قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
هیپنوتیزم به روش سیدنی فلاور
هیپنوتیزم به روش سیدنی فلاور برای افرادی که نمی توانند تمرکز کنند
تیر ۱۴, ۱۳۹۷
ایجاد خوابگردی، توهم و هذیان در هیپنوتیزم
ایجاد خوابگردی، توهم و هذیان در هیپنوتیزم
تیر ۱۴, ۱۳۹۷

ترس های مثبت | چرا گاهی باید ترسید؟

ترس های مثبت | چرا گاهی باید ترسید؟

ترس های مثبت | چرا گاهی باید ترسید؟

در ذهن انسان ممکن است ترس یک پدیده کاملا منفی و شرم آور باشد. در عوض صفت عکس آن که شجاعت است را بسیار پسندیده و به جا می داند و ممکن است دوست داشته باشد همه ترسهای او برطرف شده و جایشان را به شهامت و شجاعت بدهند. چنین فرآیندی همیشه منتهی به شجاعت نمی شود و گاهی فقط حماقت به بار می آورد. ترس ابدا به خودی خود چیز بدی نیست و حتی گاهی مثبت و سازنده نیز هست.

انسان تحت دو نیروی تهدیده کننده و تشویق کننده می تواند به رشد و شکوفایی برسد. حذف هر یک می تواند او را از مسیر تعادل خارج ساخته و مانع از پرورش استعدادهای درونی او شود و در مراحل پیشرفته حتی قدرت زندگی کردن عادی او را نیز بگیرد!

اگر ترس را به دو نوع ترس مثبت و منفی تقسیم کنیم اولی به عنوان یک عامل پیشگیری و سازنده مطرح می شود و می تواند به ما در جلوگیری از رویارویی با بحران ها و خطرات کمک کند. برای مثال اگر ما از زخمی شدن و مرگ نترسیم ممکن است تمایلی برای رعایت کردن نکات ایمنی هنگام رانندگی و یا پیاده روی از کنار خیابان نداشته باشیم. اگر ترس از مجازات شدن و زندانی شدن نداشته باشیم ممکن است تمایل ما برای انجام راحت تر اعمال خلاف قانون بیشتر شود.

تصور می کنید افراد همیشه به خاطر تقوا و رعایت حقوق انسانهای دیگر دست به دزدی و جنایت نمی زنند؟ خیر…در بسیاری از اوقات تنها ترس آنها از عواقب کار خلاف مربوطه است که به آنها جرات انجام کارهای مخرب را نمی دهد. بنابراین ترس می تواند عامل ممانعت کننده خوبی از انجام بسیاری از کارهای زیان آور باشد.

برای مثال فردی که تمایل چندانی به زندگی نداشت و به نهایت درماندگی و افسردگی رسیده بود به من گفت که راه های خودکشی زیادی بلد است منتها از مرگ می ترسد…از آن بدتر از حس مردن هراس دارد…چند بار سعی کرد با قطع اکسیژن رسانی به خودش، باعث خفگی عمدی اش شود ولی هر بار از کمبود اکسیژن و افزایش دی اکسید کربن که منجر به حس خفگی می شود (توجه کنید که ممکن است در معرض گازهای دیگر همچون مونو اکسید کربن بودن چنین حس خفگی و هشدار دهنده ای ایجاد نکند) دچار تنش و سراسیمگی شده و از ادامه کار دچار هراس و ترس شدید شده است. همین ترس موجب شده است که او دست از خودکشی بردارد و به زندگی اش ادامه دهد. اگر فقط به خاطر درد قضیه بود شاید می توانست آن را تحمل کند ولی فرای دردناک بودن پروسه مردن این چنینی، ترس از مرگ و حالت مردن وجود دارد که باعث می شود شخص ترجیح بدهد که زنده بماند و کار خطرناک نکند تا بتواند به زندگی اش ادامه داده و درسهای مهم آن را یاد بگیرد و به پیشرفت معنوی خود کمک کند که چنین اتفاقی هم برای آن شخص رخ داد.

همچنین ترس باعث ایجاد انگیزش در ما می شود و الزاما ممانعت کننده نیست. اگر ترس از فقر و گرسنه ماندن نباشد ممکن است تمایلی برای کار کردن و پول در آوردن نداشته باشیم. اگر ترس از رد شدن در امتحانات را نداشته باشیم در این صورت ممکن است تمایلی برای درس خواندن نشان ندهیم و پیشرفت علمی نداشته باشیم. اگر ترس از طرد شدن و تنهایی نداشته باشیم ممکن است خودمان را ملزم به رعایت اصول اجتماعی و احترام به افراد ندانیم.

البته دقت کنید که ترس خالی نمی تواند به خودی خودی سبب ایجاد انگیزه شود و گاهی لازم است در کنار آن حس پاداش نیز باشد به طوری که گاهی حس پاداش از ترس بهتر عمل می کند و سبب شکل گیری موثرتر رفتارهای ما می شود.

مسئله مهم دیگر اینکه نباید اجازه دهیم که فقط حس ترس یا پاداش موجب انگیزش ما شود زیرا گاهی ممکن است در زندگی به بی خیالی و بی حسی عاطفی برسیم و هیچ احساس خاصی نسبت به کارها نداشته باشیم. در این صورت تفکر منطقی و توانایی تجزیه و تحلیل ذهنی می تواند به ما کمک کند تا از انجام برخی کارهای مضر خودداری کرده و به انجام کارهای سودمند ترغیب شویم.

ترس های مثبت | چرا گاهی باید ترسید؟

برای مثال، شخصی ممکن است از رد شدن در امتحانات نترسد و خونسرد باشد. ولی با قوه تفکر خود دو دو تا چهارتا می کند و می گوید اگر امتحان را قبول شوم می توانم به فلان رشته رفته و فلان قدر پول در بیاورم و زندگی ام را تامین کنم و …. در اینجا او صرفا احساساتی عمل نکرده است بلکه از روی ارزشی که هدفش داشته تصمیم گرفته است. این حالت برای افراد بزرگسال که نسبت به کودکان ترسهای این چنینی کمتری دارند مهم تر است. فرض کنیم کودکی فقط برای این درس می خواند که نمره بدی نگیرد و توسط والدین تنبیه نشود. حال او بزرگ شده است و حتی والدینش نیز فوت کرده و یا خودش به قدری پوست کلفت شده است که دعوای والدین نه تنها برای او مهم نیست بلکه خنده دار هم هست. آیا او می تواند مانند قبل با همان انگیزه درس بخواند؟ خیر….حتی ممکن است درس خواندن را رها کند چون دیگر ترسی از واکنش والدین ندارد. ولی اگر او بیاموزد ترس جدیدی را جایگزین %D

admin
admin
درباره ردای سیاه (ادمین): تمرین کننده و نشر دهنده علوم روحی و روانشناسی (بیشتر)

دیدگاه ها بسته شده است

رفتن به نوارابزار