قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس

داستان ماورایی باغ پدربزرگ قسمت ششم (بدشانسی بزرگ) – نوشته محمد

خودشناسی
کارهایی که نباید در خودشناسی انجام داد
مهر ۲۱, ۱۳۹۷
کمک فرشتگان
کمک فرشتگان به سایرین از طریق شما
مهر ۲۳, ۱۳۹۷

داستان ماورایی باغ پدربزرگ قسمت ششم (بدشانسی بزرگ) – نوشته محمد

داستان ماورایی

داستان ماورایی باغ پدربزرگ قسمت ششم (بدشانسی بزرگ) – نوشته محمد

آنقدر انگشتم درد میکرد که نفهمیدم چطور خارج شدیم . پس از اندکی قدم زدن دردم کمتر شد .

– درست شنیدم ..؟ آلتیمیت ارب سه گانه ؟ یعنی چی اصلا مگه نگفتی سه تا نژاد بیشتر نداره ؟

– واقعا برات متاسفم .. خون تو یکی از خطرناک ترین نژاد های جادویی رو داره . جریانش بر میگرده به صد ها سال پیش . زمانی که نژادی به نام آلتیمیت ارب وجود نداشت و هر کدوم از نژاد ها جدا بودند . اون زمان سه پادشاه با نام های مارکوس ( marcos) ، یانل (yanel ) و نیرو ( niro ) زندگی می کردند . اونا به ترتیب از نژاد سبز ، سفید و سیاه بودند . همه چیز خوب بود و همه در صلح و صفا بودند .

رزمین جادو به سه قسمت تقسیم شده بود و هر کدوم از پادشاه ها ، یک قسمت رو اداره می کرد . یک روز پادشاه مارکوس عاشق یک دختر زیبا شد . میگفتند که تا اون موقع کسی به زیبایی اون دختر نبود .بعد از ازدواج مارکوس و اون دختر که نامش الیزا ( elisa ) بود همه چیز به هم خورد . ملکه الیزا با بدگویی از پادشاه نیرو و دسیسه هاش مارکوس رو علیه او قرار داد . مارکوس هم که عقلش رو از دست داده بود بدون هیچ مخالفتی جنگ رو پذیرفت . با حیله های ملکه حتی شاه یانل هم به سپاه مارکوس پیوست و باهم تونستن نیرو رو شکست بدن . اما گفته میشه کسی نتونست نیرو رو بکشه چون پاکی چشم هاش به شدت زیاد بود . اما ملکه الیزا تونست اونو بکشه . بعد از مرگ نیرو ملکه با حیله ای دیگه مارکوس رو به جنگ با یانل ترغیب کرد. ولی مارکوس گفت که از مرگ نیرو هم پشیمونه و نباید به حرف اون گوش می داده . ملکه هم از این حرف به شدت عصبانی میشه و یه شب وقتی مارکوس خوابه اونو به قتل میرسونه … بعد از مرگ مارکوس ملکه الیزا فرمانروای اون منطقه شد و تنها مانع رسیدن اون به هدفش پادشاه یانل بود . الیزای خبیث یک مهمانی بزرگ ترتیب داد و توی اون مهمونی با زهر کشنده ای که درون لیوان پادشاه یانل ریخته بود ، اونو هم از پا در اورد.

دیگه اون فرمانروای کل سرزمین شده بود و هرکس که با اون مخافلت می کرد ، سرش از تنش جدا می شد . تا اون موقع کسی نمی دونست که چه کسی مارکوس و یانل رو کشته ولی همه یه جورایی میدونستن کار الیزاست . سر انجام در یک شب ملکه مردم رو به میدون شهر اصلی فرا می خونه تا دوباره براشون سخنرانی کنه و مخالف هاشو سست کنه . اما اینبار یه اتفاق عجیب میوفته . ناگهان آسمان مثل روز روشن میشه و سه صاعقه به زمین برخورد میکنه . دو مرد و یک زن که شبیه به ستاره می درخشیدند . پس از نبردی تمام عیار با ملکه در نهایت اونو به بند میکشن . قبل از اینکه سر ملکه رو از تنش جدا کنن اون مردم شهرو نفرین میکنه … نفرین آلتیمیت ارب..!

و بعد ملکه رو میکشن . بعد یکی از اون افراد نورانی میاد و با مردم صحبت میکنه .میگه که ما سه تا نمایندگان نژاد های سبز و سفید و سیاه هستیم . برخلاف اون چه که شما فکر می کردید ملکه برای فرمانروایی پادشاه هارو از بین نبرده .. اون در واقع یکی از فرمانروا های شیطانیه که هزاران سرباز داره .. هر جور که بوده تونسته از دنیای شیاطین به اینجا بیاد و متاسفانه این کارارو انجام بده ‌. اون می خواسته با ترکیب سه نژاد سبز و سفید و سیاه ، یک نژاد شکست نا پذیر درست کنه اما خوشبختانه نتونست و در مراحل ابتدایی تونستیم اونو از بین ببریم . همونطور که میدونید اون شمارو نفرین کرده طوری که یکی از شما نژادش به آلتیمیت ارب تغییر پیدا کرده . پس خواهش میکنم با کسی ازدواج نکنید یا بچه دار نشید که ممکنه نژاد گسترش پیدا کنه . کسی که نژادش آلتیمیت ارب باشه خیلی قدرتمنده ولی مثل یک ارباب شیطانی رفتار میکنه چونکه قسمتیش آلوده به روح الیزاست . این طلسم تنها وقتی باطل میشه که فردی با نژاد آلتیمیت ارب به دنیای شیاطبن بره و شیشه ی طلسم رو پیدا کنه و اونو بشکنه …

 

علی خانی (تیم مدیریت)
علی خانی (تیم مدیریت)
علی خانی، علاقه مند به حوزه ماورا و موضوعات عرفانی و روحی شرقی و غربی از جمله مدیتیشن، انرژی درمانی، طب سنتی، یوگا، خواب بینی، سفر روح و …

2
دیدگاه بگذارید

avatar
2 Comment threads
0 Thread replies
1 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
2 نظر دهندگان
Reza شب زنده دار نظردهندگان اخیر
  اشتراک  
جدیدترین قدیمی ترین
اطلاع از
شب زنده دار
مهمان
شب زنده دار

عالیه..ادامشم بذار

Reza
مهمان
Reza

ابتکاری و جالب بود.

رفتن به نوارابزار