قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
تجربه ماورا
تجربه ماورا – تسخیرشدگی دختری جوان (نوشته بهروز کالج)
مهر ۲۵, ۱۳۹۸
تجربه ماورا
تجربه ماورا – موجود غیر ارگانیک در جنگل (نوشته Annihilation)
مهر ۲۸, ۱۳۹۸

تجربه ماورا – شنیدن آیات قرآن از داخل مقبره (نوشته نورا)

تجربه ماورا

تجربه ماورا – شنیدن آیات قرآن از داخل مقبره (نوشته نورا)

بچه که بودم بعد از تعطیل شدن مدارس، طبق معمول یه سفر به شهرستان زادگاه پدر و مادرم رفتیم، روبروی خونه عموی بزرگم، یه آرامگاه بود که اونطوری که میگفتن یه آیت الله که در زمان حیاتش کرامات زیادی داشته به اسم آیت الله کشفی اونجا به خاک سپرده شده بود.
یه حیاط بزرگ سرسبز و یه صحن بزرگ که مقبره بدون ضریح در وسط صحن واقع شده بود.
عصر یه روز تابستونی که به منزل عموم رفته بودم با پسرعموم برای بازی و سرگرمی وارد حیاط آرامگاه شدیم و بعد از کمی گشت و گذار توی حیاط وارد صحن شدیم.
کم سن و سال بودیم و حضورمون در اونجا فقط جنبه بازی و سرگرمی داشت و بعد از کمی دور زدن توی صحن، روی مقبره که حالت سکو داشت نشستیم و تو عالم بچگی سرمون به بازی گرم بود که ناگهان من احساس کردم از داخل مقبره صدای خوندن قرآن میاد. یه صدایی مثل زمزمه آروم.. دقیقا مثل صدایی که میگن از ته چاه بیرون میاد، از راه دور از توی مقبره به گوش می رسید.
من که خیلی شوکه شده بودم زیرچشمی پسرعمومو نگاه کردم که عکس العمل اونو ببینم و دقیقا اون هم داشت زیر چشمی منو نگاه می کرد که از برخورد من مطمئن شه اشتباها متوجه صدا نشده…
از نگاه همدیگه متوجه شدیم که هر دوتامون متوجه صدای قران شدیم و بدون هیچ حرفی شروع کردیم به جیغ زدن و به سرعت نور از درب خروجی خارج شدیم و به منزل عموم رفتیم‌.
زن عموم که فکر کرده بود ما تصادف کردیم خیلی ترسیده بود و بدون اینکه دلیل جیغهای ما رو بپرسه، مفصلا پسر عموم رو کتک زد.
ما که احساس بیقراری می کردیم به محض اینکه عموم به منزل اومد ماجرا رو براش تعریف کردیم و عموم هم دست ما رو گرفت و به صحن وارد شدیم. ما که از ترس به خودمون می لرزیدیم محکم به عموم چسبیده بودیم و ازش جدا نمی شدیم.
به همه قسمتها سر زدیم، حتی بیرون از صحن، دیوار پشتی و تمام مدت عموم سعی داشت به ما بگه که اشتباه می کنیم و احتمالا صدا از بیرون بوده و خلاصه هر توجیهی که داشت به کار برد ولی ما زیر بار نمی رفتیم و اصرار می کردیم صدا از داخل مقبره بوده و بعد از اون هیچوقت جرات نکردم به اون زیارتگاه برم تا اینکه چند سال بعد کلا از اونجا نقل مکان کردن.
بعد از اونهمه سال هنوزم توجیهی براش ندارم،  و هیچ مطلب مشابهی هم درموردش جایی نخوندم و همچنان یه ابهام هست که یه گوشه از ذهنم مونده.
علی خانی (مسئول روابط عمومی)
علی خانی (مسئول روابط عمومی)
علی خانی، علاقه مند به حوزه ماورا و موضوعات عرفانی و روحی شرقی و غربی از جمله مدیتیشن، انرژی درمانی، طب سنتی، یوگا، خواب بینی، سفر روح و …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوار ابزار