قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
طرد شدن چیست
طرد شدن چیست | درمان حس طرد شدگی
آبان ۱, ۱۳۹۷
هاله بینی
اشتباهات رایج در شروع هاله بینی
آبان ۱, ۱۳۹۷

دیدن اتاق با چشمان بسته

دیدن اتاق با چشمان بسته

دیدن اتاق با چشمان بسته

یکی از سوالات رایج افراد در مورد حالات مربوط به خلسه و ورود به فلج عضلات، توانایی مشاهده محیط اطراف با چشمان بسته است و گویی چشم دیگری دارد فضای اتاق را مشاهده می کند که این همان دید اختری که بر عهده چشم سوم می باشد است.

در زمانی که شما وارد خلسه عمیق می شوید و حتی فلج عضلات را پشت سر می گذارید کالبد اولیه انرژی شما گسترش پیدا می کند و انرژی زیادی در بدنتان جریان پیدا می کند که گاه محسوس و گاهی نامحسوس است. محسوس بودن آن به صورت حس ارتعاش سراسری یا جزئی در بدن قابل دریافت است. هر چه قدر شما به حالت خواب نزدیک می شوید انرژی از چاکراهای پایین تر به سمت چشم سوم و چاکرای هفتم در حال حرکت می باشند. در افراد عادی این انرژی در چشم سوم و افرادی که به روشنیدگی رسیدند این انرژی در چاکرای هفتم تجمع پیدا می کند. در واقع در همه افراد با رسیدن به سطوح عمیق خلسه (و حتی در خلسه سبک به شرط آرامش کامل ذهنی و جسمی) چشم سوم به طور موقت باز می شود و این جدای از فعال شدن ذهن رویابین در مرحله خواب REM در امواج تتای مغز که بیشتر ناشی از توهم است می باشد و ممکن است این دو پدیده با هم اشتباه گرفته شوند.

بنابراین هر نوع مشاهده اطراف با چشم بسته در خلسه نمی تواند الزاما به دید اختری مربوط باشد و گاهی تنها در مرحله ای از رویا دیدن است که تصور می کنیم محیط اطراف ما قابل مشاهده است (که این حالت معمولا بدون احساس جریان انرژی و در خلسه عمیق مربوط به امواج تتا بیشتر رخ می دهد).

ولی اگر واقعا گسترش اولیه کالبد انرژی و باز شدن موقت چشم سوم رخ داده باشد دید واقعی گونه تر است و معمولا همان فضای اتاق مشاهده می شود و یا می توان با اراده، حالت دید از راه دور را ایجاد کرد و مناطق دیگر جهان را هم به صورت ذهنی مشاهده کرد. حتی می توان به بعد اختری هم دست پیدا کرد که البته احتمال آن کم است مگر آنکه کالبد ثانویه حامل کالبد اختری تولید شده باشد و همتراز جسم ما باشد ولی در واقع آگاهی ما در داخل آن مستقر باشد و نه کالبد اولیه و جسم فیزیکی.

حال دو سوال مطرح است. چگونه عمدا حالت دیدن با چشم بسته را ایجاد کنیم؟ این به مهارت بالایی از ریلکسیشن جسمی و ذهنی و تمرکز فکر نیاز دارد تا خود را به خلسه برسانیم و از آن طرف هم چاکراهای ما به خوبی باز باشند و انرژی را بیشتر به سمت چشم سوم بیاوریم. بعد سعی کنیم در آن حالت فضای اتاق را دقیق تصور کنیم تا کم کم به صورت واضح دیده شود. می توان این کار را در نهایت خواب آلودگی هم انجام داد چون ریلکس ذهنی و جسمی انجام شده و فقط کار جهت دهی بیشتر انرژی به سمت چشم سوم و تصور فضای اتاق بر عهده شما است. اگر این کار را دم صبح انجام دهید راحت تر است ولی احتمال اینکه وارد رویابینی شوید بیشتر می شود.

سوال دیگر اینکه بعد از آن چه کاری می توان کرد؟ می توانید با تصور شناور شدن و یا خروج از بدن توسط بالا رفتن از طناب خیالی، آن را به پرواز روح تبدیل کنید و یا در همان حالت بمانید و کاری نکنید و فقط بخواهید مناظری در جلوی دید شما بسته به سوالی که دارید تشکیل شود تا جواب های شما را بدهد و فضای جلوی شما همچون آینه سیاه عمل کند.

برای برخی افراد این حالات به طور اتفاقی رخ می دهد که می تواند مشابه حالت برون فکنی غیرارادی تشکیل شود. برای برخی دیگر رسیدن به این مرحله به تلاش و پشتکار و ذوق و شوق زیاد نیاز دارد وگرنه سریعا ذهن در اواسط کار به خواب می رود.

روش ساده (و نه الزاما آسان) دیگر برای این کار، انجام روشی است که در پست دیدن با چشم سوم در ۲۰ ثانیه آمده است و توضیح بیشتر در آن پست موجود است.

admin
admin
درباره ردای سیاه (ادمین): تمرین کننده و نشر دهنده علوم روحی و روانشناسی (بیشتر)

9 دیدگاه ها

  1. با سلام. بله چشم سوم شما تا حد زیادی فعال است.

  2. mohamad گفت:

    سلام
    من خیلی دچار حالت فلج خواب میشم و روشی برای برطرف کردنش یاد گرفتم که طی اون سرم رو به شدت و تند باید به طرفین تکان بدم البته طاقت فرساس.جدیدا دیگه کمتر جواب میده خیلی وقتها سعی میکنم با صداهای ناله شدید دیگران را متوجه کنم تا با بیدا کردنم راحت بشم اکثرا طرف رو که یکی از اعضای خانوادمه میبینم دقیقا به صورت واقعی و وضوح و انقدر صدا میکنم تا متوجه من بشه وبیاد.تازگیا مشکلات روحی و شکستهای زیادی دارم و درست در همین زمانها بیشتر میشه ولی دیگه فلج خواب ساده نیس بلکه بختکه چند شب پیش بر روی شکم خوابیده بودم و خیلی روحیم داغون بود احساش کردم بازم قفل کردم ولی اینبار یکی روم دراز کشیده بود و بدجور اذیتم میکرد که یک دفعه احساس کردم داره آلتشو به پشتم میماله عصبی شدم و گفتم من قبلا هم شما حرومزاده هارو زدم پشیمونت میکنم.ولی انقدر زورش زیاد بود که کن نتونستم کوچکترین تکونی بهش بدم.و اذیتاشو بیشتر کرد تا جایی که داشت ازپشت ستون فقراتمو خرد میکرد شروع به ناله کردم برادرم اتاق دیگه بود و سر صدا بود تا یک ربع طول کشید تا دیدم برادرم متوجه شد و ناله هامو شدیدتر کردم و اومد هرچی تکونم میداد اون کثافت مثل انگل چسبیده بود و مجبور شد تکونهای شدیدی بده و میگفت خیلی تکونت دادم.ولی هیچوقت حالت فلج خوابو نتونستم به تجربه خروج تبدیل کنم گرچه نمیترسم ولی خیلی عذاب آوره همین

    • با سلام. برای رفع فلج عضلات کافی است به یکی از انگشتان خود فکر کنید و انرژی را در آن جمع کنید و سعی در تکان دادن آن داشته باشید. در مورد آزار موجودات غیر ارگانیک هم بهتر است قبل از خواب هاله دفاعی بنفش رنگی را در اطراف خود تصور کنید و یا اگر کار از کار گذشته است با تصور تابیدن نوری بنفش لیزری آنها را دور کنید. همچنین از راهنمایان یا خود برتر بخواهید تا در این مواقع به شما کمک کنند. برای تبدیل فلج عضلات به پرواز روح باید چاکراهای شما باز باشند تا انرژی لازم برای ساخت کالبد ثانویه را فراهم کنند. کار دیگری که می توانید بکنید این است که اگر چند ساعت از خواب شما گذشته و امواج مغزی شما در حال نزدیک شدن به سطح تتا است منظره ای زیبا را تصور کنید تا کم کم واضح تر شود و رویابینی رخ دهد. موفق باشید.

      • MoHaMaD گفت:

        مممنون از راهنماییتون.راستش جدیدا کسانی که از بستگان سببی هستن باعث آزار من شدن و عید امسال بدترین عیدم بود.من ذاتا از کینه مبرا هستم خداروشکر ولی اعمال ناجوانمردانه و ناسزاهای رکیکی که شنیدم جراحت عمیقی به روحم زده.و تا میام مراقبه کنم یا تمرینات چاکرا انجام بدم به یاد قضیه میفتم و انقدر عصبی و خشمگین میشم که نه تنها تمرینمو ول میکنم بلکه لباسامو تنم میکنم و تصمیم بر انتقام میگیرم.بعد بخاطر قولی که به پدرم دادم بیخیال میشم.من سالهاس که مراقبه یا ریلکسیشن میکنم هرشب این مدته چون نمیتونم خیلی ناراحتم.بخشش گاهی اوقات امکان نداره و انتقام آرامش میاره.

        • با سلام. افکار وقتی آزار دهنده هستند که آنها را بخشی از خود فرض کنیم. بهتر است هنگام مراقبه هر فکری که به ذهنتان می آید را در پرده تخیلی سینما یا قاب تلویزیون فرضی تصور کنید تا کم کم به این باور برسید که شماجدا از افکارتان هستید. موفق باشید

  3. فرزان گفت:

    سلام استاد
    من از زمانی که دبستانی بودم، این اتفاق برایم می افتاد، هنگام خوابیدن و سکوت و تاریکی صدایی از دور میشنیدم که بعدها متوجه شدم فقط خودم میشنوم، حالت یک فرکانس داشت که مدام نزدیکتر میشد و این خودش فلج کننده بود، بعضی اوقات فرصت داشتم سریع بلند شم بشینم مدتی بگذره و بتونم بخوابم، بعضی اوقات یکدفعه می اومد و فلجم میکرد، بعضی اوقاتم هرچه مینشستم یا راه میرفتم، تا میخواستم بخوابم باز میومد، حس میکردم که الان بسیار ازم فاصله داره ولی منو نشون کرده و سریع میاد سراغم، عذاب من بوسیله این صدا و فرکانس بود، انقدر شدید میشد که انگار مغزم از هم میپاشید، بعضی اوقات حتی نمیتونستم ناله کنم و انقدر طولانی میشد که واقعا توی خواب از هوش میرفتم، نمیدونم فرکانسش را چطور توضیح بدم، تابحال مانندش را توی فیلمها هم نشنیدم، وقتی میرسید به اتاقم انگار طوفان به پا میشد و درد شدید توی مغزم ایجاد میشد. بچه که بودم فقط زجر میکشیدم و فرداش گریه میکردم که چرا باید این شکنجه را تحمل کنم. بزرگتر که شدم تونستم به ترسم غلبه کنم و سعی کنم بیدار شم، و کم کم توانستم با یه تکان سریع خودمو بیدار کنم، یا با چند تکان شدید در کل بدنم پشت سر هم توانستم بیدار شم، سالها اینکارو کردم و الان مدتیه خبری ازش نیست. یا فرکانس بسیار ضعیف شده. درسته بر ترسم غلبه کردم و تقریبا از بین بردم ولی همیشه برام سوال بود که این دقیقا چیست؟ البته بعضی اوقات در روز هم صدای فرکانسهای پایین و مداوم میشنوم. ممنونم میشم راهنماییم بفرمایید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوارابزار