قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
آموزش NLP
آموزش NLP (قسمت سوم)
دی ۲۰, ۱۳۹۸
تجربه ماورا
تجربه ماورا – خسته شدم و بریدم تا اینکه خود برتر نجاتم داد (نوشته رضا)
دی ۲۴, ۱۳۹۸

خدایا تو گواهی… (نوشته محمد.و)

مقالات اعضا

خدایا تو گواهی… (نوشته محمد.و)

سلام
همه ما میدونیم تک تکمون یه چیزیمون شده.آره از کوچیک گرفته تا بزرگ چه زن چه مرد.یه چیزایی سر جاش نیست انگار.یه غمی تو هممون هست تو سطح جامعه هر کیو میبینیم انقدر افسردس که خواه نا خواه همه گیر شده.چند بار شده از بغل پیر زن یا پیر مردی دستفروش که به حاات التماس از تک تک رهگذرا میخوان یه آدامسی چیزی بخرن رد شدیم؟چندبار شده گرسنه ای ازمون ففط یه تیکه نون خواسته.پسرامون از ازدواج فرارین دخترام دیگه آرزوهاشونو تف لعنت کردنو زدن به بیراهه.کمتر کسی پیدا میشه که به فکر خودکشی نیفتاده باشه اونم اکثرا جوونان که باید تازه زندگیه شادیو شروع کنن.من نمیخوام وارد سیاست بشم.نه بخاطر ترس چون سیاست انقدر کثیفه که حالمو بد میکنه.ولی به مصداق جمله«ای که دستت میرسد کاری بکن» هنوز که زنده ایم چرا مردنو به جنگیدن ترجیح میدیم.وقتی دردای آدمامونو میخونم میگم خدایا چرا؟نکنه آهی پشت سر مردممون هست که ولمون کردی.وقتی میخونم جوونی میگه میخوام خودکشی کنم یا میبینم مردی شب میگه امروز درامدی نداشتم روم نمیشه برم خونه غصه های خودمو یادم میره.چرا ما انقدر بی رحم شدیم.چرا مرد تو خونش غریبه چرا باید مردی وسط خیابون داد بزنه از روابط نامشروع زنش با یه نامرد گریه کنه.چرا مردامون تو این اوضاع دنبال هوسرونیشونن.چرا خوشیو شادیو از دور فقط میتونیم نگاه کنیم.اینهمه جوونای معتاد دخترای سیگار بدست از کجا انقدر زیاد شده.خدا داره هر روز به ما به طرق مختلف هشدار میده.متوجهش میشیم؟شاید یه نون اضافه یا پای درد دلای یه جوون معتاد نشستن یا روزی هزار تومن که پول سه نخ سیگار کوفتیمونه چیزی ازمون کم نکنه.شایدم بگید انقدر بدبخت زیاده که به جایی نمیرسه.نون و آب بنده رو که خدا میده حتی مام ندیم اون حواسش هست ولی بیاین خوبی کردنو رواج بدیم الان وقت خوبی کردن پنهانی نیست اتفاقا باید جلوی چشم آدما زمین خورده ایو دستشو بگیریم.ما همه یا کسی بهمون بدی کرده یا زمونه.بیاین اینارو ول کنیم خوبی کنیم.میدونم شرایط برای همه سخته ولی غممونو تو خودمون چال کنیم و به اطرافیانمون امید بدیم.اینا رو من نمیگم فقط دارم انتقال میدم.هشدارها خیلی جدی شده باید بجنبیم وقت خیلی تنگه.

 

 

علی خانی (مسئول روابط عمومی)
علی خانی (مسئول روابط عمومی)
علی خانی، علاقه مند به حوزه ماورا و موضوعات عرفانی و روحی شرقی و غربی از جمله مدیتیشن، انرژی درمانی، طب سنتی، یوگا، خواب بینی، سفر روح و …

10 دیدگاه ها

  1. maryam_b گفت:

    سلام احوال شما آقای محمد….خوبین؟
    حتما در مورد راههای جلوگیری از افکار خودکشی برای سایت مطلب بنویسید تمام مطالب شما جالب و عالیه.
    در مورد روشهای خودتون برای خواب های آگاهانه و کلاسهای ماورایی که شرکت کردین مراقبه ها و درسهایی که آموختید هم لطفا بنویسید.من بسیار مشتاق خواندن تجربیات ناب شما هستم.
    با آرزوی سلامت ، خوشحالی ، خوشبختی و شادی برای شما .

    • (M(v گفت:

      سلام خانم بوشهری گرامی
      شکر خوبم امیدوارم جنابعالی و هم دوستان دیگه ام خوب باشن.آرزوی من دیذن روزیه که مردمم شاد و خوش باشن.و قدر همو بدونن.
      شما خودتون قدر مسلم بیشتر از من علم و آگاهی دارید و شخص بسیار محترمی هستید.اتفاقا من خودم در مورد خودکشی و اینکه مردممون مخصوصا جوانترها اینقدر به فکر اقدام چنین عملی هستند بسیار نگرانم و اگر خدا یاری کنه قصدم اینه که مطالبی نشر بدم که انشاءالله مثمر ثمر باشه.همونطور که میدونید من سعیم بر ارسال تجارب ماورایی بوده ولی وقتی دیدم از طریق این سایت محترم میشه در مورد مصایب جدی هم وطنان همدلی و کمکی ارائه داد تصمیم گرفتم فعلا در این مورد مطلب بنویسم.در مورد تجارب آگاهی در رویا یا سایر مطالب عملی هم اگر ادمین گرامی اجازه دهند حتما خواهم نوشت.من فردی رک و بیتعارفم و صادقانه باید اذعان کنم خود مطالب و مقالات دوستان محترم مانند ادمین،جناب علی خانی خانم نیلوفر جنابان کریمی و موسوی وتمامیشان،بسیار آموزنده و دقیق است.این به نوعی دورهمی و آشنایی توسط سایت برایم موهبتی الهیست.باز هم از حسن دقت و تشویقهایتان قدردانی میکنم

  2. مهدی گفت:

    محمد خان عزیز و دوست داشتنی
    من هم دوست دارم ازدواج کنم و فراری نیستم ازش ولی تازه فارغ التحصیل شدم. نه پولی دارم که خونه بخرم نه من رو جایی استخدام می کنن چون سابقه کار میخوان. چند ماهه بیکارم و دیگه از خودم بدم میاد. نمی تونم ازدواج کنم و یکی دیگه رو بدبخت کنم. حساب کردم اگه بخوام کار کنم و حقوق چندغاز ماهانه در بیارم عمرا بتونم با این وضعیت قیمت خونه ها حتی بعد چند سال یه سوله بخرم. خودرو ها هم هزینه گمرک روش می خوره و صد برابر میشه. با هزینه ای که برای خرید پراید می کنیم می تونیم تو خارج BMW بخریم ولی به خاطر هزینه گمرک همون ماشین میشه چند برابر. همین پراید هم روز به روز گرون میشه و گرنه یکی می گرفتم که حداقل باهاش مسافرکشی کنم. به علاوه از اینکه فکر می کنم قراره با مدرک کارشناسی ارشدم مسافرکشی کنم به خودم لعنت می فرستم که چرا دانشگاه رفتم. خانوادمم خیلی بهم فشار میارن و واقعا کلافه شدم. به نظرت من نباید خودکشی کنم تا باعث ننگ خانواده نباشم؟ کار بود که من نگشتم دنبال کار ؟

    • (M(v گفت:

      سلام مهدی جان
      اولا تبریک میگم که مدرکتون کارشناسی ارشده و این یعنی شما فردی آگاه و فهیم هستید و من به خودم اجازه نمیدم به فردی چون شما،توصیه ای کنم.و تمام صحبتهایتان هم حرف حسابه و از همینجا میخوام اعلام کنم اگه کسی به دولت و مسئولین نزدیکه و یا سمتی داره و پیام شما و بنده رو میخونه جوابه تمام اینهارو بده کسیکه به عنوان رییس جمهور،وزیر،نماینده مجلس صدقه سری مردمش تکیه به کرسی میزنه باید جوابگو باشه.من به احترام قوانین سایت زیاد وارد فضای سیاست نمیشم گرچه متاسفانه کشورهای معدودی مثل ایران این محدودیتها را ایجاد و ایجاب میکنند.دوست من قرار نیست شما مسافر کش بشید باید شغلی در شان خود داشته باشید.قرار نیست جوانان ما در ازدواج که از واجبات اولیه در تکامل جوامع میباشد مشکلی داشته باشند.قرار بود کرامت و عزت نفسی را که میگویند رژیم سابق از ما گرفته بود به ما بدهند.ولی شرف و ناموس این مردم را گرفتند و هیچ توجیهی هم قابل قبول نیست.ولی اگر ما به خداوند و حقانیتش ایمان داشته باشیم بی معرفتیست به خاطر فشارهای زندگی دستان قدرتمند وی را پس بزنیم و دست شیطان را بگیریم.تمام ما جوانان و حتی بزرگترها مشکلاتی واقعا طاقت فرسا داریم مگر عده قلیلی دزد و حرام خور.ولی گاهی ما یادمان میرود که خودمان هم تقصیر داریم.من تو مطلبی که شما خوندین اگه کمی دقت کنید خودمون رو هم بی تقصیر ندونستم.از طرفی ما این شداید و سختیهارو قبل از بدنیا آمدن دانسته و توجیه شده ایم و خود انتخاب کرده ایم و اجباری نبوده.پس باید به جای نا امیدی و فورا تسلیم مرگ شدن با توکل به خدا سعیمان را بکنیم که درست کنیم.و نا امیدی و خودکشی در هر شرایطی موکدا“ قابل قبول نیست برادر من.ادمین گرامی من به شخصه مسئولیت اظهاراتم را عهده دار میشوم.ممنون

  3. خجسته گفت:

    آره، الآن دیگه فقط وقت صدقه دادن های پنهانی نیست؛ ولی یه چیزیو فراموش نکنیم، صدقه مون رو باید برای خدا بدیم، وقتی به یکی کمک میکنیم باید تنها و تنها برای خدا بکنیم، و اگر اینطوری نباشه، هر کاری کنیم، به نتیجه نمیرسه…به نتیجه نمیرسه… به نتیجه نمیرسه…

    • (M(v گفت:

      سلام به خجسته گرامی
      بله کاملا درست میفرمایید.وباید نیتمان خدایی باشد خودم از واژه صدقه که البته بخاطر مفهوم اشتباهی که در ذهنمان ازین کلمه شکل گرفته مخالفم.من در حد توانم با همنوعم تعامل میکنم دست من گرفته شده تا دستی را بگیرم این یک طرفه نیست و خدای ناکرده نباید از روی ترحم به کرامت انسانی لطمه بزنیم.گرچه بارها صحنه هایی دیده ام که دلم سخت آزرده شده و گریه کرده ام.من دوست ندارم این مسائل را ببینم.نه اینکه با آنها روبرو نشوم چرا روبرو میشوم و وظیفه خود میدانم ولی چیزهایی دیده ام که خیلی بیرحمانه بنظر میرسیده.

  4. Annihilation گفت:

    بله دوستان، کمک کنیم که اون مقدار نه مارو فقیر میکنه و نه اون شخص را ثروتمند. بله همه را نمیشه نجات داد ولی کمکی کم بهتر از کمک نکردنه. من آدم پولداری نیستم، بارها شده از جایی که رفتم برای مصاحبه کار و ناامید برمی گشتم، کرایه‌ی توی جیبم را دادم به بنده‌ی خدا و کلی راه پیاده برگشتم. ولی چند وقت بعد خداوند پولمو چند برابر کرد و بهم برگردوند. الوعده وفا. خداوند فرمود: کیست تا به من قرض دهد، قرضی نیکو، تا آنرا چند برابر کنم و به او باز گردانم.
    شمارا نمیدانم ولی من با این جمله اشکم جاری میشه…

    • (M(v گفت:

      سلام
      Annihilation گرامی.
      ممنون که با گفتن این کمکهایتان منظور منو بهتر رسوندین.البته بازم میگم نیت اینه که آدمها کمک کردنو یاد بگیرن.من خودم اگه بتونم کمکی کنم پیش خودم میگم بذار رد نکنم تا اگر زمانی یک شخص نیازمند دیگه ای از این فرد کمکی خواست یاد این بیفته و بهش کمک کنه.ما اگه آدمی که میتونیم کمک کنیمو و درموندس کمک نکنیم اونم به کسی شاید کمک نکنه.هیچ وقتم دنبال این نباشین که کمک میکنین همیشه باید عوضشو بگیرین.مثلا یه بنده خدایی میگفت تو روزای بارونی من تو مسیرم خیلیارو سوار کردم و کرایه ام نگرفتم ولی خودم تو بارون اکثرا گیر کردم و کسی حتی با کرایه سوارم نکرده چون دنبال دربستی و طمع بیشترن

  5. خجسته گفت:

    یک نکته را فراموش کردم؛ اینکه ما باید بجای اینکه ماهی بدیم به نیازمندان، بهشون ماهیگیری یاد بدهیم.

    • (M(v گفت:

      سلام خجسته گرامی
      این مثل در شرایط حساس و خراب جامعه ما عملا بی مصداقه.چون ماهیگری یاد دادن الان یعنی دزدی و یا کلاهبرداری یاد دادن.وقتی دوست ما با تحصیلات فوق لیسانسش میگه حاظرم مسافر کشی هم بکنم.یا زنی که شوهرش یه بچه گذاشته بغلش گور کثیفشو گم کرده به او زن تنها با یه طفل که با شرمندگی بخاطر یه پاکت شیر بچش که از گرسنگی نمیره جلوی سوپر مارکت بهت میگه آقا محض رضای خدا یه پاکت شیر بگیر بچم تلف نشه یا … بی خیال .چیزایی هست که اگه بگم شاید ما درد خودمونو یادمون بره.ماهیگیری یاد دادن به این زن یه راه داره با عرض معذرت اینکه به یه خونه تیمی معرفیش کنیم فرم استخدام پر کنه.و از شیاطین کثیف و متعفن پذیرایی کنه.نه خواهرم همه زنهای ما شرفشونو دیگه انقدر ارزون نمیفروشن

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوار ابزار