قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس

تجربه ماورا – خودکشی و تجربه نزدیک به مرگ (نوشته گرگ شب)

داستان ماورایی
داستان ماورایی – قدرت چشم سوم دخترک – نوشته رضا
آبان ۱۵, ۱۳۹۷
هیپنوتیزم با چشمان باز | هیپنوتیزم سریع
هیپنوتیزم با چشمان باز | هیپنوتیزم سریع (مطلب ویژه)
آبان ۱۶, ۱۳۹۷

تجربه ماورا – خودکشی و تجربه نزدیک به مرگ (نوشته گرگ شب)

تجربه ماورا

تجربه ماورا – خودکشی و تجربه نزدیک به مرگ (نوشته گرگ شب)

از سن کم فقط دوست داشتم نباشم. مشکل من خودم نبودم بلکه شرایط زندگیم بود… مخصوصا آدمهای اطرافم…وگرنه خودم چه آسیبی می تونم به خودم بزنم؟ جز اینه که فقط شاهد هستم و نظاره گر دردهایی که می کشم؟

به من گفته بودن بچه ناخواسته هستم. مادرم بارها سعی کرد منو سقط کنه. از افتادن از بام بگیر تا خوردن زعفران. ولی نتونست ریسک کنه و رنج سقط واقعی رو بخره. رنجی که اون نتونست بکشه تا من بمیرم رو باید خودم با زجر خودکشی جبران کنم. شاید هم اون قدر قهرمان بود که درد شدید زایمان رو تحمل کرد تا به زور هم که شده به من حیات بده. دردی ناخواسته….رنجی که هر کس به طور دیگه ای تو زندگیش تحمل می کنه تا فقط زنده باشه. شاید همیشه قراره از درد، زندگی بیرون بیاد.

ولی هر کس ظرفیتی داره. ظرفیت روانی من هم در سال هایی دور تمام شد…وقتی احساساتم به خاطر تلخی های زندگی کشته شد من مرده ای متحرک شدم. یک مرده نه میخنده نه گریه میکنه. نه درد میکشه و نه لذت میبره. پس من هم یک مرده هستم این طور نیست؟ فقط گاهی هنوز حس درد و رنج رو درک می کنم. این یعنی هنوز نبض حیات در من هست. نبضی که فقط رنج آوره و بهم میگه هنوز زنده هستم و زجر تموم نشده.

مردم کنجکاوند بدونن بعد مرگ چی میشه؟ من به عنوان یک مرده متحرک تقریبا دارم حیات بعد از مرگم رو تو همین دنیا تجربه می کنم. مرده بودن چندان بد نیست. نه کسی خوشحالت می کنه نه ناراحت. نه منتظر چیزی هستی و نه میخوای کاری بکنی.

تنها مشکل من همون یک ذره حیاتی بود که من رو از مرده واقعی بودن مجزا می کرد. بنابراین تصمیم به خودکشی گرفتم. البته تصمیم جدیدی نبود بلکه تجدید خاطره بود. بارها من رو پیش روانپزشک های مختلف بردند. شغل جالبی دارند. نمیخوام بهشون توهین کنم. فقط یک مشت کاغذ جلوشونه تا حرف هایی رو ازت یادداشت کنن که هیچ وقت بعدا نمیخوننش. شاید هم تمرین دیکته می کنن. وقتی هم جلسه شون باهات تموم میشه با سرعت بالاتر از نور از اتاق بیرونت می کنن. مگه بالاتر از سرعت نور هم داریم؟ احتمالا این شغل زمان انیشتن و فرمول بندی زمان نور توسط اون هنوز شکل نگرفته بوده. از این ناراحت نمیشم که چرا پول ویزیت دادم. از این ناراحتم که چرا غمخوارها و معالجان من باید اونها باشن؟ از اون بدتر اینکه پس چرا برام کاری نکردن؟ انگار فقط مشتاق بودن غمهای منو روی کاغذ بنویسن و بعد چند مدت مچاله کنن و تو سطل آشغال بندازن. ای کاش واقعا رنج های من هم همراه اون کاغذها تو سطل زباله می رفت.

به هر حال بعد دو سال مراجعه به مطب اونها همچنان میل به خودکشی داشتم. همیشه دنبال روش های بدون درد خودکشی بودم…هه جالبه؟ حیات دادن به یه نوزاد پر از درده پس من چه طور انتظار داشته باشم پایان حیاتم شیرین و بی رنج باشه؟ گاهی وقتی نمیخوام درد خودکشی رو تحمل کنم به خودم میگم عیب نداره…بذار همون درد خودکشی رو بین روزهایی که قراره زندگی کنم تقسیم کنم تا به تدریج بمیرم ولی کمتر زجر بکشم.

یک روز حس کردم میل درونی ام قصد تخریب من رو داره و با اعتماد به نفس بیشتر می تونم خودکشی کنم. رفتم سر داروهایی که اسمشونو نمیارم و بعد اور دوز کردم. صد تا قرص تو شکمم…تا چند ساعت حالت تهوع داشتم ولی کاری نکردم. چند روز به سلامت گذشت تا اینکه دیدم پوستم زرد شده و خونریزی دارم. نمی تونستم نفس بکشم. وقتی من رو بیمارستان بردن گفتن کبدم از کار افتاده. بین مرگ و زندگی دست و پا می زدم. نمی دونم چند ساعت از بستری شدنم گذشته بود که حس کردم یکی منو بیدار کرده و سبک شدم. فقط می دیدم به سقف نزدیک میشم. باورم شد که این روحمه که از بدنم بیرون اومده.

همیشه بی عاطفه بودن رو مساوی مرده بودن می دونستم ولی تو اون لحظه تجربه نزدیک به مرگ احساساتم صدبرابر شده بود. خیلی خوشحال بودم. هیجان زیادی داشتم و می خواستم از خوشی فریاد بزنم. فکر کنم زندگی واقعی اون موقع بود. اون لحظات دیگه تکرار نشدن. بعد از پیوند کبد و زنده موندنم من رو از بیمارستان مرخص کردن. من زندگی بعد از مرگ رو تجربه کردم. ابدا شبیه مرده متحرک بودن نیست. مرده ها هم برای خودشون عالمی دارن. تا کسی نره بینشون درک نمی کنه که حتی یک مرده هم چه قدر می تونه با هیجان باشه….

نویسنده: گرگ شب

علی خانی (تیم مدیریت)
علی خانی (تیم مدیریت)
علی خانی، علاقه مند به حوزه ماورا و موضوعات عرفانی و روحی شرقی و غربی از جمله مدیتیشن، انرژی درمانی، طب سنتی، یوگا، خواب بینی، سفر روح و …

2
دیدگاه بگذارید

avatar
2 Comment threads
0 Thread replies
1 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
2 نظر دهندگان
جهانگرد مهدی نظردهندگان اخیر
  اشتراک  
جدیدترین قدیمی ترین
اطلاع از
مهدی
مهمان
مهدی

بهتون پیشنهاد میکنم تجربیات نزدیک به مرگ کسای دیگه‌ای که قصد خودکشی داشتن رو مطالعه کنید

جهانگرد
مهمان
جهانگرد

به نظر من شما نویسنده خوبی هستیدا .. برای چی خود کشی ؟؟

رفتن به نوارابزار