قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
تجربه ماورا
تجربه ماورا – موجود غیرارگانیک در خانه قدیمی (نوشته Annihilation)
آبان ۱۷, ۱۳۹۸
نور سفید
استفاده از نور برای کمک به دیگران
آبان ۱۹, ۱۳۹۸

تجربه ماورا – معجزه بخشیدن دیگران (نوشته مریم بوشهری)

تجربه ماورا – معجزه بخشیدن دیگران (نوشته مریم بوشهری)

به نام خداوند بخشنده مهربان
با سلام به همه دوستان ماورایی. حدودا ۷ سال پیش خواستگاری داشتم که بعد از چند ماه آشنایی بهم پیشنهاد ازدواج داد. خواستگارم مدیر عامل شرکت گاز در عسلویه بود. در واقع شرکت خصوصی گاز داشت. ….
ما یه دوران آشنایی و نامزدی قبل ازدواج داشتیم …نامزدم میگفت در این مدت اینقدر به من علاقمند و وابسته شده که بدون من نمیتونه زندگی کنه.با وجودی که حدودا ۱۰ سال از من بزرگتر بود ولی چهره جذابی داشت و خیلی هم خوش تیپ بود.دکترای مدیریت بازرگانی داشت. با تحقیقاتی که خانواده من در موردش انجام دادن مشخص شد مرد با شخصیتی هست و خانواده خوبی داره …بنابراین با تمام مشخصات و آیتم هایی که داشت خیلی زود موفق شد اصطلاحا مخ منو بزنه و منم راضی شدم باهاش ازدواج کنم.
بالاخره باهم نامزد شدیم در این مدت به حدی به من محبت و توجه خاصی داشت که منم بهش علاقمند شده بودم یعنی شدیدا بهش وابسته شده بودم . آزمایش خون قبل ازدواج هم انجام دادیم و محضر هم وقت گرفتیم برای روز عقد …..همه چی آماده بود که مراسم عقد انجام بشه. ….ولی دقیقا روز عقد وقتی با ماشین نامزدم داشتیم میرفتیم برای انجام عقد محضری. … نامزدم بر سر موضوعی بسیار الکی شروع به بحث کرد و گفت بنظر من بهتره زمان عقد را به تاخیر بندازیم. …
من اصلا باورم نمیشد مردی که اینقدر ادعای عشق و دوست داشتن داشت و اینقدر بهم محبت داشت و خودش با اشتیاق بهم پیشنهاد ازدواج داده بود حالا پشیمون شده باشه.
قلبم به شدت شکسته بود . ولی فکر میکردم نیاز به فرصت بیشتری برای این تصمیم داشته باشه و دوباره همه چی درست میشه و با توجه به وابستگی که به من داره نمیتونه منو رها کنه و قرار ازدواج ما پابرجا خواهد بود.
ولی بعد از مدتی که قرار عقد را بهم زد مشخص شد که قبلا با دختری رابطه داشته و الان دوباره اون دختر خانم بهش برگشته و یا حالا نامزد من به اون برگشته بود من دقیقا خبر نداشتم فقط متوجه شدم نامزدم خیانت بزرگی در حق من انجام داد.با وجودی که میگفت هیچ دختری توی زندگی من نیست و محبت هیچ دختری به جز تو در قلبم نیست!!!!! بزرگترین دروغی که میشه به یک دختر گفت و قلبش را تسخیر کرد.
واقعا انگار دنیا رو سر من خراب شده بود …..و روز ی که دیگه بطور کامل بعدش به رابطه نامزدی با من خاتمه داد با من تماس گرفت و گوشی را به اون خانم داد که با من حرف بزنه و با اینکارش از نظر روحی و احساسی ضربه ای به من زد که تا سالها قلبم جریحه دار شده بود.اون خانم با وقاحت تمام به من بدوبیراه گفت و من متعجب از کار نامزدم و برام سوال بود به چه گناهی باید این مرد به خودش اجازه چنین رفتارهایی بده و اون خانم چطور به خودش اجازه میده به دختری که همنوع خودش هست اینجوری ناسزا بگه. ….با خودم گفتم اینها روانی شدن واقعا حیف من با همچین اشخاصی دهن به دهن بشم و قطع کردم.
الان که دارم در مورد اون روزها مینویسم واقعا تنم میلرزه از کاری که اون شخص در حق من انجام داد.
واقعا چه دشمنی میشه با یه دختر داشت که تا این حد قلبش را بشکنی و بهش آسیب روحی برسونی. … اگر ذره ای وجدان داشت رابطه را تمام میکردو میرفت ولی با اینکارهایی که انجام داد برام مشخص شد که اون مرد یه بیمار روانیه. …هم بسیار دلشکسته و افسرده شده بودم و از طرفی هم خداروشکر میکردم با یه روانی ازدواج نکردم.
حدودا تا چند ماهی افسردگی شدید داشتم. و میگفتم به چه گناهی این مرد در حق من همچنین کاری انجام داد.؟؟؟!!!! نمیتونستم ببخشمش و مدام نفرینش میکردم. …
ولی خودم هم آرامش نداشتم . با توجه به اینکه من همیشه مدیتیشن و ریلکسیشن انجام میدهم اون زمان هم برای آرامش خودم بیشتر مدیتیشن و تمریناتی که باعث آرامشم بشه ؛ انجام میدادم.
ولی در کتاب ارتباط با بعد دیگر وجود و کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاولشین و آموزه های راز بزرگ کائنات خونده بودم و می دونستم تا زمانی که نتونیم اشخاصی که در حق ما بدی انجام دادن کاملا ببخشیم. نمیتونیم به آرامش واقعی برسیم. بنابراین سعی کردم اون خواستگارم را ببخشم .
خوب اولش خیلی سخت بود ببخشمش. این را دختر و پسرهایی که در حقشون خیانت شده درک میکنن که بخشیدن همچین شخصی چقدر سخته. …
ولی خدای من شاهده من با تمرینات مدیتیشن و تکرار جملات کتاب فلورانس اسکاولشین و تکرار اینکه من علی را بخشیدم به چنان آرامشی رسیدم که جراحتی که این خیانت بر قلب من گذاشته بود التیام پیدا کرد.
مدام بعد از انجام مدیتیشن تکرار میکردم
❤من تنها ضمیر الهی علی را می بینم همانطور که خداوند اورا می بیند کامل و آفریده به سیما و شبیه خود درود بر الوهیت علی.
❤من برای علی هر کجا که هست برکت میطلبم و دعای خیرم بدرقه راه اوست. ….
❤عشق الهی مرا سرشار میسازد و آرامش آن مرا در خود میگیرد ؛ من خود را به خدا میسپارم تا او مرا راهنمایی کند.
نور الهی مرا سرشار میسازد.
در حین گفتن این جملات سعی میکردم تصویر علی را در ذهنم تجسم کنم و بیارمش توی اتاقم و بهش گفتم من کاملا بخشیدمت.و اون خانمی که با علی در ارتباط بود اونم بخشیدم.
با گفتن این جملات چنان آرامشی میگرفتم که دیگه کم کم کینه ای از اون شخص نداشتم و واقعا موفق شدم ببخشمش.
و اونموقع به معنی واقعی اینکه میگن لذتی که در بخشایش هست در انتقام نیست پی بردم.
شبی که قبل از خواب بعد از مدیتیشن موفق شدم کاملا علی را ببخشم. …. بعدش با آرامش غیر قابل وصفی خوابیدم.
ساعت حدود ۵ صبح بود با صدای زنگ گوشی موبایلم بیدار شدم تعجب کرده بودم!!!!!!!!!! اینموقع صبح کیه تماس میگیره شماره ناشناس بود ولی گفتم شاید یکی از همکلاسی هام کار مهمی داره .که اینموقع صبح تماس گرفته گوشی را برداشتم صدایی لرزان از اونطرف خط گفت سلام صدای مردی بود انگار ترسیده باشه یا شوکه شده باشه لکنت زبون داشت گفت لطفا گوشی را قطع نکن …..گفتم شما؟؟؟؟؟ !!!!!
گفت من علی هستم لطفا قطع نکن ….زبونش بدجوری لکنت گرفته بود که اصلا من نشناختمش که علی هست.
گفت تو از من چی میخواهی؟؟؟؟ هر کاری میخواهی تا برات انجام بدهم. ….چه کاری از دست من برات بر میاد لطفا بهم بگو.
خیلی تعجب کرده بودم اول نمیدونستم در مورد چی داره حرف میزنه. ..بعدش از حرفهاش متوجه شدم همون شب که من کاملا علی را بخشیدم به خوابش رفتم و صحنه هایی در خواب دیده که باعث ترس شدید و عذاب وجدانش شده . بهم نگفت دقیقا چه خوابی دیده.
بهم گفت هر کاری میخواهی تا برات انجام بدهم که منو ببخشی. ..منم گفتم هیچ کاری نیاز نیست برام انجام بدی من کاملا بخشیدمت.
ولی واقعا نمیدونم وقتی شخصی در حق ما بدی انجام میده اگر ما ببخشیم آیا خداوند هم طرف را می بخشه؟ ؟؟؟ اینو دقیقا نمیدونم این یکی از اسرار پروردگار هست.
امیدوارم خداوند هم علی را بخشیده باشه.
دوباره بعد مدتی علی با شماره ای ناشناس با من تماس گرفت که من از عقد با این دختر بسیار پشیمان هستم بیا بهم کمک کن ازش جدا بشم. باهاش خیلی تند برخورد کردم و گفتم آقا لطفا دیگه مزاحم من نشو. هر چه سعی کرد برام توضیح بده که اشتباه بزرگی کردم تو رو رها کردم من به حرفهاش گوش ندادم و قطع کردم. و خطم هم عوض کردم.
سالها بعد خانمی که کاملا خانواده علی را میشناخت بهم گفت که علی با وجودی که با اون خانم ازدواج کرد و دو تا دختر هم دارن ولی شدیدا اختلافاتی داشتن و از هم طلاق گرفتن.
این تجربه را تقدیم میکنم به همه دختر خانمها یی که به نوعی خیانت دیدن و فکر میکنن شکست عشقی خوردن یا در رابطه ای هستن که طرف مقابلشون بهشون خیانت میکنه یا به هر طریقی باعث آزردگی خاطرشون میشه…..دختر خانم گل زودتر از همچین رابطه هایی بیابید بیرون و بیشتر از این اجازه ندین هیچ پسری قلب شما را آزرده کنه. …با فاصله گرفتن از همچین مردی بهش ثابت کنید ارزش شما خیلی بالاتر از حدی هست که اون فکر میکنه. ….شما مروارید گرانبهایی هستید که مرد زندگی شما باید برای بدست آوردن شما تلاش کنه تا قدرشما را بیشتر بفهمه. ….اگر هم از رابطه ای طرد شدین سعی کنید اون شخص را ببخشید و رها کنید .و با این کار به آرامشی قلبی و روحی دست پیدا کنید که قابل وصف نیست.
سالها گذشت و اون دوران فقط بصورت خاطره ای در ذهن من باقی مانده. ….. البته خاطره ای که ازش درس بزرگی گرفتم درس
❤ بخشش❤

 

 

علی خانی (مسئول روابط عمومی)
علی خانی (مسئول روابط عمومی)
علی خانی، علاقه مند به حوزه ماورا و موضوعات عرفانی و روحی شرقی و غربی از جمله مدیتیشن، انرژی درمانی، طب سنتی، یوگا، خواب بینی، سفر روح و …

9 دیدگاه ها

  1. علی گفت:

    خیلی حالم بد شد. اون جور پسرها رو باید زیر تریلی له کرد. آبروی هر چی مرده بردن.

  2. Romina گفت:

    سلام
    امیدوارم خانم مریم بوشهری پیغاممو ببینه و بتونه چند کلمه ای کوتاه راهنماییم کنه
    مدتهاست سعی میکنم مدیتیشن کنم و ارامش قلبی داشته باشم و همونطور هم که خودتون گفتید بخشیدن افرادی که در حقمون بدی کردن مهمترین بخش یک مدیتیشن کامل هست…
    سالهای ساله که با تمام تلاشهام نمیتونم پدرمو ببخشم… با اینکه تونستم کسی که مال منو خورده ببخشم. یا حتی دوستی که درحقم خیانت کرده یا همسایه ای که شب و روزمو سیاه کرده ببخشم اما نتونستم هنوز پدرمو ببخشم… با وجودتلاشهای زیاد تا میام کمی از این بار ناراحتی رو کم کنم و ببخشمش بازم کاری میکنه که خون به جیگر میشم
    (لطفا از حق فرزندی و والدین نگین بهم… که خودم از همه چی خوب میدونم… یکی نیس به والدین بگه ما فرزندا هم حقی داریم یا حداقل شأن انسانی…)
    راهنماییم کنید این ادمو که هر روز توی زندگیمه چجوری ببخشم تا حداقل خودم به ارامش بیشتری برسم؟.؟؟
    لطفا اگه کس دیگری هم راهکاری داره راهنماییم کنه
    اجرتون با خدا

    • یک دختر گفت:

      سلام رومینای عزیز زیباترین چیزها و غیزقابله وصف ترین احساس در دنیا گذشت هست.حتی تو قران هم بارها بهش اشاره شده. من هم مشکل شما رو داشتم البته نمیدونم ماله شما چی هست و نمیخام هم مداخله کنم برای من طوریکه بود که بارها قصد خودکشی داشتم و یکبار هم اقدام کردم خوشبختانه به خیر گذشت کاری که پدرم با من کرد مثله یه فیلم تراژدی کوتاه و دردناک و غیر قابله باوره که بیننده با حالت تهوع میتونه زود فیلم خاموش کنه و برای همیشه به فراموشی بسپاره.من جنگیدم سالها ماه ها.فقط از خداوند کمک خواستم تا فراموش کنم و خدارو شکر تونستم کنار بیام و به پدرم شانس دوباره دادم بخشیدمش دوباره بعد نوزده سال از اون حادثه من فرصت دادم بهش نه به خاطره اون به خاطره خودم به خاطره خدا به خاطره الوهیت و زیبایی که خدا در درونم قرار داده.از خدا وند بخوا بگو کمکت کنه به جفتتون کمک کنه باور کن میکنه حداقل تورو اروم میکنه سعی کن بری دنباله ارزوهات فکرتو با هدفت مشغول کن برای خودت هدف تعیین کن هر چند اگه کوچیک باشه مهم نیس.عمرتو با نفرت سر نکن مطمئن باش سرنوشتای خیلی زشت تری هم وجود داره ما هستیم و ما میتونیم تغییرش بدیم یکی مثل من.اصلا خودت نباز کافیه ببازی تا اخرین لحظه زندگیت مثه خوره میفته تو جونت.من الان به پدرم اونقد محبت میکنم اونو شرمنده میکنم .من عاشق زندگیم هستم و عاشقه همون پدری که نامرد بود هستم .پس گذشت کن .امیدوارم مفید واقع بشه ضمنا تجربه خانوم بوشهری خیلی قشنگ بود هرجا هستن موفق باشن شما هم همینطور.

    • maryam_b گفت:

      متشکرم از اظهار لطف شما .
      در مورد بخشیدن پدرتان. …دقیقا در مورد شرایط خود توضیح ندادین ولی اینجور که من متوجه شدم با پدرتون زندگی میکنید.اگر درست متوجه شدم که الان شرایط شما به نحوی هست که باید شخصی را ببخشید که باهاش زندگی میکنید و بیشترین ساعات در طول شبانه روز احتمالا با ایشان در یک منزل سپری میشود.
      بنابراین شما اول باید روابط بین خود و پدر را اصلاح کنید به این صورت که در حالت کاملا ریلکس (قبل از خواب شبانه بهترین زمان برای انجام هست)
      شما تصویری از پدرتون را روبروی خود در نظر بگیرید و با وجود تمام مشکلاتی که باهاشون دارین به دور از کینه ها که میدونم در ابتدا خیلی سخته ، ولی با پدرتون خیلی محبت آمیز و با عشق و محترمانه در حالتی که تصویر پدر را تجسم کردین…بهشون بگین
      پدر من دوستت دارم…..
      . پدر من دوستت دارم …..پدر من دوستت دارم…..
      مطمئنم شما هم منو دوست دارین.
      بهش بگو شما بهترین پدر دنیا هستی.
      بعد تکرار کنید من تنها ضمیر الهی شما را می بینم همانطور که خداوند شما را می بیند . کامل و آفریده به سیما و شبیه خود . درود بر الوهیت شما ….
      در این حالت که تصویر پدر را واضح توی اتاقت جلوی چشمت آوردی بگو…..
      درود بر الوهیت شما …و این جمله را زیاد تکرار کنید . بعد از تکرار زیاد این جمله مثلا ۵۰ دفعه که تکرار کردید.
      بعدا میتوانید از جمله…
      من برای پدرم هر کجا که هست برکت میطلبم و دعای خیرم بدرقه راه اوست.
      اینها جملات تاکیدی هستن که واقعا معجزه میکنن و من تاثیرشون را به وضوح دیدم.
      بعد در نهایت تصویر پدرتون را طوری تجسم کنید در حالیکه به شما لبخند میزنند میگن دخترم منو ببخش من دوستت دارم تو بهترین دختر دنیا هستی ….
      و شما هم به پدرت بگو .. منم دوستت دارم و می بخشمت .
      اینکار را هر موقع کاملا ریلکس هستی انجام بده هم آرامش بی نهایتی دریافت میکنی و ارتعاشاتت در حالت بالا و مثبت میشه و هم دقیقا به پدرتون پیام محبت آمیز ارسال میکنید و به مرور زمان روابط بین شما و پدرتون اینقدر محبت آمیز و عالی خواهد شد که متعجب میشوی.
      حتی پدرتون بخاطر هر نوع رفتار ناخوشایندی که داشتن از شما عذرخواهی میکنند.
      امیدوارم این روش را انجام بدین و بزودی نتیجه مطلوب بگیرین.
      کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاولشین یکی از بهترین کتابهایی هست که در این زمینه مطالعه میکنم و برای جملات تاکیدی بسیار عالی میتونید از این کتاب استفاده کنید .
      مدام تکرار کن خداوند حامی من است و مرا دوست دارد من خود را به او می‌سپارم تا مرا راهنمایی کند.
      نور الهی مسیر زندگی مرا نورانی کرده است.
      و اینهم بهتون بگم خداوند خیلی خیلی شما را دوست داره. ..مشکل شما بطور معجزه آسا حل میشود.
      موفق باشی.

  3. personaler گفت:

    هر خطشو ک میخوندم از شدت شباهت شاخ در میوردم
    از مدل کتابایی ک خوندی گرفته تا مدیتیشنو …😂
    موفق باشید

  4. دخترکرد گفت:

    باسلام به همه دوستان
    مریم بوشهری عزیز ممنون از این که تجربه هاتو باما به اشتراک میذاری،من همه ی داستانهاتو خوندم ولذت بردم، اول اینکه خوش به حال شما که معنویات قوی داری،بعدهم اینکه قدرت عمل بالایی دارین من سالهاست که میخوام افرادی که بهم ظلم کردن رو ببخشم ولی متاسفانه نتونستم ،باخوندن این تجربه شماواقعا انگیزه گرفتم وهمه رو میبخشم وهمچنین از جملات شمااستفاده میکنم منتظر تجربه های دیگه شما هستم💝🙏👁👁

  5. بهروز کالج گفت:

    با سلام و تشکر از به اشتراک گذاشتن تجربه تون
    بنظرم خداوند خیلی شما رو دوست داشته که قبل از انجام وصلت با چنین شخص نادرستی دستش برای شما رو شده و رابطه تان قبل از وقوع عقد بهم خورده چون اگر خدایی ناکرده شما عقد میکردین و زندگی مشترک تان شروع میشد، خیانت به عشق تان و جدایی باعث میشد ضربه روحی شدیدتری به شما وارد شود و چه بسا به چنین آرامشی که الان دارید خیلی سخت تر میرسیدین
    من فکر میکنم شما دارای انرژی قوی هستید و نگهبان و پشتیبان شما از شما بخوبی محافظت میکنه که قبل از اینکه آن شخص به شما لطمه وارد کنه مشتش برای شما باز شده و اگرچه لطمه روحی موقتی به شما زده ولی شما توانسته اید با کمک انرژی تان به این معضل غلبه کنید ضمن اینکه اعتقاد دارم در تقدیر شما خوشبختی با آن مرد وجود نداشته

  6. علیرام گفت:

    خانوم بوشهری چرا اون داستان تنها موندنتون توی خونه روستایی رو کامل نکردین هیچ وقت؟ همونی که اقوامتون رفته بودن جایی و همسایه تونم خونه نبودن

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوار ابزار