيم که بر شیء مورد تمرکز، مراقبه کنيم….حس ها و انرژی های آزار دهنده ای هم ظاهر می شوند و کنکاش قوی صورت می گيرد ولی کم کم رفع می شوند…..

پس از آنکه يک عقده روحی رفع شد، حدوداً چند ثانيه ديگر می توانيم به راحتی به شیء مورد نظر تمرکز کنيم و پس از آن، دوباره يک مانع روحی ديگر را تجربه ميکنيم و دوباره زجری ديگر…. تا اينکه کاملاً پاک شويم…با اين کار، خشم، هيجان، کينه، حسادت، ترس و … از روح ما جدا می شود.

البته ما قرار نيست به چيزی فکر نکنيم .چنين چيزی امکان ندارد….بلکه قرار است اگر افکاری هم ظاهر شدند، به آنها اعتنا نکنيم و فاصله ای بين خود و آنها به وجود آوريم…. اين فاصله هم در اثر آزاد سازی همان انرژی های دردناک ايجاد می شود.

در اوايل، حفظ تمرکز ذهن، با فشار و زوری است ولی بعد که اين موانع رفع شد، آزادتر و ريلکس تر می توانيم تمرکز فکر کنيم.

اگر توانايي تمرکز فکر تنها مربوط به عدم حواسپرتی و تمرکز بر روی شیء است پس چرا با اينکه می توانيم در هنگام خواب، به چيزی فکر نکنيم ولی هيچ تمرکز فکر و هوشياری نداريم؟ در واقع مرحله ی بعد تمرينات اين است که نه تنها ذهن ما دچار حواس پرتی نشود، بلکه بايد قادر باشيم هوشياری ذهنی خود را در حالت خواب نيز حفظ کرده و بيدار بمانيم که مرحله ی پيشرفته تری از مدیتیشن است.
(شايد به همين دليل است که در حديث آمده مومن هيچ گاه خواب نمی بيند و حتی در خواب هم به ياد خداست….)

نتيجه اثرات مراقبه:

بنابراين اولين وظيفه چشم سوم، هنر مراقبه و مشاهده همين آلودگی های روحی و رفع آنها است. چگونه بتوانيم پديده های جهان را با چشم سوم ببينيم در حالی که هنوز حتی نمی توانيم خودمان را آنگونه که هستيم ببينيم؟
کم کم که در مراقبه توانايي بالا پيدا کرديم و توانستيم به راحتی تمرکز فکر کنيم، در واقع اين چشم در ما بزرگتر شده است. هر چه قدر که اين چشم بزرگتر شود، قدرت تمرکز ما و شاهد ماندن ما هم بالاتر می رود….وقتی عقده های روحی ما ذوب شدند در اين صورت ديگر مانعی بين ما و شناخت پديده های مثبت وجود ما و مشاهده جهان های ديگر باقی نخواهد ماند…

تو خود حجاب خودی، از ميان برخيز

در بخش بعد به روش هايي به منظور تقويت تمرکز فکر و مراقبه اشاره می شود. مسلماً حالات آزار دهنده فوق هم در آنها ظاهر می شود و شروعی است برای پالايش روحی….

(لازم به ذکر است که مراقبه اصلی وقتی صورت می گيرد که شخص نه تنها دچار حواس پرتی و … نشود بلکه بدون تمرکز فکر بر روی شیء مشخص هم قادر به حفظ هوشياری ذهنی بوده و وارد بی ذهنی شود…چون حالت بی ذهنی مد نظر دين ما نيست و همواره بايد ياد خدا بوده و ذهن ما متوجه او باشد، همان توانايي تمرکز فکر بر او نيز کافی است)

درباره ردای سیاه (ادمین):

تمرین کننده و نشر دهنده علوم روحی و روانشناسی (بیشتر)


  1. Shadow گفت:

    ببخشید من یه مدت هم‌تمرین فعالسازی چشم سوم و خیلی کم هم هاله بینی کردم…الان یه مدته ک منابع نور رو عجیب میبینم…اونا ب طرف بالا کشش پیدا کردن…و وقتی سرمو کج میکنم همزمان اون نوری ک به طرف بالا رفته هم جهت با سرم تکون میخوره…وقتی خودمو هم تو آینه میبینم دستامو افقی میگیرم یه هاله نازک سبز رنگ گاهی زیر و گاهی‌روی دستامه..درحالی که وقتی با تمرین هاله دستامو میبینم فیروزه ای هستش… میشه راهنمایی کنید که دلیل این اتفاقات چیه و داره چه اتفاقی میوفته؟

  2. Shadow گفت:

    واقعا مرسی بابت پاسختون…. ولی چیزی که ذهنمو مشغول کرده ابن هستش ک زمانی که اون نور ها شروع شد من چن ماهی بود تمرین رو کنار گذاشته بودم….!!!!

    و باید بگم واقعا سایت عالیی دارید… و انشالله خداوند جزایی بخیرتون بده.

  3. امید گفت:

    سلام خسته نباشید واقعا سایتتون عالیه من با اینکه چند روزی هست آشنا شدم با سایتتون خیلی مشتاق یاد گیری شدم میشه لطف کنید بگید از کجا شروع کنم میخوام از صفر شروع کنم ممنون ❤

  4. امید گفت:

    خب من میخوام از صفر شروع کنم و تا چاکرای تاج رو باز کنم از چه مرحله و روشی شروع کنم ممنون

  5. امید گفت:

    داخل این فایل فقط روش خالی کردن خشم رو گفتید ولی از تمرینات برای گرفتن انرژی و انتقال و خود درمانی چیزی نگفتید که از کجا شروع کنیم تا به مرحله باز کردن چاکرا ها برسیم

دیدگاهتان را بنویسید

رفتن به نوارابزار