قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
اضطراب
انواع انرژی اضطراب
اسفند ۶, ۱۳۹۷
انواع مدیوم های فیزیکی
انواع مدیوم های فیزیکی
اسفند ۱۰, ۱۳۹۷

دلایل ترک مدیتیشن و راه حل های رفع آنها

مدیتیشن

دلایل ترک عادت مدیتیشن و راه حل های رفع آنها

بسیاری از افرادی که با مدیتیشن آشنا می شوند و از مزایای آن با خبر می شوند با ذوق و شوق فراوانی کار مراقبه را شروع کرده و با خود عهد می بندند که تا چند سال آن را انجام دهند ولی بعد از مدتی خسته و نا امید شده و مدیتیشن را ترک می کنند.

این موضوع برای افراد زیادی رخ می دهد پس اگر شما هم در وضعیت نا امیدی از مدیتیشن به سر می برید نگران نباشید. یک نفر ممکن است حتی بارها در زندگی خود مراقبه را رها و دوباره آغاز کند.

چرا ممکن است فردی مدیتیشن را رها کند؟

علت اول: عدم توانایی در تمرکز:

متاسفانه مدیتیشن به طرز اشتباهی به ذهن مردم معرفی شده است. اینکه مدیتیشن یعنی چشمان خود را ببندی و به هیچ چیز فکر نکنی و روی ابرها سیر کنی و حتی مناظر شهودی زیبایی را مشاهده کنی…واو…این حالت خیلی جالب است ولی برای کسی که مدت هاست تلاش می کند حتی برای چند ثانیه هم که شده از شر افکار مزاحم مثل صورت حساب های ماهانه، کیکی که پارسال خورده است، دوستی که با او قهر کرده خلاص شود در این صورت مدیتیشن مثل یک عذاب است و هیچ شباهتی به چیزی که در مورد مدیتیشن واقعی شنیده بود ندارد. بنابراین شخص با وجود آنکه فشار سخت ذهنی می آورد تا فکر نکند موفق نمی شود و در آخر هم با نا امیدی از مدیتیشن خداحافظی می کند.

مسئله این است که افکار هیچ گاه متوقف نمی شوند. درست مانند ضربان قلب شما که متوقف نمی شود. اگر داشتن ضربان قلب به صورت غیر ارادی عادی است بنابراین ظهور افکار خود به خودی در مراقبه هم عادی است. سرکوبی آنها یا زور زدن برای فکر نکردن درست مثل تلاش برای متوقف کردن ضربان قلب است.

 

مدیتیشن

 

کاری که به آن تمرین مدیتیشن می گویید در واقع از سه مرحله تشکیل می شود:

۱ – سعی برای توجه به یک چیز مانند تنفس که تمرکز گفته می شود.

۲- حالاتی از خالی بودن ذهن و حتی حس توقف تنفس که مدیتیشن واقعی است.

۳- ظهور افکار متفرقه که به آن حواسپرتی گفته می شود.

فرض کنیم شما نیم ساعت تمرین مدیتیشن دارید. ممکن است پس از مدت ها تمرین، فقط پنج دقیقه از آن را در حال مدیتیشن واقعی باشید و بقیه زمان به چالش بین تمرکز و حواسپرتی بگذرد.

کم کم زمان تمرکز و حفظ خلاء ذهنی بالا و بالاتر می رود ولی نه یک شبه. البته خلاء ذهنی را نباید با حالت گیجی و آگاه نبودن از هیچ چیز اشتباه گرفت. خلاء ذهنی در واقع آگاه بودن از هیچ و خاموشی ذهن است (پس واقعا خلاء هم نیست و کار ذهنی انجام می شود).

اوایل ممکن است تمرین شما فقط از نوع تمرکز باشد و نه مدیتیشن واقعی. پس وقتی در تمرکز مهارت پیدا کردید خلاء ذهنی را هم وارد آن کنید. پس بهتر است از ابتدا به دنبال رسیدن به خلاء ذهنی نباشید.

راه حل افزایش قدرت تمرکز و بهبود کیفیت مراقبه چیست؟

شما همان طور که بر تنفس یا چیز دیگری توجه دارید تا چند ثانیه اوضاع خوب است. یک مرتبه یک فکر بسیار آزار دهنده سراغ شما می آید. فکر آمده و نمی توان کاری کرد جز اینکه دنباله آن را نگیرید و فکر را به عنوان فکر تشخیص دهید و نسبت به آن شاهد باشید تا خودش محو شود. راه های مختلفی برای این کار است برای مثال:

– لحظه ای تمرکز بر تنفس را قطع کنید و تصور کنید آن فکر را روی امواج آب می بینید که از شما دورتر و دورتر می شود. هر بار آن فکر آمد همین کار را کنید و دوباره به تنفس خود بازگردید.

– راه حل دیگر اینکه فکر خود را در داخل قاب تلویزیون خیالی ببینید تا فاصله ای بین شما و فکر ایجاد شود. این گونه دیگر آن را متعلق به خود نمی بینید و شاهدانه آن را بدون قضاوت تماشا می کنید و سریع هم محو می شود. همیشه اوضاع وقتی خراب می شود که خودمان را وسط افکار دیده و رگ غیرتمان باد کند و احساس کنیم خود فکر هستیم و باید آن را دنبال کنیم.

– راه حل بعدی، شناسایی فکر به عنوان فکر است. مثلا اگر در حین مدیتیشن، فکری مزاحم آمد در ذهن خود بگویید “فکر، بله من دارم فکر می کنم”. در این حالت هم فکر سریعا محو می شود چون ماهیت آن شناخته شده و دیگر شما را گول نمی زند و خودش را واقعی و مهم جلوه نمی دهد.

علت دوم: انتخاب زمان طولانی

دلیل دیگر ترک مدیتیشن این است که شاید از همان روز اول زمان زیادی را به مراقبه اختصاص داده اید. مثلا با خود عهد بسته اید که روزی یک ساعت مدیتیشن کنید. این میزان زمان برای شروع بسیار زیاد است و پس از چند مدت دلزده می شوید. عادات را باید کم کم ایجاد کرد. مثلا هفته اول پنج دقیقه مدیتیشن کنید و هر هفته پنج دقیقه به آن اضافه کنید تا به نیم ساعت در روز برسد. نیم ساعت مراقبه در روز واقعا کافی است مگر آنکه بخواهید مسیر معنوی خود را سخت دنبال کنید که در این صورت گاهی به هشت تا ۲۱ ساعت مراقبه در روز هم می رسد. بله برخی راهبان فقط سه ساعت در شبانه روز می خوابند و در اوقات دیگر ذهن آنها حتی در حین انجام کارها هم در حالت مراقبه است ولی شاید تعداد این افراد بر روی کره زمین انگشت شمار باشد.

 

مدیتیشن

 

علت سوم: وقت نداشتن برای انجام مدیتیشن

این یکی از بهانه های بسیار عجیب افراد برای فرار از مدیتیشن است. حتی پرمشغله ترین افراد هم می توانند در روز پنج دقیقه زمان پیدا کنند و آن را به انجام مدیتیشن اختصاص دهند. حتی می توانند نیم ساعت مراقبه روزانه خود را به چند قسمت تقسیم کنند و در مواقع بیکاری مثل نشستن در ماشین، صندلی انتظار، راه رفتن و … انجام دهند. قرار نیست مدیتیشن حتما به صورت نشسته در حالت لوتوس و با روشن کردن شمع همراه باشد. از هر موقعیتی می توان برای تمرکز بر یک چیز استفاده کرد. مثلا کسی که راه می رود می تواند روی قدم های خود مراقبه کند.

کسانی که از نبود وقت برای مراقبه شکایت می کنند در واقع تنبلی می کنند یا حوصله انجام آن را ندارند.

علت چهارم: انتظارات عجیب از مدیتیشن

انجام منظم مدیتیشن در چند هفته هم تاثیرات قابل توجهی بر بدن و روان دارد مثل کاهش میزان استرس، هماهنگی بهتر دو نیمکره مغز، خواب راحت تر و …

ولی افرادی هم هستند که از انجام کوتاه مدت مدیتیشن انتظارات زیادی دارند برای مثال می خواهند تمام چاکراهای آنها در عرض یک ماه پاک شود و چشم سوم آنها باز شود و موجودات عجیب و غریب را ببینند. شخصی را می شناختم که می گفت من چند بار وقتی مشغول مراقبه بودم در همان چند ثانیه اول نورهایی را دیدم ولی دیگر آن نورها نمی آیند یا اتفاق عجیب باحال دیگر رخ نمی دهد.

اینها همه حواسپرتی هستند. انتظار داشتن تجربه معنوی در مدیتیشن می تواند به راحتی شما را از ادامه آن نا امید کند. قرار نیست با حفظ تمرکز فکر در چند ثانیه چیز عجیبی ببینید یا قدرت خاصی پیدا کنید. احتمالا فردی که به آن اشاره کردم در حالت ریلکس و با امواج مغزی نزدیک به تتا بوده که با اندکی تمرکز، وارد سطح تتای مغز شده و نورهایی دیده است ولی این اتفاق قرار نیست همیشه و در همه حالات بیفتد.

همیشه هم تمرکز فکر خالی باعث داشتن تجربه ماورایی نمی شود. برای مثال در تمرینات پرواز روح علاوه بر داشتن تمرکز فکر فوق العاده، بالا بودن سطح انرژی و باز بودن چاکراها هم مهم هستند. مثال دیگر، در مورد دیدن تصاویر عجیب در مراقبه است که آن هم به تمرکز فکر بالا در طولانی مدت (معمولا بالای چند دقیقه) و رفتن به حالت خلسه نیاز دارد تا ذهن دچار حالت رویابینی شود و یا اینکه چشم سوم و چاکراهای دیگر به اندازه کافی فعال باشند و دید اختری پدیدار شود.

بهتر است زمان تمرین مدیتیشن را از زمان تمرین کارهای دیگری چون پرواز روح و غیب بینی جدا کنید تا دچار انتظارات عجیب و بیهوده نشوید چون همان ها خودشان حواسپرتی محسوب می شوند مخصوصا که مدام از خود بپرسید پس چرا چیزی نمی بینم؟

 

مدیتیشن

 

علت پنجم: عدم تحمل عواطف سنگین

در زمان مدیتیشن ممکن است یک مرتبه یک خاطره خیلی خیلی تلخ و حال به هم زن به ذهن شما بیاید و تمام ارکان وجود شما را به لرزه در بیاورد. مثلا یک مرتبه یاد این می افتید که در سن هفت سالگی در جمع حرف اشتباهی زدید و همه به شما چپ چپ نگاه کردند. در همان لحظه ممکن است نفس شما بگیرد و عرق سردی بریزید. ولی این حالت فقط چند ثانیه طول می کشد.

به این حالات، برون ریزی گفته می شود. اگر در طی مراقبه، افکار قدیمی با بار عاطفی فراوان به ذهن شما بیایند در واقع در حال خارج کردن استرس ها و انرژی های منفی که سالها در شما ذخیره شده اند هستید و این عمل شاید هر بار برای چند ثانیه دردناک باشد ولی دیگر از آنها رها می شوید و احساس سبکی می کنید و انرژی های مثبت جای آن را می گیرند. همچنین گاهی در طول مراقبه، قسمتی از بدن شما درد می گیرد و یا سرد و گرم می شود که نرمال بوده و مربوط به خروج گرفتگی های انرژی از بدن است.

علت آخری از مهمترین دلایلی است که مراقبه گران حرفه ای برای مدتی دست از مدیتیشن بر می دارند. شخصی را می شناسم که به راحتی تا چند سال مراقبه می کرد ولی گفت از وقتی یک خاطره خاص مدام در مدیتیشن در ذهن او ظاهر می شود یک مرتبه مراقبه را قطع می کند تا از آن فکر فرار کند. خاطره او مربوط به ضایع شدن او در جمع و تهمت زدن به او در محل کار بود. با اینکه مدت ها است که آن محل کار را ترک کرده ولی انرژی عاطفی خاطره آن روز در او باقی مانده و هر بار که این انرژی می خواهد در طی مدیتیشن از او خارج شود شهامت زنده شدن موقتی خاطره خود را ندارد و سریع حواس خود را پرت می کند. در واقع درد مواجه شدن چند ثانیه ای با برون ریزی این خاطره به قدری برای او زیاد است که ترجیح داده کاملا مراقبه را رها کند.

برای حل این مشکل باید شهامت خود را بیشتر کنید و با خود عهد ببندید که مثلا تا فلان روز از شر برون ریزی فلان تعداد فکر و خاطره خلاص شوم.

دلایل ذکر شده از مهمترین علت های ترک عادت مدیتیشن بودند. البته علت های دیگری مثل بی انگیزگی هم ممکن است وجود داشته باشد. برای مثال فرد از خود می پرسد ” که چی شود مراقبه کنم؟”. این افراد ابتدا باید اطلاعات خود را از مزایای مراقبه کردن بالا ببرند. اگر احساس می کنند نیازی به آن ندارند در این صورت لازم نیست خود را درگیر آن کنند. شاید هم اصلا علاقه ای ندارند و با زندگی فعلی خود ظاهرا شاد هستند.

 

 

admin
admin
درباره ردای سیاه (ادمین): تمرین کننده و نشر دهنده علوم روحی و روانشناسی (بیشتر)

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
اطلاع از
رفتن به نوارابزار