قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
شناخت سندرم ایمپاستر یا Impostor syndrome
خرداد ۴, ۱۳۹۸
درون گرا
دوست داشتن یک فرد درون گرا آسان نیست ولی ارزش آن را دارد
خرداد ۵, ۱۳۹۸

تجربه ماورایی – محافظ نورانی من (نوشته مریم بوشهری)

تجربه ماورایی – محافظ نورانی من (نوشته مریم بوشهری)

❤به نام پروردگار نور و زیبایی ها❤
با سلام و تقدیم احترام خدمت تمام دوستان ماورایی
در اولین تجربه ای که برای سایت آرنوشا فرستادم ؛ بعنوان سپاس از خداوند که مدیوم هستم ؛ براتون نوشتم که من سالها پیش به ملاقات استادی در زمینه ماورا رفتم و اون استاد بزرگ بهم گفتن که من یک موکل آسمانی در کنار خود دارم.و من واقعا همیشه حضور این محافظ آسمانی را در کنار خود حس میکنم.
هر وقت بهش فکر کنم یا باهاش حرف میزنم هر وقت به کمکش نیاز دارم در سمت راست بدنم حضور پیدا میکنند و تا الان از جانب پروردگار بزرگ خیلی بهم کمک کرده.و چند دفعه جون منو از مرگ نجات داده.
من دلیل واقعی اینکه خداوند مهربانم هدیه ای با این عظمت را به من عطا فرموده اند؛ را نمیدونم. و اقعا حکمتش بر من پوشیده است ؛ ولی اون استاد بزرگ گفتن بخاطر قلب و نیتی که داری خداوند برات هدیه ای فرستاده که همیشه در کنارت باشه. و من از خداوند سپاسگذارم ،سپاسگذارم ، سپاسگذارم
🙏🙏🙏
بعضی وقتها در مورد کمکهایی که از جانب موکلم بهم میشه و چیزهای که با چشم می بینم با خانوادم حرف میزنم. خواهرم اعتقاد زیادی به این مسائل دارن و خودش هم چشم سوم فعال دارند و از راهنمایان معنوی کمکهایی دریافت میکنند. ولی برادرم اوایل اصلا اعتقاد نداشت و یکبار شروع کرد در مورد مسائل ماورایی منو مسخره میکرد. و با حرفهاش خیلی منو ناراحت کرد و به شدت عصبی شده بود که این مسائل خرافاته و رو سرم داد کشید .
خیلی ناراحت شده بودم تا حدی که گریه کردم و قلبم بشدت شکسته بود . شب قبل خواب همینجوری که اشک میریختم به موکلم گفتم امشب بهش ثابت کن که شما وجود داری و مسائل ماورایی واقعیت دارند . به برادرم ثابت کن که حرفهای من حقیقت دارند.
برادرم همون شب توی سالن خوابید ، و درب اتاق من به سمت سالن و دقیقا روبروی سالن باز میشه .
صبح وقتی از خواب بیدارا شدم برادرم گفت نیمه های شب وقتی خواب بودم یکنفر به شدت صورتم را فشار میداده نمیتونستم حرکت کنم ….اینقدر صورتم را فشار میداد که احساس میکردم سرم داره روی بالش پرس میشه . وقتی دستش را از روی صورتم برداشت از خواب بیدار شدم یه مرد قد بلند و نورانی. …..کلا از جنس نور بود صورتش مشخص نبود فقط نور بود …..به سمت اتاق مریم رفت( منظورش اتاق من )
برادرم گفت میخواستم از رختخوابم بلند بشم بیام پشت سر اون شخص نورانی ولی اینکار را انجام ندادم.اون شخص نورانی وارد اتاق مریم شد.
کلا محافظ من تا الان باعث آزار و اذیت کسی نشده و اون شب من از شدت ناراحتی زیاد با گریه ازش خواستم لطفا برو کاری کن که اینقدر برادرم با حرفهاش منو ناراحت نکنه.
از اون شب به بعد برادرم کاملا حرفهای منو باور داشت و دیگه به هیچ عنوان مسائل ماورایی را مسخره نکرد.و حتی برادرم شروع کرد به مطالعه کتابهایی که من بهشون خیلی علاقه دارم. کتاب ارتباط با بعد دیگر وجود ….کتاب ۴ اثر از فلورانس اسکاولشین ….. کتاب راز……معجزه‌ شکرگذاری و ….
امیدوارم همه شما دوستان عزیز در پناه پروردگار باشید و زندگب سرشار از شادی و معجزات الهی داشته باشید.
یکی از جملات تاکیدی که خیلی دوسش دارم و از تکرارش خیلی نتیجه گرفتم. …
❤ خداوند حامی من است و مرا دوست دارد من خود را به او می‌سپارم تا مرا راهنمایی کند.❤

 

 

علی خانی (مسئول روابط عمومی)
علی خانی (مسئول روابط عمومی)
علی خانی، علاقه مند به حوزه ماورا و موضوعات عرفانی و روحی شرقی و غربی از جمله مدیتیشن، انرژی درمانی، طب سنتی، یوگا، خواب بینی، سفر روح و …

2 دیدگاه ها

  1. بانو گفت:

    همه ی آدما این موکل آسمانی رو دارن؟ یا بعضیا ؟ همون فرشته ای نگهبان نیستند احیانا؟ که دو تان؟ یا چیز دیگست؟

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوار ابزار