قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
مدیوم روحی
تجربه ماورایی – مدیوم راز دار (ترجمه شده)
اردیبهشت ۱۱, ۱۳۹۸
تجربه ماورا
تجربه ماورا – برون فکنی غیرارادی با کمک از ما بهترون (نوشته پارمیس)
اردیبهشت ۱۳, ۱۳۹۸

تجربه ماورا – درگیری با جن ها (نوشته علی)

تجربه ماورا

تجربه ماورا – درگیری با جن ها (نوشته علی)

سلام، حدود دو سال پیش بود، یه بنده خدایی از مزاحمت های شدید یه سری جن توی خونشون اومد پیشم شکایت کرد،( من یه آدم مذهبیم، و اینکه قبل از این هم تجربه دیدن جن رو داشتم )،مزاحمت ها در حدی بود که به بنده خدا تجاوز هم میکردن، روز شنبه این مشکلش رو برام گفت و من هماهنگ کردم که چهارشنبه ببرمش پیش یه حاج آقایی که مشکل رو حل کنه، از اون حاج آقاهای گم نام بدون دکان و دستگاه.
شب خونه گرفتم خوابیدم، توی خواب دیدم جلوی یه میز وایسادم، دو تا مرد با ریشای بلند که یکیشون مسن تر بود دوره میز نشسته بودن، چندتا گردن کلفت هم پشت سرشون وایساده بودن، اون مسنتره رو کرد بهم و گفت حالا میخوای با ما در بیوفتی؟ پوستتو میکنیم، فلانت میکنیم و این چیز میزا، من بهشون گفتم : برید گمشید بابا، مگه من بی صاحبم؟ ( خیلی به این جمله اعتقاد دارم، قدرت امام زمان قطعا از تمام اونا بیشتره )، اینو که گفتم از خواب پریدم، چشمم رو که باز کردم یه دختربچه ای با موهای پریشون و یه لباس یه تیکه سفید دو زانو روبروم نشسته و خم شده بود و صورتشو نزدیک صورتم کرده بود، با خشم و نفرت نگاه میکرد، یه بسم الله الرحمن الرحیم گفتم، طرف پودر شد رفت تو دیوار.
گذشت تا اینکه دوشنبه شب خوابیدم، توی خواب اتفاقی نیوفتاد، ولی سه شنبه صبح دم طلوع آفتاب، بیدار شدم، آسمون روشن شده بود، از همون توی جا یه نگاهی به پنجره بالکن انداختم، بعد که سرمو چرخوندم دیدم اونطرف اتاق یه موجودی کنار شوفاژ نشسته، خاکستری، بدن بدون مو، لاغر در حد شدید، چشمای گود رفته زرد، لبای سیاه نازک، دندونهای ریز و کشیده و تیز به تعداد زیاد، شاید ۱۰۰ تا دندون داشت. یه کم به من نگاه میکرد، یه کم سرشون میچرخوند این طرف و اونطرف و مثل اینا که سدشونه شدید، دندوناشو میزد به هم، پیش خودم گفتم همین ؟؟؟؟ یه بسم الله الرحمن الرحیم دیگه گفتم با یه پوزخندی، اینم دود شد رفت.
چهارشنبه شد، طرف رو بردم پیش اون شیخ، شیخ تا طرفو دید سریع دست کرد تو کشو چهار پنج تا انگشتر کرد دستش، من رفتم بیرون از اتاق، یه سری ادعیه و نماز بهش داد، تربت امام حسین، با یه جوشن کبیر که بندازه گردنش، گفت خونتونم عوض کن، اونا قبل از شما اونجا بودن و این جور چیزا، اونم این کاراو کرد و مشکل برطرف شد.
اونا هم هیچ کاری نتونستن بکنن 🙂 البته به خونه ی بی مزاحمشون رسیدن.

 

علی خانی (مسئول روابط عمومی)
علی خانی (مسئول روابط عمومی)
علی خانی، علاقه مند به حوزه ماورا و موضوعات عرفانی و روحی شرقی و غربی از جمله مدیتیشن، انرژی درمانی، طب سنتی، یوگا، خواب بینی، سفر روح و …

4 دیدگاه ها

  1. rah.fa گفت:

    نمیشه ادرس حاج اقا رو بدید؟

    • Ali گفت:

      دوست نداره که این اتفاق بیوفته، کارشم این نیست

      ولی دوتا نکته : یک اینکه، برای کسی دکان و دستگاه درست نکنید، پیش فلان حاج آقا و فلان رمال و دعانویس نرید، بعضی از همین حاج آقا ها از رمال بدترن، قطعا قدرت امام زمان از هر موجود زنده ای توی این عالم بیشتره، کسی که مشکل داره توسل کنه، امام سرپرست همس.

      دوم اینکه : اون شخص اگر غسلی به گردن داره انجام بده، نمازش رو بخونه، روزانه مداومت به زیارت عاشورا داشته باشه، تربت امام حسین رو تو گوشه های خونه هم کف و هم سقف قرار بده، دوست هم داشت مقداری تربت رو هم بخوره، دعای جوشن کبیر رو روی یه کاغذ چاپ کنه به طوری که قابل خوندن باشه، مثل حرز همراه داشته باشه، مشکلش برطرف میشه ان شاء الله

  2. Mohammad reza گفت:

    چقدر جنه کشکی بوده.

  3. MAHZIYAR گفت:

    به استاد شاهین نمیرسی انقد زور نزن D: D: D: D:

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوار ابزار