جلسات اصلی آموزش خواب روشن یا رویابینی آگاهانه

خواب روشن

جلسات اصلی آموزش خواب روشن یا رویابینی آگاهانه

بخش اول آموزش خواب روشن:

قبل از انجام هر گونه تمرینات رویابینی و خواب روشن لازم است که ابتدا به طور هر چند مختصر و ساده با خود فرآیند خواب دیدن آشنا شویم. آیا ما به محض خوابیدن و در همان ابتدای شب قادر به دیدن رویا هستیم؟

به محض ورود به خواب شبانه ذهن وارد یک حالت گذر از بیداری به خواب می­شود و حالت هیپنوگوگیک نام دارد. این حالت ممکن است به قدری سریع اتفاق بیفتد که شما گاهی متوجه آن نشوید و یا اصلا دقتی به آن نمی ­کنید.

در این حالت تصاویر بسیار سریع و مبهمی از جلوی چشم ما می­گذرند که نشانه­ ی از خروج از حالت بیداری و ورود به خواب اصلی هستند. پس از گذشت دقایقی از شروع خواب، ضربان قلب و فعالیت­ های مغزی کاهش یافته و بدن ما وارد خواب عمیق می­شود که امواج مغزی در حالت دلتا قرار می­ گیرند. این مرحله خواب N-rem نام دارد. این مرحله از خواب برای بدن بسیار حائز اهمیت است زیرا موجب افزایش سرعت ترمیم آن می­شود. در این مرحله خوابی دیده نمی­شود.

بنابراین می­توانید حدس بزنید که چرا افرادی که تمرینات رویابینی را در هنگام شب انجام می­دهند نتیجه­ای نمی ­گیرند. زیرا تا قبل از یک ساعت و نیم پس از شروع خواب ، ما اصلاً رویا یا خوابی نمی­ بینیم که بخواهیم آن را کنترل کنیم.

حتی اگر تا مدت­ها تمرینات رویابینی را انجام دهیم وارد حالت خسته­ کننده ­ای از مغز می­شویم که همان امواج دلتا است که رویایی در آن شکل نمی­ گیرد. در حین انجام تمرینات در شبانگاه ما وارد حالت خلسه می­شویم و انتظار داریم اتفاقی افتاده و یا اصطلاحاً از جسم خود خارج شویم ولی باید بدانیم که زمان اشتباهی را برای شروع تمرینات خود انتخاب کرده­ ایم و تا حدود یک ساعت و نیم بعد هیچ اتفاقی به منظور رویابینی نخواهد افتاد!

مگر در اشخاص بسیار نادری که به محض خوابیدن امواج مغزی آنها در حالت تتا قرار میگ­یرد و خواب عمیق ندارند. در غیر این صورت هم ه­ی افراد نرمال پس از شروع خواب، وارد خواب عمیق می­شوند که حدوداً تا ۹۰ دقیقه در چرخه ­ی اول خواب طول می­کشد.

پس از آن، کم­ کم امواج مغزی در حالت تتا قرار می­گیرد که خواب سبک نام دارد و ضربان قلب و سرعت حرکت غیر ارادی چشمان افزایش پیدا می­کند که به آن خواب REM گفته می­شود. در این مرحله است که رویاها شکل می­گیرند.

اگر کسی در شب اقدام به انجام تمرینات رویابینی کند باید تا یک ساعت و نیم در رخت خواب خود در امواج دلتا باقی بماند (که البته کار مشکلی است و معمولاً افراد بی­ اختیار به خواب می­روند) تا پس از آن کم ­کم خواب دیده شود. بنابراین به هیچ وجه توصیه نمی­شود که تمرینات رویابینی در ابتدای شروع خواب اصلی شبانه انجام شود. به مجموع این دو مرحله از خواب یک چرخه ­ی خواب گفته می­ شود.

پس آیا می­توان پس از یک ساعت و نیم پس از شروع خواب اصلی که امواج تتا و رویابینی شروع می­ شوند اقدام به انجام تمرینات رویابینی کرد؟

از آنجا که طول دوره ­ی مربوط به امواج تتای مغزی در چرخه اول خواب بسیار کوتاه است بنابراین باز هم توصیه نمی­شود که تمرینات مربوطه در این زمان صورت گیرد هر چند خواب­هایی نیز در این دوره ­ی کوتاه می­بینیم که معمولاً در هنگام صبح از یاد ما فراموش شده اند.

پس از هر بار اتمام چرخه ­ی خواب، طول بازه ­ی زمانی مربوط به خواب عمیق کاهش یافته و به طول چرخه ­ی خواب سبک که مربوط به خواب دیدن است افزوده می­شود. که مسلماً خواب­های طولانی­ تری نیز خواهیم داشت.

بنابراین بهتر است که حدود پس از ۴ ساعت و نیم و یا شش ساعت پس از شروع خواب شبانه اقدام به انجام تمرینات رویابینی نمود.

ولی چرا پس از ۸ ساعت خواب و استراحت کامل اقدام به این کار نکنیم؟ بسیاری از این تمرینات نیازمند این هستند که بدن هنوز مقداری حالت خواب ­آلودگی داشته تا بدن و ذهن سریع­تر ریلکس و وانهاده شوند. پس نباید کاملاً هوشیار باشید وگرنه به سختی می­توان عمل ریلکس را انجام داد. لازم به ذکر است که امواج مغزی در حالت بین خواب و بیداری در حالت آلفا و پس از بیداری کامل و هوشیار شدن دارای امواج بتا است.

به طور خلاصه هیچ گاه نباید تمرینات مربوط به رویابینی در هنگام شروع خواب اصلی شبانه انجام شود و بهتر است پس از ۴٫۵ الی ۶ ساعت پس از خواب شبانگاه اقدام به انجام تمرینات نمود.

نکته مهم دیگر در مورد خواب نیمروزی است. از آنجا که بدن در این حالت وارد خواب عمیق نمی­شود و در خواب سبک قرار دارد بنابراین آنها نیز برای انجام تمرینات مناسب هستند.

 

خواب روشن

بخش دوم آموزش خواب روشن:

 

در این بخش اتفاقات مختلفی را که در طی به خواب رفتن شبانگاه تجربه می کنیم را از زاویه دیگری مورد بررسی قرار می دهیم. در واقع همه ی حالاتی که اشاره می شوند، هر شب برای ما رخ می دهند ولی چون هوشیاری خود را از دست داده ایم متوجه آن نیستیم.

ذهن می تواند در اثر تمرینات مناسب، مستقل از امواج مغزی و مراحل خواب، هوشیار بماند. در واقع بر آن هستیم که مراحل مختلف خواب را از دید شخصی بررسی کنیم که بدن او مانند بدن افراد معمولی به خواب رفته ولی ذهن او بر خلاف آنها، بیدار و هوشیار مانده است. درطی شروع خواب، ذهن پس از گذر از حالت هوشیاری کامل که مربوط به امواج مغزی بتا می شود وارد حالت خلسه (مربوط به امواج مغزی آلفا) می شود. در این مرحله عضلات بدن کم کم وانهاده می شوند.

پس از آن بر خلاف انتظار، امواج مغزی تتا ظاهر نشده و مغز دارای امواج مغزی دلتا که در آن خوابی تشکیل نمی شود، است. پس از طی دقایقی، تمامی عضلات بدن (به جز چشم) به طور طبیعی از کار می افتند تا احیاناً در طی خواب، حرکت نکنید و به خود آسیب وارد نسازید.

ممکن است تنفس شما نیز کمی سنگین تر شود و حس کنید یک شیء بر روی سینه شما قرار دارد. اگر تمرین در اوایل صبح پس از خواب کافی انجام شده باشد، پس از چند دقیقه کوتاه، امواج مغزی تتا ظاهر می شوند که برای رویابینی بسیار حائز اهمیت هستند. با بیدار ماندن ذهن در اثر تمرینات تا این مرحله، شخص کم کم شاهد انواع توهم های حسی مانند شنیداری و بینایی می شود.

ممکن است در حالتی که پلک مربوط به جسم فیزیکی شما کاملاً بسته است، اتاق خود را ببینید و تصاویری را در ذهن خود به صورت بسیار واضح و آشکار مشاهده کنید. یا ممکن است صداهایی را که منشا خارجی ندارند را بشنوید. ممکن است احساس لرزش را در اندام های خود حس کنید.

در این حالت لازم است که کاملاً بر خود مسلط باشید. هر گونه هیجان یا ترس، موجب برهم زدن این حالت شده و شما بیدار می شوید. با حفظ خونسردی، کم کم این توهم های حسی که مربوط به امواج مغزی تتا می شوند شدت گرفته و شما می توانید به چند طریق وارد رویا شوید:

پس از انجام تمرینات، ممکن است حس کنید جسم شما سبک شده و کم کم به سقف نزدیک می شوید. وقتی که کاملاً از سطح تخت خواب خود فاصله گرفتید و یا دیگر هیچ وزنی را در خود احساس نکردید، کافی است از جای خود بلند شوید.

سپس برای این که مطمئن شوید که در عالم خواب قرار دارید یا خیر، وضعیت خود را چک کنید. برای مثال، با دست خود، بینی خود را کاملاً ببندید…در ۹۰ درصد مواقع، اگر واقعاً در دنیای خواب وارد شده باشید، قادر هستید که از بینی بسته خود نفس بکشید. این در حالی است که ما در دنیای بیداری، قادر به انجام این کار نیستیم. می توانید از آزمون های دیگری برای بررسی وضعیت بیدار یا خواب بودن خود استفاده کنید.

برای مثال، پریز برق اتاق خود را روشن کنید. اگر لامپ روشن نشد، یعنی یکی از قوانین دنیای بیداری به اجرا در نیامده است. بنابراین شما در عالم رویا هستید. دنیایی که خودتان همه قوانین آن را وضع می کنید.

حالت دیگری که ممکن است برای شما در هنگامی که مغزتان در امواج تتا قرار دارد رخ دهد این است که تصویری در برابر پلک بسته شما شکل گرفته و به تصویر بسیار واضحی تبدیل شود. در این صورت کافی است اراده کنید که به داخل آن بروید. تنها نیروی محرکه شما در دنیای رویاها، نیروی اراده ذهنی شما است.

در حالت دیگری ممکن است حس سبکی یا سنگینی و یا لرزش کنید ولی هیچ اتفاق نیفتد. در این صورت کم کم بدون آنکه عضلات فیزیکی خود را تکان دهید، با تمام وجود تصور کنید که بخشی از بدن خود را مانند دستتان حرکت می دهید. پس از چند دقیقه اگر این کار را درست انجام داده باشید، بازه ی حرکت دستان شما افزایش یافته و به مرحله ای می رسد که کاملاً آزادانه می توانید آن را حرکت دهید.

در این صورت شما در عالم رویا و خواب روشن هستید و می توانید به راحتی از رخت خواب خود بلند شده و پس از بررسی وضعیت خواب یا بیدار بودن، در عالم رویاها قدم بگذارید.

موارد گفته شده در مورد همه ی روش های رویابینی صدق نمی کند. این تجارب تنها در حالاتی دیده می شوند که نوع تمرینات ما مربوط به حالاتی باشد که بخواهیم از هوشیاری کامل وارد عالم رویا شویم.

در برخی از انواع تمرینات مربوط به رویابینی، شخص هنگامی در خواب آگاه می شود که در حال خواب دیدن متوجه نامعمول بودن اطراف خود شود. برای مثال ممکن است تا مدتی بدون آنکه متوجه این باشد که دارد خواب می بیند ناگهان به ساعت نگاه کند و ببیند که چرخش عقربه های آن برخلاف معمول است.

در این حالت، اگر تمرینات شخص کافی بوده و آگاهی او در خواب بالا باشد، به سرعت پی می برد که او در دنیای واقعی سیر نمی کند و در حال خواب دیدن است. بهتر است که در این حالت، از وضعیت خود در طی رویا مطئن شود.

ولی اگر میزان آگاهی فرد هنوز به قدری افزایش پیدا نکرده باشد که بتواند عادی یا غیر عادی بودن پدیده های موجود در عالم رویا را تشخیص دهد در این صورت متوجه غیرعادی بودن آنها نشده و به صورت یک شخص نیمه آگاه به سیر خود در رویا ادامه داده و تصور می کند که در عالم واقعی به سر می برد. این حالت در همه ی رویاهای غیر آگاهانه رخ می دهد.

خواب روشن

بخش سوم آموزش خواب روشن یا رویابینی آگاهانه:

روش چرخه ی حسی به منظور رويابينی آگاهانه

– به طور غير مستقيم، آگاهی لازم را جهت آگاه شدن در اواسط رويا را ايجاد می کند (کمک به روش رويای القايي)
– مستقيماً شخص را از حالت بيداری وارد رويا می کند (در حالت پيشرفته)
– افزايش وضوح روياها
– افزايش قدرت به خاطر سپاری روياها
– افزايش طول روياها

بنابراين اگر حوصله نوشتن روياها در دفترچه روياها را نداريد می توانيد از اين روش به منظور به خاطر سپاری روياها هم استفاده کنيد. بنابراين، اين روش در کنار ساير روش های رويابينی نيز توصيه می شود.

البته شرط يادآوری روياها اين است که علاوه بر انجام تمرين فوق، بلافاصله پس از بيدار شدن، کمی در جای خود باقی مانده و سريعاً روياهايي که در طی شب ديده ايد را در ذهن خود مرور کنيد. اگر اين کار را انجام ندهيد، در اين صورت حتی اگر رويای آگاهانه هم ديده باشيد، چيزی يادتان نمی آيد.

روش انجام چرخه ی حسی به طور خلاصه شامل موارد زير است:

– پس از چند ساعت خواب، از رختخواب بلند شده و حدود ۵ دقيقه بيدار بمانيد. سپس به داخل رختواب رويد.

– حدود ۱۰ الی ۱۵ ثانيه به پشت پلک بسه توجه کنيد.
– حدود ۱۰ الی ۱۵ ثانيه به صداهای اطراف گوش دهيد.
– حدود ۱۰ الی ۱۵ ثانيه به حس لامسه خود توجه کنيد.

اين سه مرحله، يک چرخه ی حسی است. اين چرخه را حدود ۶ تا ۷ بار انجام دهيد. بيشتر تکرار نشود چون بی خوابی می آورد. کمتر هم انجام ندهيد چون شانش رويابينی کاهش می يابد. در آخرين چرخه ها، توهم های حسی ممکن است ايجاد شود يا نشود. در هر صورت مهم نيست. ولی اگر شد، به آنها هم توجه کنيد.

در واقع لازم است که هم به حس های فيزيکی خود توجه کنيد و هم به حس های عجيبی که پس از چند بار تکرار اين چرخه ايجاد می شوند. با اين کار، آگاهی شما کم کم وارد خواب شده و به شما در تشخيص پديده های نامعمول خواب کمک می کند تا بتواند آنها را از واقعيت تميز داده و سرانجام، در آنها آگاه شويد. سپس می توانيد بقيه رويا را کنترل کنيد.

سعی کنيد به صورت غيرفعالانه و خواب آلود، چرخه ی حسی را انجام دهيد.

پس از آن به خواب رويد.

 

بخش چهارم آموزش خواب روشن یا رویابینی آگاهانه:

 

اکثر افراد در زندگی روزمره خود نه تنها چیزهایی را باور دارند که بتوانند ببینند، بلکه چیزهایی را هم که به وضوح می ببیند را بدون چون و چرا به عنوان واقعیت می پذیرند.، حتی اگر آن چیز، از نوع رویا باشد.

در واقع، شخص در عالم رویا چنان فریفته شکل واقعی بودن محیط و افکار و احساسات خود می شود که هیچ گاه شک نمی کند که ممکن است آن چیزی که در حال تجربه کردن است، واقعی نبوده و تنها یک رویا باشد.

این مسئله به این دلیل است که ما عموماً رفتارهایی را در خواب از خود بروز می دهیم که در عالم بیداری وارد ناخودآگاه ما شده باشد.

در واقع اگر در بیداری هر چیزی را که تجربه می کنیم را به صورت واقعیت بپذیریم، در این صورت در عالم رویا نیز همه ی پدیده ها را واقعیت تمام دانسته و هیچ گاه در آن آگاه نمی شویم.

بنابراین لازم است که در طی روز و هنگام بیداری، عادت به زیر سوال بردن واقعیت تجربه های خود را توسط انجام آزمون های واقعیت در خود ایجاد کنیم. در این صورت پس از آنکه در این امر، مهارت ذهنی کسب کردیم، در عالم رویا هم پس از انجام آزمون های واقعیت موفق به پی بردن ماهیت خیالی آن شده و می توانیم بقیه آن را کنترل کنیم.

آزمون واقعیت نشان دهنده ی وضعیت خواب یا بیدار بودن ماست. برای به کار گیری آن روش های متفاوتی وجود دارد. برای مثال می توانید هر ۱۵ دقیقه یک بار، لحظه ای درنگ کرده و از خود بپرسید که آیا واقعا بیدار هستید و یا تنها در عالم رویا قرار دارید؟

سپس یکی از انواع آزمون واقعیت (مانند نگاه کردن به دستان و بررسی آن و یا گرفتن منافذ بینی و سعی در نفس کشیدن) را انجام دهید. اگر نتیجه ی انجام آزمون واقعیت، غیر عادی بود، برای مثال، اگر دستان شما شکل عجیبی پیدا کرده باشد و یا قادر به تنفس از منافذ بسته بینی باشید در این صورت در عالم رویا هستید.

برای نتیجه گرفتن از این روش، لازم است که این تمرین به صورت عادت در آمده و هیچ گاه حتی یک بار هم آن را فراموش نکنید. اثرات اولیه این تمرینات به طور میانگین از هفته دوم تمرین آغاز شده و برای ماهر شدن در آن، به چند ماه تمرین نیاز است.

این روش نیازی به بیداری شبانه ندارد. ولی به منظور افزایش شانس آگاهی در خواب و نیز قدرت به خاطر سپاری رویاها، قبل از به خواب رفتن، چرخه های حسی را حدوداً ۶ الی ۷ مرتبه انجام دهید.

نحوه اثر این روش بدین صورت است که شما در حین رویا دیدن، در اثر انجام آزمون واقعیت و یا در طی مشاهده پدیده های عجیب، در خواب، آگاه خواهید شد.

بخش پنجم خواب روشن:

روش بازگشت به رویا مربوط به حالتی است که ما قصد داریم از حالت بیداری به طور مستقیم وارد رویا شویم.

از آنجا که اگر این عمل را در هنگامی که بدن و ذهن ما بیدار است انجام دهیم، امری دشوار و زمان گیر است بنابراین ما تنها از حالتی که بدن ما خواب و ذهن ما نیمه هوشیار است، می توانیم با راحتی و در کمتر از یک دقیقه، وارد رویا می شویم.

به طور کلی ما در شبانه روز پس از هر بار اتمام خواب سبک که مربوط به امواج مغزی تتا است، به طور خودکار از خواب بلند می شویم ولی چون این بیدار شدن برای ما چندان مهم نیست، آن را به خاطر نمی سپاریم.

اگر قبل از خواب قصد کنیم که به طور خودکار چندین مرتبه بیدار شویم، در این صورت بیداری های مربوط به زمان های اشاره شده به دلیل اهمیتی که برای ما پیدا کرده اند قابل تشخیص بوده و می توان از آنها برای استفاده از روش بازگشت به رویا استفاده کرد.

لازم است که پس از هر بار بیدار شدن، به هیچ وجه تکان نخورید….در واقع بدن شما نباید متوجه شود که ذهن شما بیدار شده است…در غیر این صورت، بدن از حالت وانهادگی بیرون آمده و به خواب رفتن دوباره آن زمان بر است.

بی حرکت نگاه داشتن بدن پس از بیدار شدن خودکار، نیاز به اندکی تمرین دارد. اگر به هر دلیلی نتوانستید جسم خود را پس از بیدار شدن، ثابت نگاه دارید در این صورت دوباره به خواب رفته و در حین خوابیدن به خود تلقین کنید که:

“من چندین بار در طی خواب، بیدار می شوم و بدنم را کاملاً ثابت نگاه می دارم.”

گاهی بیدار شده و تصور می کنید که بدنتان را تکان داده اید در حالی که در واقعیت چنین نیست.

ممکن است تنها در ذهن شما این حرکت اتفاق افتاده باشد و به قدری طبیعی باشد که تصور کنید اندام های فیزیکی تان را جا به جا کرده اید.

در این حالت، آزمون واقعیت را انجام داده و در صورتی که نتیجه ی آن، دلالت بر بیدار بودن شما دارد، دوباره به خواب روید و تلقین قبل را تکرار کنید.

حالتی فرا خواهد رسید که شما قادر خواهید بود بدون آنکه جسم خود را تکان دهید، بیدار شوید.

سپس تنها کاری که لازم است انجام دهید، حفظ این بیداری ذهنی و به یاد آوری رویای قبلی است که دیده اید….در ذهن خود سعی کنید جزئیات رویا را شبیه سازی کنید…در کجا قرار داشتید؟ چه افرادی در آن حضور داشتند؟ چه حسی در آن منظره داشتید؟

کم کم پس از چند ثانیه تا چند دقیقه، وارد رویای قبلی خود (ولی این بار آگاهانه) شده و می توانید یا رویای قبلی خود را کنترل کنید یا صحنه ی جدیدی را بسازید.

اگر در این چند دقیقه اتفاقی نیفتاد، در این صورت به خود اجازه دهید که به خواب بروید…به احتمال زیاد، شما پس از بیدار شدن اتوماتیک، آماده ورود به امواج مغزی تتا (خواب REM) نیستید و تنها به امواج مغزی بدون رویای دلتا برخورد کرده اید….

گاهی هم بیش از ذهن شما هوشیار شده و وارد امواج مغزی بتا که مربوط به بیداری هست می شوید. در این صورت هم نمی توان وارد رویا شد…بنابراین بهتر است دوباره به خواب رفته و شانس خود را در بیداری خودکار بعدی امتحان کنید….

اگر به هر دلیلی، بیدار شدن اتوماتیک برای شما کمی سخت است، می توانید از زنگ ساعت موبایل هایی که قادر هستند به طور خودکار پس از چند ثانیه خاموش شوند (خاصیت auto dismiss دارند) استفاده کنید.

شما پس از شنیدن هر بار زنگ ساعت، بیدار شده و به هیچ وجه از جای خود تکان نمی خورید. سپس آلارم ساعت، خود به خود پس از چند ثانیه خاموش شده و شما با فکر کردن به رویای قبلی وارد آن می شوید.

یا اگر رویایی ندیده اید، به پشت پلک چشم بسته خود و اشکال محو و کمرنگ آن نگاه کنید….کم کم آن اشکال، واضح تر شده و شما قادر به کشیده شدن به سمت آنها و شروع رویایی جدید هستید…

نکته مهم این که به هیچ وجه از صدای بلند زنگ ساعت استفاده نکنید چون موجب هوشیاری بیش از حد شما و عدم ورود آسان به رویا می شوند. صدای زنگ تنها به میزانی بلند باشد که قادر شوید با شنیدن آن نسبتاً از خواب بیدار شوید و شوکه نشوید.

 

رویابینی

 

جلسه ششم آموزش رویابینی آگاهانه یا رویای شفاف

مقدمات:

در روش مستقيم رويابينی ما مستقيما از حالت بيداری کامل به روياهای آگاهانه و خواب روشن وارد می شويم. اين تمرين هم حتما پس از چند ساعت خواب شبانه انجام می شود تا پس از انجام تمرين، سريع تر امواج مغزی تتا ظاهر شده و رويا شکل بگيرد. چرت های بين روزی هم برای انجام اين تمرين مناسب هستند.

ولی اگر اين تمرين را در شب و بدون خواب قبلی انجام دهيد در اين صورت برای يک الی دو ساعت تنها سياهی پشت پلک خود را خواهيد ديد و رويايي تشکيل نمی شود. زيرا امواج مغزی شما تنها در حالت دلتا قرار دارد.

در هر دو حالت، قبل از ورود به امواج مغزی دلتا و تتا، تصاوير هيپنوگوگيک (تصاوير مبهم و سريعی که از جلوی چشمان ما در هنگام ورود به خواب می گذرند) ديده می شوند ولی در هنگام ورود به امواج مغزی دلتا، پس از مشاهده اين تصاوير، تنها سياهی پشت پلک خود را خواهيم ديد (البته اگر تا آن زمان خوابمان نبرده باشد).

ولی پس از چند ساعت خواب و انجام تمرين، پس از تجربه تصاوير هيپنوگوگيک، اگر بتوانيم همچنان هوشياری خود را حفظ کنيم در اين صورت پس از چند دقيقه (۱۰ دقيقه تا ۴۰ دقيقه) وارد رويای خود می شويم.

البته گاهی ما پس از انجام تمرين، در حالت رويابينی و خواب روشن قرار داريم ولی تصويری تشکيل نمی شود و فکر می کنيم که بيدار هستيم که در اين صورت اگر تا نيم ساعت پس از شروع تمرين اتفاقی نيفتاد، عميقا اراده کنيد که جسم شما سبک شده و به سقف نزديک می شود. در اکثر موارد چنين اتفاقی رخ می دهد.

اگر تصوير سازی ذهنی شما خوب نيست نگران نباشيد! زيرا در حالت رويابينی و خواب روشن تنها کافی است که قصد رخ دادن چيزی را داشته باشيد و آن چيز در کمتر از چند ثانيه رخ می دهد و نيازی به تمرکز و قدرت ذهنی بالا نيست.

و اما روش انجام تکنيک مستقيم رويابينی آگاهانه

پس از حدود ۶ ساعت خواب، از رختخواب بلند شويد. ممکن است به کمک ساعت زنگ دار از خواب بيدار شويد و يا تنها قبل از خواب به خود تلقين کنيد که پس از حدود ۶ ساعت از خواب بيدار می شويد. ساعت درونی انسان بسيار دقيق است و اين اتفاق خواهد افتاد.

سپس به مدت حداقل ۱۵ دقيقه در خارج از رختخواب بمانيد. به هيچ وجه پشت کامپيوتر نرويد و تنها می توانيد چيزی خورده و يا در مورد رويابينی و … کتابی را مطالعه کنيد.

سپس دوباره به رختخواب بازگشته و به پشت بخوابيد. پديده فلج عضلات يا sleep paralysis يا همان بختک خودمان در حالتی که به پشت خوابيده باشيم سريع تر و راحت تر رخ می دهد. ابتدا لازم است که بدن خود را کاملا ريلکس کنيد.

برای اين کار از عضلات پا شروع کرده تا به سر برسيد. تک تک عضلات خود را ابتدا برای چند ثانيه منقبض کرده و سپس رها کنيد. تفاوت بين حس انقباض و انبساط را حس کنيد. اين از بهترين انواع وانهاده کردن بدن است.

پس از اين کار، ديگر به هيچ وجه بدن خود را تکان ندهيد زيرا قرار است که ما بدن خود را گول بزنيم که ذهن ما خوابيده تا بدنمان هم کم کم به خواب رود. ولی حتی اگر کوچکترين عضلات خود را تکان دهيم در اين صورت بدن ما می فهمد که ذهن ما بيدار است و بنابراين فلج عضلات رخ نداده و بدن به خواب نمی رود.

در حالت طبيعی ابتدا ذهن ما به خواب می رود و سپس بدن ما دچار فلج عضلات شده و به خواب می رود. ولی در رويابينی مستقيم قرار است که ذهن ما بيدار مانده و تنها جسم به خواب رود. به همين دليل است که ممکن است کاملا مراحل فلج عضلات را تجربه کنيم.

پس از آنکه بدن خود را وانهاده کرديم، کم کم آماده تجربه فلج عضلات هستيم. اما قبل از آن بايد از سد بسيار مهمی که نياز به تمرين زياد دارد بگذريم. اين سد همان تصاوير هيپنوگوگيک هستند که پس از چند ثانيه ما را به خواب فرو می برند.

بنابراين لازم است که نحوه گذر از آنها را ياد بگيريم. اگر تنها بدن خود را وانهاده کنيم و اين تصاوير هيپنوگوگيک را مشاهده کنيم در اين صورت حتما خوابمان خواهد برد. بنابراين به وسيله ای نياز داريم که آگاهی ما به آن متوجه شده و مانند قلابی به آن متصل باشد تا خوابمان نبرد.

اين قلاب يا anchor می تواند چيزهای زيادی باشد. برای مثال، می توان پس از وانهادگی بدن، دم و بازدم خود را به صورت شمارش از يک تا صد به اين صورت بشماريم: يک، دم ….. يک، بازدم …… دو، دم….. دو، بازدم….

بهتر است که کمی عميق تر از حالت عادی نفس بکشيد ولی همچنان راحت تنفس کنيد.

اگر لحظه ای هوشياری خود را از دست داديد سريعا ادامه شمارش خود را انجام دهيد. ممکن است لحظه ای در تصاوير هيپنوگوگيک غرق شويد و ارتباط خود را با عالم واقعی از دست بدهيد. اين کار در کمتر از يک ثانيه رخ می دهد. در واقع گذر از اين مرحله نياز به تمرين طولانی دارد. ذهن و بدن ما هنوز آمادگی حفظ آگاهی در اين حالت را ندارد و اندکی طول می کشد تا به اين وضعيت عادت کند.

به شخصه حدود چند ماه روی اين روش کار کردم تا کم کم توانستم از اين مرحله هيپنوگوگيک عبور کنم و قبل از آن تنها خوابم می برد. به هر حال برای نتيجه گرفتن از اين روش لازم است که تا مدت های طولانی هر روز آن را تمرين کنيد. هر روز تجارب زيادی نسبت به روز قبل به دست می آوريد و قدرت حفظ آگاهی شما در مرحله ی گذر از حالت هيپنوگوگيک بيشتر و بيشتر می شود.

در حين انجام اين روش ممکن است شديدا حس کنيد که تمايل داريد به سمت ديگر بدنتان غلت بزنيد. به هيچ وجه اين کار را نکنيد. زيرا اين حس تمایل به تکان دادن بدن نوعی پيام از طرف عضلات است که بررسی می کند آيا ذهن شما خوابيده است يا خير. اگر شما بدنتان را تکان دهيد يعنی ذهن شما بيدار بوده که چنين پيامی را دريافت کرده و در اين صورت بدن شما به خواب نمی رود.

ولی اگر به آن بی توجه باشيد در اين صورت بدن شما فکر می کند که ذهن شما خوابيده و پس از چند دقيقه فلج عضلات رخ می دهد.

پس از تجربه اوليه تصاوير هيپنوگوگيک و بيدار ماندن تا آن مرحله، کم کم حس می کنيد که عضلات شما سنگين شده و از کار افتاده اند. نفس های شما نيز سنگين و به سختی صورت می گيرد و اين به دليل کاهش نياز به اکسيژن است چون بدن شما فعاليتی ندارد. ممکن است انوار و اشکال مبهمی را پشت پلک خود ببينيد و با پلک بسته قادر به مشاهده اتاقتان شويد و حتی موجودات خيالی را به وضوح در آنها ببينيد. در واقع تصاوير هيپنوگوگيک به اوج خود رسيده و شما آماده ورود به رويا هستيد.

به هيچ وجه به اين پديده ها توجه نکنيد و تنها بر شمارش تنفس خود متمرکز بمانيد. اگر به تجربه هايي که در طی فلج عضلات رخ می دهند توجه کنيد در اين صورت کم کم محو می شوند و شما بيدار می شويد.

ما هر شب پديده های فوق را به صورت ناآگاهانه تجربه می کنيم و بخشی از فرآيند به خواب رفتن عادی ما هستند ولی چون در حالت عادی هوشياری خود را از دست داده ايم متوجه آنها نمی شويم. اما در حالت رويابينی مستقيم همه آنها را تک تک تجربه می کنيم.

افرادی که از اين موارد می ترسند بهتر است که ابتدا روش های غير مستقيم رويابينی (مثل روش رويای القايي و …) را تمرين کنند.

اگر پس از فلج عضلات، از اين حالت ترسيديد کافی است که نفس های عميقی بکشيد تا بدن شما متوجه شود که ذهن به خواب نرفته و سريعا بيدار می شويد و اين حالت از بين می رود. البته گاهی فلج عضلات چنين نشانه هاي بارزی ندارد و برخی افراد حتی متوجه وقوع آن نمی شوند و سريعا به داخل رويا منتقل می شوند.

اگر شمارش از يک تا صد پايان پذيرفت و اتفاقی نيفتاد در اين صورت دوباره آن را انجام دهيد. ممکن است که هنوز امواج مغزی تتا ظاهر نشده باشند.

معمولا پس از تجربه کامل فلج عضلات، خود به خود رويا تشکيل شده و وارد آن می شويد و يا حس می کنيد که از جسم خود خارج شديد (البته اين پديده با پرواز روح فرق دارد و تنها در عالم ذهنی خود از جسم خود خارج شديد که ماهيت خيالی دارد).

اگر پس از نيم ساعت الی چهل دقيقه اتفاقی نيفتاد در اين صورت کافی است که اراده کنيد که از جسم خود بيرون می آييد و اين کار سريعا رخ خواهد داد. يا می توانيد در ذهن خود منظره ای را تجسم کرده و در کمتر از چند ثانيه به آن منتقل می شويد.

خلاصه روش:

– بيدار شدن پس از حدود ۶ ساعت از خواب

– بيدار ماندن تا ۱۵ دقيقه

– برگشت به رختخواب

– وانهادگی بدن

– شمارش تنفس از يک تا صد

– شروع تجربه فلج عضلات (همچنان به تنفس خود و شمارش آن دقت کنيد)

– ورود به رويا

 

جلسه هفتم آموزش خواب روشن یا رویای شفاف:

روش آگاهی تمام روز

يکی ديگر از روش های رويابينی آگاهانه و خواب روشن، حفظ آگاهی تمام مدت بر پديده هايي است که در طی شبانه روز با آنها سر و کار داريم.

اين روش به دليل حفظ آگاهی بر تمامی دريافت های حسی، نه تنها موجب پرورش قدرت ذهنی برای تشخيص خواب از بيداری می شود بلکه می تواند به تمايز منطقی بين ورودی های حسی که در حالت بيداری و خواب داريم به ما کمک کرده و به سهولت متوجه رويا ديدن خود شويم.

اما نحوه انجام آن چگونه است؟

سعی کنيد در تمام روز به تمام حس های پنجگانه خود به طور همزمان توجه کنيد. برای مثال اگر الان پشت کامپيوتر هستيد به اين حس ها توجه کنيد:

– حس لامسه: به حس فيزيکی نشستن بر صندلی و تماس دست خود به موس کامپيوتر دقت کنيد. لباس هايي که بر تن داريد را کاملا احساس کنيد… همين طور عبور فيزيکی هوای دم و بازدم از مجاری تنفسی خود را … دست خود را از روی موس بلند کنيد و دوباره بر روی آن قرار دهيد. نيروی جاذبه چگونه بر آن تاثير گذاشته است؟ آيا دست خود سريع تر از حالت عادی و يا کندتر، بر روی موس فرود آمد؟ آيا زمين زير پای خود را احساس می کنيد؟

– حس بينايي: در حالی که بر تمامی موارد فوق توجه داريد به نمای مقابل خود توجه کنيد. چه رنگ هايي در اشيای مقابل شما به کار رفته است؟ به نحوه چينش اشياء، فاصله آنها از يکديگر، سايه روشن ها، انعکاس نور از انها و تمام مواردی که در حيطه ديد شما هستند دقت کنيد. آيا پس از نگاه کردن به آنها، کم کم تغييری در آنها ديده می شود يا ثبات شکلی خود را حفظ می کنند؟

– حس شنوايي: در حالی که به طور همزمان به مواردی که در مورد حس های بالا اشاره شد دقت می کنيد، به تمام صداهای اطراف خود توجه کنيد.

دو حس ديگر (چشايي و بويايي) در مراحل اوليه تمرين لازم نيستند.

سعی کنيد در اکثر اوقات روز، به ورودی های سه حس بينايي، شنوايي و لامسه به طور همزمان دقت کنيد. اين کار برای هفته های اول بسيار سخت است و کمی طول می کشد تا مغز به دريافت اين همه اطلاعات عادت کند ولی پس از چند مدت بخشی از عادت شما شده و آسان تر خواهد شد.

نتيجه گرفتن از اين روش به چند هفته تمرين احتياج دارد. اوايل ممکن است فقط روياهای شما شفاف شوند ولی معمولاً پس از يک ماه کم کم قادر به آگاه شدن در روياهای خود خواهيد بود.

چرا اين روش برای رويابينی اثر دارد؟

دليل اول: در حالت عادی ما افکارمان در طی روز کاملا پراکنده بوده و مشغول خيالبافی در ذهن خود بوده و هيچ گاه به مدت طولانی با آگاهی لازم به محيط اطراف خود دقت نمی کنيم. اما در طی اين تمرين ياد می گيريم که به پديده های اطراف خود توجه کرده و حالت کلی و منطقی دنيای فيزيکی خود را به خاطر بسپاريم. در اين صورت هنگامی که در رويا چيزی غير منطقی ديديم فورا متوجه ماهيت غير طبيعی بودن آن شده و در آن آگاه می شويم.

دليل دوم: در حالت عادی مغز ما ظرفيت بالايي برای پذيرش ورودی های حسی به تعداد بالا را ندارد. در واقع به اصطلاح ماهيچه های ذهن ما ضعيف بوده و با به خواب رفتن بخش های زيادی از مغز ما نيز به خواب می رود. ولی در اين تمرين، ذهن ما ورزيدگی و قدرت بالايي پيدا کرده و در هنگام خواب، هنوز بخش هايي از آن برای استدلال پديده های طبيعی يا غير طبيعی رويا بيدار است و می تواند به ما در تمايز خواب و بيداری کمک زيادی کند. بخشی از تمرينات يوگای خواب نيز بر اين روشها تاکيد دارد.

بخش هشتم آموزش خواب روشن:

 

کنترل و پايدارسازی روياهای آگاهانه و خواب روشن

در زير به بررسی دو موضوع مهم در رويابينی يعنی پايدارسازی روياها و نيز کنترل آنها پرداخته می شود.

الف) پايدارسازی روياها

پس از آنکه موفق به ورود به رويای آگاهانه شديم (از هر روشی) اولين کاری که لازم است انجام دهيم چيست؟

بلافاصله صحنه های مورد دلخواهمان را ايجاد کنيم و يا به دنبال افراد مورد علاقه خود باشيم؟

خير. اولين کاری که لازم است انجام شود، پايداری سازی روياها است. اگر اين کار انجام نشود در اين صورت پس از آگاه شدن در روياها، ممکن است بلافاصله و يا پس از چند دقيقه کوتاه، اين سفر درونی پايان پذيرد و بيدار شويم.

همچنين گاهی کيفيت روياهای ما بسيار پايين است و صحنه ها ممکن است کم کم محو شوند که در اين صورت روش های پايدارسازی نه تنها موجب افزايش شفافيت و وضوح آنها می شود بلکه می تواند طول دوره رويا ديدن آگاهانه را تا چندين برابر افزايش دهد.

در حالت عادی اگر روياهای آگاهانه ام را پايدارسازی نکنم معمولا بيشتر از دو دقيقه طول نمی کشند و وضوح آنها هم بسيار پايين است. اما اگر هر چند دقيقه يک بار روش های زير را انجام دهم، حدوداً بيش از نيم ساعت (بسته به زمان باقی مانده از امواج مغزی تتا) می توانم در روياهای آگاهانه با کيفيت آينه و بسيار واقعی باقی بمانم.

يکی از رايج ترين و ساده ترين روش های پايدارسازی روياها، ساييدن کف دست ها به يکديگر است. با اين کار تمرکز ذهنی ما در حالت رويابينی به شدت افزايش می يابد و تصاوير را بسيار واضح تر از قبل می بينيم.

هر بار که رويای شما در حال محو شدن بود و يا آگاهی شما کم کم کاهش يافت، می توانيد اين کار را انجام دهيد و يا نزديک ترين اشياي اطراف خود را لمس کنيد. با اين کار، رويای شما دوباره با کيفيت بالا ادامه يافته و بيدار نمی شويد.

در طی رويابينی حتما به اين مسئله توجه داشته باشيد که در حال خواب ديدن هستيد. بنابراين هر چند دقيقه يک بار به خودتان گوشزد کنيد که هر چیزی که در حال تجربه آن هستيد تنها در ذهن شما اتفاق می افتد و هيچ کدام واقعی نيستند. اين امر به شما کمک می کند تا در رويای خود غرق نشويد و آگاهی تان را از دست ندهيد.

ب) کنترل روياها

گاهی اوقات ممکن است که در روياهای آگاهانه و خواب روشن خود تنها متوجه اين باشيد که در حال خواب هستيد ولی نمی توانيد هيچ چيزی را در آن تغيير دهيد. برای مثال حتی نمی توانيد از ديوار عبور کنيد و وقتی به آن دست می زنيد کاملا جامد است و غير قابل نفوذ.

در دفعات اول رويابينی ام واقعا دوست داشتم عبور کردن از ديوار را تجربه کنم ولی حتی می ترسيدم به آن فکر کنم. ديوارها بسيار واقعی و سخت به نظر می رسيدند. همچنين خيلی دوست داشتم که پرواز کنم. ولی انگار نيروی جاذبه زمين حتی در ذهنم هم وجود داشت و نمی گذاشت که از زمين جدا شوم.

هر چند که روش های مختلفی برای کنترل رويا هست ولی تنها يک چيز توانست قدرت ۱۰۰% تغيير روياها و کنترل کامل آنها را به من بدهد و آن هم روش زير بود:

پس از آگاه شدن در رويا و استقرار سازی آن، به خود متذکر شويد که بدن فيزيکی شما در رختخواب خوابيده و شما تنها نقطه ای از آگاهی در فضای خيالی هستيد. بنابراين هيچ چيز وجود خارجی ندارد حتی جسم شما.

هيچ ديواری وجود ندارد و تنها تصوير خشک و خالی است در برابر شما. در ذهن شما حتی نيروی جاذبه هم نيست و شما می توانيد به هر نقطه که دوست داشتيد برويد چون جسم فيزيکی شما همراه شما نيست.

انجام همين روش ساده موجب شد که به راحتی بتوانم هر کاری که دوست داشتم در روياهای خود انجام دهم. البته اين مسئله کمی از جذابيت روياها کاهش می دهد. برای مثال اگر بتوانيد در وسط جاده ای راه برويد و ماشين ها از بدن شما عبور کنند در اين صورت ديگر خيلی هيجان ندارند چون از ته قلب می دانيد که آنها واقعی نيستند.

بنابراين چه بتوانيد روياهای خود را کنترل کنيد و چه کنترل زيادی بر آنها نداشته باشيد در هر صورت جذاب خود را دارند و شايد کنترل نکردن همه آنها بسيار هيجان انگيزتر باشد. حداقل به خودتان فرصتی را برای غافل گيری و نيز دنبال کردن جدی صحنه های رويا به صورت واقعی می دهيد.

چگونه دنيای مورد علاقه خود را در روياها بسازيد؟

هر چند روش های زيادی در اين مورد وجود دارد ولی روشی که برایم بيشتر موفقيت آميز بوده است را به شما معرفی می کنم.

در سر جای خود در رويا بايستيد و تصور کنيد که پشت در اتاق يا محلی که در آن هستيد دنيای مورد نظر شما با تمام جزئيات در حال تشکيل شدن است و يا از قبل وجود داشته است. سپس آن در را باز کنيد و با حيرت خواهيد ديد که دقيقا همان چيزی بوده است که خواسته ايد.

اگر محلی که در آن هستيد، در ندارد در اين صورت تصور کنيد که تمام صحنه های دنيای جديد در پشت سر شما در حال تشکيل شدن است و وقتی که به پشت خود نگاه کرديد آن را می بينيد. دقت کنيد که برای اين کار حتما بايد اعتماد به نفس ۱۰۰% در موفقيتتان داشته باشيد. اگر حتی يک ذره هم شک کنيد که نمی توانيد در اين صورت واقعا اتفاقی هم نخواهد افتاد. در رويابينی همه چيز تلقينی است.

چگونه جسم يا شخصی را ظاهر کنيد؟

باز هم بايد به طور ۱۰۰% به خود اطمينان داشته باشيد که قادريد موضوع مورد نظرتان را در جلوی چشم خود ظاهر کنيد. می توانيد به زمين نگاه کرده و پس از نيت ايجاد آن چيز يا شخص، سرتان را بلند کنيد و ببينيد که آن چيز به وجود آمده است. اوايل ممکن است اين کار کمی سخت باشد که با تمرين درست می شود.

چگونه اجسام را حرکت دهيد؟

به نظرم اين کار ساده تر از موارد فوق است. فقط کافی است که ابتدا به خود متذکر شويد که همه چيز زايده ذهن شما است و شما می توانيد همه چيز را ۱۰۰% کنترل کنيد. سپس به جسم مورد نظر خود نگاه کرده و تصور کنيد که دست نامرئی از بدن شما در حال کنار زدن و يا حرکت دادن آن شیء به جهت مورد نظر شما است.

چگونه در روياهای آگاهانه و خواب روشن پرواز کنيد؟

در ابتدا کمی سخت است که از روی زمين مسطح شروع به پرواز کنيد. بنابراين به يک جای بلند رفته و پس از آنکه به خود متذکر شديد که جسم فيزيکی شما در رختخواب است و شما در حال در حال خواب ديدن هستيد و همه چيز تحت کنترل ذهن شماست، سعی کنيد که از آن بلندی بپريد ولی پس از پرش، جهت خود را به سمتی که قصد داريد پرواز کنيد عوض کنيد.

دفعات اولی که اين کار را می کردم بسيار هيجان زده می شدم و از خواب می پريدم و کمی طول کشيد تا توانستم اين حالت را کنترل کنم. گاهی حس پرواز برايم بسيار واقعی بود و وزش باد با صورتم را هم حس می کردم و گاهی بسيار خيالی و مصنوعی بود. به هر حال هيچ دو تجربه ای در رويابينی با هم يکسان نيست و هر بار با دفعات قبل متفاوت است. گاهی بهتر و هيجان انگيز تر می شوند و گاهی خشک تر و مصنوعی تر.

بخش نهم آموزش خواب روشن:

يوگای رويا

حتما تا به حال پس از چند بار رويابينی آگاهانه و خواب روشن و يا کار بر به ياد آوردن روياهای غيرآگاهانه متوجه شده ايد که چه قدر پديده های خواب و بيداری مشابه همديگر هستند. در واقع گاهی حتی نمی توان فرق بين روياها و بيداری را تشخيص داد. اگر تصور می کنيد که اکنون بيدار هستيد چون صحنه هايی که در حال تماشای آنها هستيد واقعی هستند و همه چيز دارای رنگ و شفافيت بالا است، چنين حالتی در روياها نيز ديده می شود.

اگر فکر می کنيد اکنون بيدار هستيد چون حس های فيزيکی اطراف خود مانند لامسه و گرمای بدن خود را در حالی که بر صندلی نشسته ايد را به خوبی احساس می کنيد بايد بدانيد که در روياهاهم تقريبا چنين حالتی ديده می شود.

اگر دليل بيدار بودن شما در لحظه حال، داشتن افکاری از گذشته و آينده بوده و در حال تجربه احساسات و عواطف قوی يا ضعيف در درون خود هستيد باز هم چنين مواردی در روياها هم وجود دارد.

شايد فکر کنيد که چون صاحب هويت مشخص کاری يا اجتماعی هستيد و در حال دنبال کردن جريانی خاص در زندگی خود هستيد پس دليلی بر بيدار بودن شما است. ولی باز هم فرقی با حالت خواب ديدن ندارد. چه بسيار نقش ها که درطول عمر خود در روياها بازی نکرده ايم. گاهی نقش فردی قهرمان، گاهی نقش خودمان يا حتی بودن در وضعيت جنس مخالف يا نقش دوران کودکی. در واقع آن قدر سرمان شلوغ و درگير وقايع به ظاهر طبيعی رويا بوده است که حتی وقت نکرده ايم از خود بپرسيم آيا واقعا خواب هستيم يا بيدار؟ آيا چيزهايی که می بينيم منطقی هستند يا خير؟ حتی شک نکرده ايم که بپرسيم واقعا چه کسی هستيم؟ نکند در عالم بيداری، جنس مخالف خود هستيم؟

همه اينها دلايلی از شباهت بيش از اندازه عالم رويا به عالم خواب است.

دربخشی از تمرينات يوگای رويا يا Dream Yoga تاکيد می شود که همواره تصور کنيم که زندگی بيداری ما همان رويا ديدن است. برای مثال وقتی در حال صرف نهار هستيم اين فکر در پيش زمينه ذهنی ما باشد که هر چيزی که در حال خوردن هستيم وجود خارجی نداشته و شبيه پديده های رويا است. در واقع قرار است که به تهی بودن پديده های تجربه شده در خواب و بيداری پی ببريم و اينکه ممکن است عالم بيداری تنها تصوير و خيالی زودگذر باشد. هر يک ممکن است به جای يکديگر بروز پيدا کرده باشد و ما متوجه آن نباشيم. بنابراين برای انجام اين تمرين لازم است که در زندگی روزمره خود، به جای پذيرش همه چيز به عنوان واقعيت، لحظه ای به امکان ماهيت تهی بودن تجربه ها و صحنه های اطراف خود فکر کنيد و اين که چه قدر شبيه روياها هستند.
فايده ديگر اين کار اين است که غصه خوردن و نگرانی در مورد دنيای بيداری و مسائل آن نيز کمتر می شود چون از کجا معلوم که آن چيزی که تجربه می کنيم، رويا نباشد؟ چه بسيار روياهايی که در آن اشک ريختيم و يا در اثر کابوس ها ترسيده ايم و متوجه نبوديم که حقيقت ندارند. البته اين به معنی بی خيالی تمام نسبت به امورات زندگی نيست. نبايد از طرف ديگر بام افتاد و رعايت تعادل در اين امر ضروری است.

با اين تمرين، ميزان آگاهی ما نسبت به امکان رويا بودن تجربه هايمان بيشتر و بيشتر شده و روزی فرا خواهد رسيد که در خواب های خود نيز اين عادت بروز می کند. منتها اين گونه نيست که چون ما در بيداری با وجود تصور رويا دانستن تجربه های خود، کاری (مانند کنترل و پايدارسازی آن) انجام نمی دهيم پس در خواب هم کاری انجام ندهيم. بلکه در اثر آگاهی شکل گرفته ديگر نمی گوييم که دنيای واقعی چه قدر شبيه رويا است بلکه می گوييم الان در حال رويا ديدن هستيم و سريعا متوجه رويا ديدن خود شده و با واقعيت اشتباه نخواهيم گرفت.

بخش ديگر تعاليم يوگای رويا در مورد افزايش قدرت تمرکز فکر است. با تمرينات مراقبه، موانع فکری که به صورت انرژی های منفی و کارما در وجود ما رخنه کرده برطرف شده و پرانا به راحتی در ما جريان پيدا می کند. هر چه قدر پرانا يا انرژی حيات در ما بيشتر جريان پيدا کند، آگاهی ما حول همه مسائل روزمره (که تشخيص خواب از بيداری نيز بخشی از آن است) بيشتر شده و به راحتی در روياها آگاه می شويم. افرادی هستند که تنها با استفاده از مراقبه و بدون هيچ تکنيک رويابينی قادر به ديدن روياهای آگاهانه هستند که به خاطر همين موضوع است. علاوه بر آن، با جريان بيشتر آگاهی و پرانا، خواب ها ديگر ماهيت کارمايی و غير واقعی ذهنی نداشته و کم کم موجب دريافت الهامات واقعی و شهود می شوند.

قسمت مهم ديگر تمرينات يوگای خواب، ورود مستقيم به روياهای آگاهانه (مستقيما از بيداری به خواب) است که در بخش ششم تمرينات رويابينی آگاهانه تا حدودی به آن اشاره شد. در اثر مراقبه، ذهن به قدری قدرتمند می شوند که در حين ورود به رويا، دچار خواب آلودگی نشده و مستقيما به داخل آن وارد می شود.

 

 

درباره ردای سیاه (ادمین):

تمرین کننده و نشر دهنده علوم روحی و روانشناسی (بیشتر)


  1. سینا ریحانی گفت:

    سلام خدمت شما بزرگوار.
    عذر میخوام که سوالامو از شما میپرسم شاید نباید اینجا بپرسم ولی همه جاهای دیگه رو امتحان کردم و جوابی نگرفتم و دیگه نمیتونم طاقت بیارم.
    من متاسفانه با کنجکاوی های احمقانه خودم مدت زیادی دنبال علوم غریبه بودم و کتاب های خطی زیادی خوندم و بعضی طلسم ها رو انجام دادم و با تخته احضار ارواح هم به تازگی کار کردم.از سر جوونی و خامی.نزدیک یک هفته هست که مدام یه خواب رو میبینم و تو بیداری هم همش صداهایی رو میشنوم انگار کسی با من حرف میزنه اما به یه زبان دیگه و من نمیفهمم.هرشب و هر بعدازظهر که میخوابم خواب میبینم با همه دوستانم شهربازی هستیم و سوار یه وسیله بازی میشیم که من نفر اول بازی میکنم و زنده میمونم اما دوستام رو میبینم که حین بازی برای دستگاه مشکل پیش میاد و تیکه تیکه میشن اما خونی نمیاد از هیچ کدومشون ولی میمیرن و منم نگاه میکنم.بعد از دیدن مرگ اونها هم یک آقایی که چهرش هیچوقت یادم نمیمونه میاد و بهم میگه اینارو دیدی ولی بدون یه غم بزرگ به زودی تورو هم فرا میگیره.بعدش از خواب بیدار میشم.یکدفعه هم قبل شروع این خواب از هفته پیش ، خواب دیدم در حال کشتن کسی هستم و وقتی بیدار شدم همون دستم که چاقو تو خواب داشتم تماما خونی بود بی هیچ جای زخمی روی بدن من و همسرم.عامل خون رو پیدا نکردیم ولی هم دستم هم دیوار کنار تختخواب خونی بود.نمیدونم باید چیکار کنم.احساس میکنم دارم مغزم رو از دست میدم.التماستون میکنم کمکم کنید.راستی اینکه قرآن خوندن و نماز و تمام حتی مستحبات دین رو هم اجرای طولانی و کامل کردم برای چندین روز اما باز هم این حالت دست از سرم برنداشت.به من کمک کنید زندگیم مختل شده

    • admin گفت:

      سلام. من در درمان جن زدگی و این موارد تخصصی ندارم و فقط در حد پیشگیری از جن زدگی در مراسم احضار میدونم. اگر موردتون این قدر شدیده به دفتر مراجع تقلید زنگ بزنید حتما راه کار خوبی میگن.

    • حمید گفت:

      دوست عزیز شما ابتدا با دفتر مرجع تلقیدتون تماس بگیرید روزی یک قاشق سرکه حتما بخورید چهار گوشه منزل و‌اتاقتون سرکه بریزید و‌در منزل حتما هر روز اسپند دود کنید نماز و عباداتتون رو حتما به جای بیارید .آیت الکرسی رو قبل از خواب حتما بخونید همینطور پنج قول کنارتون حتما قرآن باشه سوره جاثیه رو بنویسید بزارید زیر بالشتون و به یکی از امامزاده های بزرگ پناه ببرید اونحا توبه کنید وطلب بخشش انشاالله که مشکلتون حل میشه

  2. عرفان گفت:

    سلام
    ببخشید مزاحم شدم
    راه های ساده تری برای دیدن رویای شفاف وجود نداره؟
    چون من کلاس ها و در س های زیادی دارم و وقتی برای تمرینات ندارم اما خیلی دوست دارم که این عمل رو تجربه کنم
    راه دیگری نداره؟

  3. عرفان گفت:

    ببخشید
    احضار کردن فرشته ی آراترون خطری ندارد؟

  4. اسما گفت:

    سلام من خیلی ترس های بی جا دارم مثلا اگه خواب بینی انجام بشه دیگه نتونم به واقعیت برگردم یا هنگام فلج شدن همین طوری بمونم یا دیدن خواب باعث فکر مشغولی ام بشه ونتونم درس بخونم
    ولی خیلی میخوام اینکارو انجام بدم (هدف :یادگیری تمام علوم)راهنمایی ام کنید

  5. محلا گفت:

    اینکه کسی میتونه گوش های خودشو تکون بده نشونه ی اینه که تمرکز زیادی داره؟اصلا نشونه چیز خاصی هس؟

  6. پويا گفت:

    سلام،، بزرگواري كه فرموديد ناخواسته كتابهاي علوم غريبه را مطالعه كرده و طلسم و احضاراتي را انجام داده ايد، و اكنون مورد آزار و اذيت موجوداتي قرار گرفته ايد،،پيشنهاد ميكنم حتما جهت رفع مشكل خود به اين ايميل (d_lands@yahoo.com) پيام فرستاده و مشكل خود را مطرح نماييد، مطمئن هستم مشكلتان رفع خوهد شد.

  7. الهام گفت:

    در این زمینه کتاب رویا بینی معنوی ،نوشته هارولد کلمپ واقعا عالی هست ،خود این نویسنده در خواب میاد و استاد و راهنمای شما میشه و شما رو ویبره به جهان‌های معنوی و اسرارآمیز .با محافظت کامل از روح و جسمتون ،چون میشه راهنماییم و وظیفه اش هست که مراقبت‌های باشه .

  8. علی گفت:

    من یک بار تمرین خواب شفاف کردم و در خواب دیدم که رویه تختم از جامم نمیتونم بلند شم و فریاد زدن برایم سخت شده

  9. کیا گفت:

    سلام ببخشید سوالی داشتم میخواستم بدونم وقتی ما در رویا دنیایی رو که ظاهر میکنیم و حالا بگیم یه فرد رو تصور میکنیم رفتار اون فرد و حتی حرف زدنش هم اونجوری هست که ما میخواییم یا مثل خواب معمولی به صورت ناخودگاه هستش رفتار اون فرد و حرکاتش

  10. Hesam گفت:

    سلام استاد
    من بعضی وقتا که توی رختخواب هستم یکدفعه چشمهایم را باز میکنم و همه چیز را کوچیکتر از حد خودش میبینم.
    این اتفاق فقط شب ها برایم رخ می دهد البته یک ماهی است که این اتفاق برایم نیفتاده.
    آن موقع ها از این علم اطلاعی نداشتم.بنظر شما این میتواند نشانه ای از رویا باشد؟

  11. Sara گفت:

    سلام من تمرینی انجام ندادم اما بعد از چند ساعت خوابیدن بعد از اینکه بازم خوابم میومد یک سلعت بیدار بودم بعدش دوباره خوابیدم تصمیم گرفته بودم این رویا بینی آگاهانرو انجام بدم وقتی دیدم تکون خوردم بهش فکر نکردم و خوابیدم تقریبا تو خواب بودم که دیدم می دونم خوابیدم و یاد حرفای شما بودم و ترسیده بودم و اول چشمامو خواستم مادرمو ببینم مادرمو دیدم که فوت شده بود باهاش صحبت کردم در خانه قبلیمان اما بعد از جابه جایی در خانه یمان دیگر در آن محل نبود به جایش دوباره که چشمانم را بشتم شوهر خاله و عممو دیدم و کمی هم با انها صحبت کردم اما ترس این رو داشتم که نتونم بیام بیرون کاری که شما گفتید را انجام دادم و چشمامو تند تند باز و بسته کردم اما بیدار نشدم و تو یه مکان دیگه رفتم و….
    خیلی اتفاقای زیاده دیگه ای افتاد اما ترس زیادی داشت و انگار گیر افتاده بودم و فقط مکانا هی تغییر میکرد و هی بیدار میشدم فکر میکردم بیدارم اما نبودم و چیزای عجیب غیریب دیگه ای می دیدم مثلا برادرم سه چشم شده بود چیزای ترسناکم زیاد دیدم مثلا مجسمه و عروسک هایی که حرکت میکردن و واقعا ترسناک بودم هر کاری میکردم از خوابم بیرون نمی اومدم که بعد از خدا کمک خواستم و دو بار نا امید شدم و بالاخره تونستم بیرون بیام تقریبی همه خوابمو یادم حتی صحبتای توشو اما واقعا ترسناک بود.
    ممنون از سایت خوبتون خوب که نه عالی مرسی از اینکه مارو به خودمون میشناسونید

  12. کیارش گفت:

    سلام یک سوال داشتم با این روش میشه برای مثال خودت را در جایی که می خواهی فرض کنی و فردی که از او دلت پره رو هم در اونجا ببینی و کمی عصبانیت خود را روی او خالی کنیم ؟
    لطفا جواب بدین

  13. Nima گفت:

    با سلام.
    بنده همین دیشب خواب روشن یا رویابینی اگاهانه رو دیدم،
    ولی یک دفعه نمیدونم چی شد به سمت دیواری با سرعت خیلی
    بالا داشتم برخورد میکردم که از ترس از خواب پریدم ،
    و هیچ تمرینی هم برای خواب روشن انجام نداده بودم،
    دلیلش چی میتونه باشه؟
    با تشکر.

  14. کیا گفت:

    سلام استاد چند تا سوال داشتم

    ۱ برفرض مثال ما فرشته آراترون رو تو خواب احضار کردیم باید چیکار کنیم

    ۲ باید بر حسب نظر شخصی خودتون چی ازش بخوایم چون انسان در اون لحظه ممکنه نتونه تصمیم بگیره چون ممکنه ۱۰۰ ها سوال درخواست تو زهنش بیاد و نتونه خوب فکر کنه

    ۳ اینکه خواستمون ایا در صورت گفتن انجام داده میشه

    اگه لطف کنین جواب بدید خیلی ممنون میشم

    • admin گفت:

      کارهایی که میتونه رو انجام بده رو تو همون بخش گفتم. هر موجودی تو انجام یک کار تخصص بهتری داره. در ضمن آراترون فقط یک نمونه هست و بقیه جنها رو هم اگر نمادشون رو داشته باشید میتونید به اون طریق احضار کنید در خواب.
      اینکه انجام بده یا نه بستگی داره به اعتبار شما در نزد نیروهای مافوق اون موجود و قسم هایی که به کار میبرید.

  15. کیا گفت:

    استاد بنظرتون کتاب خطی برای انجام امور ماواریی خوب هستش اطلاعاتش کافی هستش چون بعد مدت ها با کلی تحقیق و تلاش موفق شدم ۲ تا کتاب خیلی قدیمی رو پیدا کنم و راستی بیشتر کلماتش به زبان فارسی قدیم هستش پیشنهادتون برای ترجمش اون کلماتش چیه

  16. کیا گفت:

    استاد میخواستم بدونم ایا میشه از حالت بیداری مستقیم وارد رویا شد یعنی اگه همون حالت فلج عضلات رو تو بیدراری با ریلکس کردن بدن به وجود بیاری و وارد رویا بشی

  17. Ssadegh گفت:

    سلام خدمت استاد سوالی برام پیش اومده که میخوام بپرسم من گاهی اوقات بعد ازانجام خلسه ی عمیق وارد یه جور حالت خواب میشم بعد بدنم تو همون لحظه فلج میشه و نمیتونم تکون بخورم بعد تو همون حالات ادم میبینم بعضی اوقات دوستامو و بعضی وقتا خونواده ی خودمو که با هم تعامل داریم ولی مثله حالت خواب برنامه ریزی شدس و اختیار دست خودم نیست که کجابرمو چیکار کنم حس خیلی خوبیه مثله یه خوابه ولی با شفافیت خیلی بالا واقعا سبک هستم(خیلی سبک اصلا وزن ندارم) ولی اگه یه ذره طولانیش کنم حالم بد میشه و مجبورم از اون حالت خارج بشم ولی یه ذره طول میکشه چون بدنم فلج شده بعد از اینکه. بیدار میشم احساس لرزش تو کل بدنمه حالا یه سوال این حالت چیه توهمه مغزه یا مربوط به حالت دیگه ایه?

  18. E R F A N گفت:

    سلام
    یه راه حل هست واسه اونایی که میخوان وارد خواب اگاهانه بشن ولی تا حالا نتونستن .
    تا اون جایی که خودم تجربه کردم بیشتر یه جور واقعیت و شبیه به برون فکنیه ولی نتونستم خودمو حرکت بدم
    با این حال جسمم رو میدیدم
    روش هم بسیار خطرناک هست
    چون احتمال سکته مغزی هست ( به نظر خودم

    روشش هم اینه که ۲ رگ کنار گردن رو ……(حذف شد)
    و اونجا نمیدونم چرا نمیتونم روحمو به حرکت در بیارم

    ولی جسمم و کسانی که دورم هستن رو میبینم

    و خودم هم نمیتونم به جسمم برگردم

    تا این که شخصی که کنارمه با زدن ضربه های مداوم به گوشم منو ب هوش و یا به جسمم بر میگردونه

    ولی اصلا توصیه نمیشه که این کار رو انجام بدین

    و سر درد شدیدی هم بعدش داره

    با تشکر از سایت
    http://Www.arnusha.ir

  19. کیا گفت:

    سلام استاد سوالی داشتم همنطور که خودتون گفتید ممکنه در رویا بینی بتونیم اینده رو ببینم استاد بنظرتون اگه اینده بدی رو دیدیم باید چیکار کنیم مثلا اینده رو دیدیم که اتفاقی برای خودمون یا یه کسی از عزیزانمون افتاد ایا باید جلوشو بگیریم یا باید بزاریم اتفاق بی افته

  20. sina گفت:

    سلام استاد شرمنده کتابthe phase نوششته میشل رودگا رو خوندم مدتی هست….تو اون نوشته شده بود هرروز اقدام به رویابینی نکنید چون احتمالش کمتر میشه…خواستم بدونم شما همچین چیزی شنیدین؟

  21. sina گفت:

    شرمنده یه موردیم هست موقعی که تورویابینی اقدام به خروج از بدن میکنم نصف بدنم خارج میشه…بقیشو هرچی تلاش میکنم نمیتونم ازاد کنم زیادم با قدرت تلاش میکنم برمیگردم به بدن فیزیکیم و واقعی حرکت میکنم اگه ممکنه یه راهکاری بهم بگین ممنونم

دیدگاهتان را بنویسید

رفتن به نوارابزار