قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
میلتون اریکسون
میلتون اریکسون و تاثیر او بر شکوفایی هیپنوتیزم
فروردین ۱۸, ۱۳۹۸
علامت شیطانی بر پوست
علامت های پوستی جادوگران در قرون وسطی
فروردین ۲۰, ۱۳۹۸

تجربه ماورایی – خانه جنزده (نوشته سهند)

تجربه ماورایی – خانه جنزده (نوشته سهند)

با سلام

دوستم خونش جنزدس و منم چون به این چیزا علاقه دارم بهش گفتم اجازه بده یه روز بیام خونتون از نزدیک ببینم چه طوری جنزدس. ولی چون دوستم خانم بود گفت خونوادش دعوا می کنن من برم اونجا. گفتم خب بهشون بگو خونه باشن و من به عنوان مهمون بیام. وقتی دیدم قبول نمیکنه گفتم پس خالی بستی خونت جن داره. ولی برای اینکه ادعاشو ثابت کنه یه روز که کسی خونشون نبود منو دعوت کرد اونجا. چون آدم مذهبی هستم دوست ندارم با یه خانم تو خونه تنها باشم. سر همین گفتم بیخیال شر درست نکن. گفت نه خودش خونه نیست که. کلا خونه خالیه و فقط کلید رو بهم میده و خودش میره دانشگاه. ضایع شدم از حرفش. گفتم اگه بگن دزد اومده چی؟ گفت خیالت راحت میگم کارگر اومده بود برای نظافت خونه. خلاصه خیلی منو کوبوند. گفتم باشه. کلید خونشون رو گرفتم و رفتم تو.
چند تا دعای احضار جن خوندم تا اینکه کمد تکون خورد. چهار بار صدای وحشتناک داد. از ترس به غلط کردن افتادم و خواستم فرار کنم ولی یادم رفته بود کلیدا کجاست. نمی تونستم خونه رو بدون قفل کردن بذارم.

همونجا نشستم دنبال کلیدا گشتن. فکر کنم جنا برداشته بودنش. حالمم اصلا خوب نبود و می خواستم بالا بیارم. احساس کردم یه موج انرژی بهم خورد و گیج شدم و کامل افتادم کف خونه. دلم نمی خواست بلند شم ولی اگه خونواده دختره میومدن شر میشد. تو همون حال بودم که از گوشه چشمم نور سفید زد. بازم ترسیدم. گفتم الان جنا منو میکشن.

به دختره زنگ زدم گفتم کلیدا نیست. گفت بیخود کردی بگرد پیدا کن. دو ساعت دیگه هم مادرش میاد خونه. اصلا نمی تونستم حرکت کنم. پاهام بی حس بودن. از کمر به پایینم حرکت نمی کرد. بیحالم شده بودم. احساس می کردم یکی یه چیز داغ گذاشت کنار گلوم. برگشتم دیدم کسی نیست. از اومدنم به اون خونه پشیمون بودم. یه دفعه صداهای جدید اومد. صدای قابلمه و کاسه بشقاب. فکر کردم کسی اومده خونه. از ترس سریع بلند شدم تا پناه بگیرم ولی صداها قطع شد.

عصبانی شدم گفتم کی هستید؟ این بار صدا از کولر اومد. استرس من به خاطر اینکه خونه غریبه گیر افتاده بودم زیادتر شد. رفتم دم در دیدم کلیدا رو اونجا جا گذاشتم. زود در رو بستم و از اونجا فرار کردم. شبش کابوس اون خونه رو میدیدم. چند تا مرد سیاه پوش زشت بهم میخندیدن و مسخرم می کردن. رفتن به خونه جنزده خیلی شهامت میخواد. نمی دونم دوستم چه طوری اونجا زندگی می کنه. خود دختره هم انگار جنزدس. با همه بیخود دعوا می کنه. احساساتیه و عجیبه. با منم بعد چند ماه قهر کرد چون کتابشو گم کردم. فکر کنم بهانه بود. بعدم ازدواج کرد ولی زود طلاق گرفت و خونه نشین شد.

 

 

علی خانی (مسئول روابط عمومی)
علی خانی (مسئول روابط عمومی)
علی خانی، علاقه مند به حوزه ماورا و موضوعات عرفانی و روحی شرقی و غربی از جمله مدیتیشن، انرژی درمانی، طب سنتی، یوگا، خواب بینی، سفر روح و …

10
دیدگاه بگذارید

avatar
5 Comment threads
5 Thread replies
1 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
5 نظر دهندگان
نایت کینگ احسان علی خانی (مسئول روابط عمومی) Amir Sinews نظردهندگان اخیر
  اشتراک  
جدیدترین قدیمی ترین
اطلاع از
Sinews
مهمان
Sinews

مذهبی هستی دوست دختر داری؟این دیگه چجورشه

Amir
مهمان
Amir

سلام وقت بخیر
وقتی اجنه جسمی مادی ندارن چطور میتونن رو اشیای مادی تاثیر بزارن
ممنون میشم پاسخ بدین

احسان
مهمان
احسان

سلام بنده امکان ثبت نام ندارم توی سایت.
ایمیل و رمز درسته ولی erorr میده میشه ایمیلمو بزارم خودتون ثبت نام کنید؟

نایت کینگ
مهمان
نایت کینگ

سلام و درود به همتون,
آقای علی خانی قبلا مطالب زیادی در مورد جن گذاشته بودید چرا برداشتید!؟

احسان
مهمان
احسان

سپاس فراوان.

رفتن به نوارابزار