قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس

داستان ماورایی – قدرت چشم سوم دخترک – نوشته رضا

داستان ماورایی
داستان باغ پدربزرگ – قسمت هشتم – (دنیای شیاطین) – نوشته محمد
آبان ۱۵, ۱۳۹۷
تجربه ماورا
تجربه ماورا – خودکشی و تجربه نزدیک به مرگ (نوشته گرگ شب)
آبان ۱۵, ۱۳۹۷

داستان ماورایی – قدرت چشم سوم دخترک – نوشته رضا

داستان ماورایی

داستان ماورایی – قدرت چشم سوم دخترک (نوشته رضا)

مدتی بود که دخترک موفق شده بود چشم سومش را باز کند تا بتواند جهان های دیگر را ببیند و به مقاصد شخصی اش برسد او همچنین میتوانست با موجودات جهان های دیگر ارتباط برقرار کند و میتوانست با چشم بسته همه جا را ببیند اما گاهی در ناحیه چشم سومش درد شدیدی داشت که کارش به بیمارستان میکشید در تلاش بود که چشم سومش را ببندد چرا که دردش بیشتر از لذتش بود همچنین میتوانست با به کمک چشم سوم برون فکنی کند و از عجایب سر در بیاورد او در هنگام برون فکنی با جن ها و موجودات جهان های دیگر ارتباط برقرار میکرد یک شب که از بدنش جدا شده بود و به سر زمین جن ها رفته بود یک جن شرور متوجه قدرت زیاد دختر شد و تصمیم گرفت وارد بدن دختر شود یک شب که دختر در عالم اختری بر فراز آسمان های پرواز میکرد جن شرور وارد جسم دختر شد وجسم او را تسخیر کرد دختر بیچاره دیگر نمیتوانست به جسمش برگردد جن شرور از جسم دختر سواستفاده میکرد و به دیگران آسیب میزد. صاحب جسم میدانست اگر هر چه سریع تر به جسمش برنگردد جن پلید چهره او را در میان مردم بد میکند او به سراغ راهنمایان معنویش میرود راهنمایان به او میگویند باید هر چه سریع تر به جسمت برگردی وگرنه ارتباط تو با جسمت به طور کامل قطع میشود و جن صاحب آن میشود دخترک به راهنمایانش گفت پس من باید چه کار کنم آنها گفتند باید با موجودات غیر ارگانیک الهی دوست شوی تا به تو کنند. سپس موجودی را به او معرفی کردند که در جهانی بالا تر بود وبه او گفتند برای رسیدن به آن جهان ،باید از جهانی با موجودات شرور عبور کنی برای دختر بسیار سخت بود که به جهان های بالاتر برود اما به هر سختی بود خود را به آنجا رساند و وارد قلمرو موجودات غیرارگانیک شرور شد از آنجا که دختر از ارتعاش روحی بالایی برخوردار بود همه آن موجودات را تحریک میکرد یکی یکی به سمت دختر می آمدند که به او حمله کنند اما دختر با هاله دفایی جلوی آنان را می گرفت در همین حین یک موجود شرور بسیار قوی به او حمله کرد و مقداری از انرژی روحیش را کشید و وارد هاله او شد و هاله اش را پاره کرد دختر که کاملا بی دفاع شده بود قدرتش برای ایجاد هاله جدید کافی نبود با یک شمشیر از جنس نور او را از پا در آوارد موجودات دیگر که دیدند دختر بی دفاع شده به سمت دختر حمله کردند اما دختر باشمشیر بسیاری از آنها را نابود کرد به هر بدبختی شده بود از آن جهان گریخت و وارد قلمرو موجودات الهی شد موجودات آن جهان دختر را با احترام ویژه نزد رئیس خود که خیلی بزرگ و قدرتمند بود بردند دختر ماجرای جن شرور وتسخیر جسمش را برای آن موجود شرح داد آن موجود تحت تاثیر اراده دختر قرار گرفت و قول داد که به او کمک کند سپس دختر به همراه آن موجود وافرادش به زمین برگشتند وقتی به سوی جسم دختر رفتند جن پلید را به سختی از آن بیرون کشیدند و او را به سمت پست ترین جهان ممکن تبعید کردند دختربه راحتی وارد جسمش شد و خدا را شکر کرد.(این داستان واقعی نیست)

علی خانی (تیم مدیریت)
علی خانی (تیم مدیریت)
علی خانی، علاقه مند به حوزه ماورا و موضوعات عرفانی و روحی شرقی و غربی از جمله مدیتیشن، انرژی درمانی، طب سنتی، یوگا، خواب بینی، سفر روح و …

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
اطلاع از
رفتن به نوارابزار