قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
آموزش جامع دفع انرژی های منفی از خانه + تست میزان انرژی منفی محیط
آموزش جامع دفع انرژی های منفی از خانه + تست میزان انرژی منفی محیط
فروردین ۱۳, ۱۳۹۷
ماورا
تجربه از ماورا – رویای شفاف (نوشته مهدیه)
فروردین ۱۴, ۱۳۹۷

دیدن جن اندکی پس از بیداری

دیدن جن اندکی پس از بیداری

دیدن جن اندکی پس از بیداری

اینکه جن در عالم خواب و پرواز روح و حتی خلسه و بین خواب و بیداری قابل مشاهده هست رو شکی نداریم و طبیعی هست در اون حالات مشاهده بشن چون چشم سوم ما موقتا باز هست و همچنین امواج مغزی ما در حالت تتا قرار داده و حتی اگر جن هم نباشن موجوداتی ساخته ذهن هستند و مثل رویا ایجاد میشن.

اما اینکه شخص از خواب بلند میشه و چند ثانیه هم میگذره و کاملا در بیداری هست و جن میبینه و یا صدا میشنوه چه طور؟ تو این حالت ممکنه شخص بدنش رو هم تکون داده باشه و قشنگ نشسته باشه ولی همچنان چشم سوم اون موقتا بازه و میتونه موجودات دیگه رو مشاهده کنه. پس از گذشت چند ثانیه تا چند دقیقه کم کم تصاویر محو میشن و واقعا به هوشیاری عادی میرسه.

در حالتی که ما هنوز بعد از بیدار شدن، همچنان قادر به مشاهده جن و موجودات دیگه هستیم هنوز مغز ما در حالت خواب سبک و در امواج مغزی تتا قرار داره و با وجودی که بدن کاملا حرکت کرده و از فلج عضلات خارج شده همچنان تصاویر رویا گونه رو مشاهده میکنه. در واقع اون چیزی که مشاهده میشه ممکنه بخشی از رویایی باشه که در بیداری کامل دیده میشه. این حالت خیلی به ندرت رخ میده و در افراد کمی مشاهده میشه. برای مثال ممکنه فرد در حال مشاهده تلویزیون باشه ولی بدون اینکه متوجه بشه به خواب سبک فرو بره و توهم بزنه. نمیخوام بگم که چون مغزش به حالت رویا دیدن فرو میره پس حتما توهم میزنه. نه ممکنه اون موجود واقعی باشه ولی از جنس رویاهای عادی دیگس و با همون مکانیسم مشاهده میشه.

چند سال پیش در حال اکتشاف یک روش رویابینی بودم که به طور صورت اتفاقی به روشی رسیدم که میشه جن رو در حالتی که بدن بیدار هست مشاهده کنیم. البته این حالت تا چند ثانیه بعد از خواب اتفاق میفته و چون کاملا بیدار هستیم ممکنه ترسناک باشه. بنابراین افراد حساس اون رو انجام ندند. روش به این صورت بود که ابتدا میخوابیدم و مثل سایر روشهای دیگه رویابینی، قبل از خواب به خودم تلقین میکردم که در طول شب چندین بار خود به خود از خواب بیدار بشم. به محض اینکه بیدار میشدم واقعا با جسم فیزیکی خودم بلند میشدم. فرقی که با روشهای مشابه داشت این بود که روشهای دیگه به این صورته که شما تنها تصور میکنید که دارید بلند میشید و اگر در شرایط ذهنی مناسب باشیم کالبد رویا از بدنتون خارج میشه ولی در روشی که استفاده کردم قرار بود واقعا با جسم فیزیکی خودم بلند شم بشینم. در واقع نباید حتی یک ثانیه هم معطل میکردم و بلافاصله بعد از بیدار شدن مثل جنزده ها خیلی سریع مینشستم.

تجربه ای که داشتم این بود که ناگهانی گروهی از جنها رو دور تختم دیدم که بهم خیره شدند. من واقعا با جسم فیزیکی ام در تخت خواب نشسته بودم و داشتم اونها رو مشاهده میکردم. خیلی ترسیده بودم و به زیر لاهاف رفتم و سعی کردم بخوابم. همه اینها تنها ۲ ثانیه طول کشید و دوباره به هوشیاری عادی برگشتم. این روش رو چند بار دیگه هم تکرار کردم و همش با تجارب ترسناک همراه بود چون هر چه قدر تجربه های ماورایی در حالت بیدار تر رخ بدند ملموس تر و واقعی تر به نظر میرسند و بنابراین هیجان بیشتری دارند. اون روش رو باید بارها امتحان کرد تا نتیجه بده چون خیلی مهمه که در مرحله ای از خواب بلند شده باشید که مغز شما در حالت امواج تتا باشه و پس از خواب سنگین نبوده باشه وگرنه خبری نمیشه.

 

 

admin
admin
درباره ردای سیاه (ادمین): تمرین کننده و نشر دهنده علوم روحی و روانشناسی (بیشتر)

8 دیدگاه ها

  1. Mohammad mahdi گفت:

    سلام اصلا نمیشه من سرع بلند شدم دور اطرافم هیچی نبود اصلا چیکارکنم بلندم نمیشم اون شب شانسی بلند شدم هیچی تشد چند بار سعی کردم

    • admin گفت:

      ممکنه تو حالت رویا باشید و خودتون متوجه نشید. بعد از هر بار بیدار شدن و سریع نشستن، آزمون واقعیت رو انجام بدید. مثلا بینی تون رو بگیرید. اگر همچنان قادر به نفس کشیدن از طریق اون بودید یعنی در عالم دیگری هستید.

      • -trAlireza گفت:

        سلام من خیلی زیاد تو خواب بهم حمله میکردن البته اوایل فقط جسنی و تعاملی و دوطرفه بود اما الان به سبک دیگه دست زدند علاوه بر اسیب روحی اسیب فیزیکی هم ایجاد کنند اونشب تعداد بین ۳~۵ بود وحتی از خواب هم بیدار شدم داشتن ادامه میدادند نمیدمشون ولی ضرباتشون احساس میکردم انگار که ضربان به قالبی غیر از جسمم میخود درد فیزیکی زیادی نداشتم هرکار کردم دست انداختم من میزدم ولی انگشت کوچیکشون هم نمیشدم در اخر چند بار ایه الکرسی خودنم که ار سوم دیگه همشون رفتن البته الان تو خواب کنترلشون کردم شما پیشنهادی برای نابودی کامل این موجودات پست ندارید؟
        چطور میه بهشون پاتک؟ این راهای قرانی ادامه میدم ولی متاسفانه پیشرفتش کمه یا اونا قوی هستن ولی هر چی هست روزگار سیاه کرده
        مممنون میشم ردای چند پیشنهاد ویزه داشته باشید
        خواهشا کمک کنید خدا از خواهری کمتون نکنه اخر این اندوخته های کلیدی شما گره یک دردمند باز میکنه

  2. پري گفت:

    منم مشكل دارم با اين موجودات،خيلي خوابشونو ميبينم،هر دفعه به شكل يكي هستن و ميخوان حمله كنن بهم،منم بيشتر موقع ها ميگيرمشون و روشون قران ميخونم و بيشتر عصباني ميشن ولي ميرن.بيشتر وقتا نميترسم ازشون ولي ديشب ديگه خيلي احساس ضعف كردم يا اونا قدرتشون بيشتر شده بود،رفته بود تو جلد برادر كوچيكترم كه عاشقشم،نيتونستم خيلي اذيتش كنم،ديگه ديوونم كردن اينقدر خوابشونو ديدم.

  3. jalal گفت:

    سلام چنتا سوال داشتم ممنون میشم جواب بدین من بعضی وقتا پرواز روح میکنم بعد از ورود روح به بدن تمام بدنم می‌خواره دلیلش چیه بعضی وقتا شبا چشم سومم باز میشه و اطرافم رو نگاه میکنم ولی تا حالا جنو پری ندیدم اخیرن فرکانسهای چشم سومم گوش میدادم که الان روزها یه نورهایی میبینم شبیه صاعقه میمونه یه چیزای سایه مانندی هم میبینم که اینور اونور میرن اینا نشانه تحریک چشمه سومه ؟ چشم باز بشه جن میبینم؟

    • admin گفت:

      مور مور و خوارش بدن به خاطر جریان انرژی هست و خودش رفع میشه اگر نشد تصور کنید انرژی اضافی از طریق پاها دفع میشه و وارد زمین میشه و یا فعالیتهای سبک ورزشی انجام بدید. بله اون مورد سایه و نور مربوط به چشم سومه و امکان دیدن موجودات دیگه هم فراهم میشه.

  4. Somaye گفت:

    منم چند باراین تجربه رو داشتم
    البته تعدادش دیگه از دستم در رفته زمانی بود که خودم دوستداشتم ولی الان دیگه دنبال اینم فقط ذهنمو ازین چیزا منحرف کنم که ناخواسته تمرکز نکنم روی این موجودات الان دیگه بصورتی شده که بعضی وقتا حضورشون رو در بیداری میتونم حس کنم اگر در مکانی باشن و چند بار هم امتحان کردم به سمتی که شک داشتم هستن با چشم بسته نگاه کردم و هاله ای ازشون دیدم
    سال ها بود خیلی میترسیدم ازین چیزا الانم میترسم ولی دیگه کم کم داره برام عادی میشه فقط یکی از مشکلاتی که این اواخر داشتم هر بار حضورشون رو حس میکردم حتی اگه نمیترسیدم ضربان قلبم بالا میرفت طوری که نبض گردنمو حس میکردم و یا گوشام داغ میشد

رفتن به نوار ابزار