قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس

آموزش قدم به قدم روش رويای القایی برای خواب روشن

پارادولیا و رویابینی
پارادولیا و خواب روشن
شهریور ۱۳, ۱۳۹۶
اثر مراقبه
شناخت دلايل اغتشاشات ذهنی و نحوه اثر مراقبه | اثرات مراقبه
شهریور ۱۳, ۱۳۹۶

آموزش قدم به قدم روش رويای القایی برای خواب روشن

آموزش قدم به قدم روش رويای القایی برای خواب روشن

قسمت اول تمرین خواب روشن

يکی از بزرگترين اشتباهات در عرصه رويابينی آگاهانه  و خواب روشن تصور غير واقعی بودن روياهاست و اينکه اگه تو رويا باشيم چيزها اون قدر غير واقعی هستند که ما فورا متوجه رويا بودنشون می شيم. ولی حقيقت اينه که روياها حتی از واقعيت هم می تونن واقعی تر باشن.
برای مثال به نمونه ای از يکی از خاطرات رويابين ها توجه کنين:
” من داشتم از نيروهای ناشناخته ای فرار می کردم که ناگهان در رويا آگاه شدم. نمی دونم اون نيروها چی بودن و خودمم حس می کنم شخصيت ديگه ای تو اون لحظه داشتم که الان محو شده و خودم هستم. من در يک مزرعه ای هستم که دارم به علف ها نگاه می کنم. حتی می تونم رگ برگ های اونا رو ببينم. وقتی به لبه برگ دست می زنم تيزی اون احساس می شه و پوستم رو خراش می ده. باور نکردنيه و واقعی تر از واقعيته. سپس به درختان دور دست نگاه کردم و با اين که از من فاصله دارن ولی به خوبی می تونم اونا رو ببينم. می تونم به راحتی برگ های سوزنی درختان کاج رو ببينم. می تونم دستم رو دراز کنم و لمسشون کنم. رنگ ها و جزئيات بسيار شگفت انگيزه. ”
می شه نتيجه گرفت که گاهی روياهای معمولی و یا خواب روشن درست مانند بيداری هستن و هيچ وجه تمايزی ندارن. حتی حس های پنجگانه در رويا تقويت می شن و زنده تر از حالت بيداری می شه.
بنابراين اولين مانع بر سر راه تمايز خواب و بيداری هنر ديدن هست. يعنی ما شرطی شديم که هر چيزی که می بينيم و به جزئياتش دقت می کنيم رو به عنوان واقعيت می پذيريم. تو تمرين زير می خوايم يکی از اسرار خواب که ديدن و مشاهده کردن هست رو با هم تمرين کنيم و ذهنمون رو آماده پذيرش واقعی بودن رويا کنيم تا ديگه برامون ناآشنا و گول زننده نباشه.

تمرين اول خواب روشن:

وقتی ما تو رويا يه جسمی رو برمی داريم و بررسيش می کنيم از جزئيات کامل اون شگفت زده می شيم. بافت، رنگ و بو و احساسی که به ما می ده همه واقعی هستن.
تو بيداری هم همين کارو کنين ولی به جای اينکه پيش فرضتون اين باشه که بيدار هستين تصور کنين که دارين يک رويای آگاهانه خيلی شفاف رو می بينين. بنابراين يک شیء رو بردارين و خوب جزئياتشو بررسی کنين. وقتی که از واقعی بودن و مشاهده تمام جزئيات اون شیء شگفت زده شدين اون رو کنار بذارين و شیء ديگه ای رو بردارين. البته اين پيش زمينه فکری رو هم داشته باشين که مثلا دارين رويا می بينين. اين کارو ۱۵ دقيقه انجام بدين.

قسمت دوم تمرین خواب روشن

تو اين بخش بيشتر در مورد نحوه اثر آزمون واقعيت و تمرين صحيح اون که در ۹۹% مواقع به صورت اشتباه انجام می شه تمرکز می کنيم. آزمون های واقعيت به عنوان پايه اساسی رويای القایی و خواب روشن شناخته می شند. اما استفاده ناصحيح از اونها معمولا نتيجه خيلی خوبی برای آگاه شدن در رويا نداره. گاهی وقت ها با انجام اين آزمون در رويا به هيچ وجه آگاه نمی شيم و گاهی حتی بدون انجامش هم می تونيم در رويا هوشياری مون رو به دست بياريم. پس چه چيزی موجب هوشيار شدن شده؟ جواب: آگاهی.
برای مثال به دو تجربه زير دقت کنين:
فردی در داخل رويا مشغول خريدن ساندويچ از مغازه ای هست و به ماشين می ياد و همون طور که در داخل سناريو رويا هست به طور عادت و از روی تيک، آزمون واقعيت رو انجام می ده و بعدش هم ساندويچشو می خوره و به رانندگیش ادامه می ده.
تجربه دوم:
فردی در داخل رويا در حالی که هزاران فکر در ذهنش است به ناگهان مانند برقی از آگاهی يادش مياد که آزمون واقعيت رو انجام بده و حالت اون مثل کسی هست که سرش رو از برف بيرون آورده و يک تغيير و شيف اساسی در آگاهيش ايجاد شده. لحظه ای مکث می کنه و جريان بيرونی که داره به عنوان صحنه های رويا اتفاق می افته رو نگاه می کنه و به خودش می ياد و حتی قبل از انجام آزمون واقعيت در خواب آگاه می شه.
پس در بالا خود اين آزمون مهم نبوده بلکه آگاهی ذهنی در لحظه قبل از انجام اين آزمون مهم بوده و موجب آگاهی در خواب شده.
بنابراين هدف اين آزمون، پرسش عميق از خواب يا بيدار بودن است تا در نهايت به جای ديگه ای ختم بشه. در واقع با هر بار استفاده از اون بايد شيف عميق و اساسی در ميزان آگاهی ما ايجاد شه و چنين آگاهی پرورش يافته ای هست که به رويا منتقل می شه و نقش هوشيار کننده ما در خواب رو داره و نه خود فعل خشک آزمون واقعيت مانند گرفتن منافذ بينی.
پس وقتی آزمون واقعيت رو انجام می دين ابتدا جهشی رو در آگاهی ايجاد کنين و واقعا ببينين چه حسی داره بيدار بودن و محيط شما چگونه هست و سپس اين آگاهی رو کم کنين و خود آزمون واقعيت مثل نگاه کردن به کف دست رو انجام بدين. در حقيقت اين افزايش و کاهش آگاهی نکته کليدی آزمون واقعيت هست. اون لحظه ای که شما از روی آگاهی و کنجکاوی محيط خودتون و حس هاتون رو بررسی می کنين به شما هنر بيرون آوردن سر از برف رو در روياها ياد می ده.
در واقع به کمک اون شما از اسارت فيزيکی و ذهنی و عاطفی در رويا فارغ می شين و می تونين به سادگی اطرافتون رو ببينين و قضاوت صحيح کنين.
بنابراين به عنوان تمرين بعدی سعی کنين که هر بار که آزمون واقعيت رو انجام می دين حتما به همراه تغيير در آگاهی تون در لحظه قبل از انجام آزمون و سپس کاهش آگاهی به سطح عادی و انجام خود آزمون باشه.
بهترين حالت هم صرف زمان يک الی دو دقيقه ای برای اين آزمون هست. برای مثال شما مشغول خوردن نهار هستين. يک مرتبه يادتون می افته که آزمون واقعيت رو انجام بدين. مثل کسی که برق گرفته باشتش و ندونه کجاست و خودش رو گم کرده باشه لحظه ای مکث کنين و خوب به اطرافتون نگاه کنين. ممکنه خونه ای که توش هستين خونه ای باشه که در زمان کودکی اونجا بودين؟ حتما خواب هایی رو داشتين که در خانه چند سال پيش خودتون بودين ولی فکر کردين واقعيت هست و کاری نکردين. پس شايد الانم تو اون حالت باشين. خوب به ليوان آب نگاه کنين آيا درخشش نور در آب به صورت طبيعی و منطقی هست؟ به دور دست نگاه کنين آيا می تونين اون رو شفاف ببينين يا تار و محو می شه؟ در روياها معمولا نگاه کردن به دور دست کمی تار و محو شونده هست. به خودتون بگين نکنه من خواب باشم؟ شايد اينم يه بازی ديگه هست همون طور که بارها تو رويا منو بازی دادن و فکر کردم واقعيته پس ديگه نمی خوام گول بخورم. قاشق داخل دستتون رو لمس کنين آيا حس فلزی بودنش رو حس می کنين يا نرم و سيال ماننده؟ بعد در نهايت برای اينکه از اين سردرگمی بيدار يا خواب بودن بيرون بياين آزمون واقعيت رو انجام بدين مثل نگاه کردن به دست و شمردن انگشتان يا گرفتن منافذ بينی و بررسی عبور هوا از اون و …
اگر در اين کار مهارت پيدا کنين و داخل رويا باشين حتی قبل از انجام آزمون واقعيت هم می تونين آگاه شين. خيلی از افراد آزمون واقعيت رو به عنوان فرصتی برای افزايش آگاهی در روز استفاده می کنن و با اينکه در خود رويا به صورت خودکار آگاه می شند و به کمک اين آزمون نبوده ولی همچنان در بيداری به عنوان وسيله قدرت مند آگاهی دهنده ازش استفادش می کنن.

قسمت سوم  تمرین خواب روشن

همنطور که گفته شد هدف انجام آزمون واقعيت برانگيختن شما به پرسش سوال بنيادين و همراه با آگاهی هست. بنابراين بايد وقتی که می گيد آيا من بيدار هستم؟ اين سوال رو نه از روی عادت ذهنی بلکه به عنوان جمله ای که می تونه شما رو عميقا بيدار کنه به کار بره. همين الان اين سوال رو از خودتون  بپرسين. چه احساسی بهتون دست می ده؟ اين پرسش فقط توی ذهن شما نباشه بلکه واقعا در دنيای پشت اون غرق بشين. برای مثال به خودتون بگين که چه حسی دارين؟ آيا حس بيدار بودن رو دارين؟ وقتی اين پرسش ها مطرح می شه سطح آگاهی و بيداری شما افزايش پيدا می کنه و با اتمام سوال دوباره به وضعيت عادی خودش برمی گرده.
بعد در مورد اثر انتظار بر روی نتيجه آزمون واقعيت به اختصار اشاره شد و اين که نتيجه ای که آزمون واقعيت در رويا به ما می ده ممکنه کاملا با بيداری يکی باشه. مثلا اگه ما انتظار داشته باشيم که متن يک کتاب تو عالم رويا ناپيداره و کلمات تغيير پيدا می کنن واقعا هم اون طور ديده می شه و اگر مثل استفان لابرج انتظار داشته باشيم که نوشته های متن ثابت باشن باز هم طبق انتظار ثابت خواهد بود و راحت می شه اونها رو خوند. اين حالت شايد برای خودتونم پيش افتاده. مثلا می خواين از ديواری در داخل رويا عبور کنين. اگه باور داشته باشين که سفت و سخته در اين صورت نمی تونين ازش عبور کنين ولی اگه عميقا بدونين که اين کار قابل انجامه در اين صورت خيلی راحت ازش رد می شين و به سمت ديگه ديوار می رين. شايد همين مسئله باعث می شه که هيچ آزمون واقعيتی به طور ۱۰۰% کار نکنه و گاهی ما رو فريب بده. به همين خاطر لازمه که از چند نوع آزمون واقعيت استفاده کنيم.
تمرين: تعدادی آزمون واقعيت انتخاب کنين. برای مثال روشن و خاموش شدن چراغ. اگه شما انتظار داشته باشين که لامپ در رويا روشن نمی شه در اين صورت روشن نخواهد شد. ولی شما برای اين تمرين تصور کنين که بيدارين و نور لامپ به کمک پريز برق طبق خواسته شما کار می کنه. يعنی اگه بخوايد که روشن شه با زدن پريز برق روشن می شه و ديگه مثل حالت معمولی رويا خاموش نمی مونه. به دقت ببينين که چه طور انتظار شما باعث شکست آزمون واقعيت شده و خودتون همه چيز رو تعيين کردين. آزمون واقعيت بعدی رو امتحان کنين مثل بالا و پايين پريدن. جاذبه تو رويا معمولا به طور عادی کار نمی کنه ولی گاهی هم طبيعی عمل می کنه. به خودتون بگين که من الان با اينکه دارم رويا می بينم ولی جاذبه مثل بيداری کار می کنه و چيز عجيبی پشتش نيست. پس انتظارم باعث تغيير نتيجه آزمون واقعيت شده. به اين توجه کنين که رويای شما چه قدر واقعی عمل می کنه. اون قدر انواع مختلف آزمون واقعيت رو امتحان کنين تا ديگه باورتون شه که هيچ آزمونی نمی تونه به شما بگه که الان بيدار هستين يا خواب.
در نهايت می خوايم به اين نتيجه برسيم که فرمول آگاه شدن در رويا به اين صورته:

مکث کردن+ پرسش عميق از وضعيت خواب و بيدار بودن + رسيدن به مرحله نمی دانم = آگاهی در رويا و خواب روشن

پس ما سعی می کنيم که به اين مرحله از آگاهی برسيم. ما می خوايم که فرمول بالا در ما به عنوان يک استعداد عميق بشه. به عبارت ديگه اين آزمون واقعيت نيست که ما رو در خواب آگاه می کنه بلکه نتيجه فرمول بالاست که اون وظيفه رو داره. به همين دليل با انجام آزمون واقعيت معمولی نمی شه به سطح آگاهی مورد نياز برای آگاه شدن در رويا رسيد. به خاطر همينه که معمولا چنين آزمون هایی رو اگه خشک و بدون توجه انجام بديم به  روياهای ما وارد نمی شن.
اگر ما آگاهی که تو فرمول بالا گفته شد رو برای مدت زمانی مشخص انجام بديم و آگاهی مون رو حفظ کنيم بهتر از صد ها باز آزمون واقعيت بدون توجه بر روی روياها اثر گذاره.
پس تمرين بالا رو حدود ۲۰ تا ۳۰ دقيقه انجام بدين و سعی کنين که تو اون مدت در مرحله نمی دانم باقی بمونين. شما مدام آزمون واقعيت انجام می دين و می گه که بيدارين ولی همچنان بهش اعتماد نکنين و در سردرگمی عميق باقی بمونين. اون وقت تغييرات شديدی رو تو ميزان آگاهی تون حس می کنين. هر وقت که تاثير اين نوع آزمون واقعيت از بين رفت دوباره نوع ديگش رو انجام بدين تا به آگاهی ويژه مربوط به حس نمی دانم برسين.

قسمت چهارم رویابینی آگاهانه

يکی از مهمترين خصوصيت رويا، ايجاد حافظه کاذب است. مثلا شما در يک رويا مربوط به قرن های گذشته هستين و در کوچه های مصر باستان در حال قدم زدنيد و تصور می کنين همه چيز واقعیست. ذهن شما در حالت خواب، ارتباط خود را با حافظه اصلی شما قطع می کند و می تواند هر نوع حافظه و زندگی نامه ای برای شما بسازد تا شما هرگز شک نکنيد که خواب هستين. به دليل همين عامل مهم است که انجام آزمون واقعيت و شک کردن به خواب يا بيدار بودن سخته چون ذهن ما چنان ارتباط حسی عاطفی با محيط اطراف خود برقرار می کند که باور تعلق نداشتن به آن محيط بسيار سخت است. اگر اين تعصب سخت نسبت به اطمينان از بيدار بودنمان نبود هر شب می توانستيم در رويا آگاه باشيم چون هميشه شک می کرديم که مبادا خواب باشيم و محيط را بررسی کرده و آگاه می شديم. همان قدر که الان شما از بيدار بودن خود مطمئن هستين همان قدر هم در روياها به بيدار بودن خودتان اطمينان دارين. يکی از دلايل حس بيدار بودن در همه حالات اين است که همه چيز را در اطراف خود منطقی می دانيم. تصور می کنيم هر چيزی که ديده می شود پايه اصولی و حقيقی دارد.
برای مثال اگر الان موجودی ۷ سر در مقابل شما ظاهر شود چی می گين؟ حتما خواهيد گفت که جن است يا روح خبيث و اينکه به خانه شما حمله کرده اند. ولی آيا پيش خودتون می گين که نکنه من دارم خواب می بينم؟ اين اتفاق در رويا هم می افتد. شما عجيب ترين چيزها را می بينين ولی توجيهات مختلفی براش می آوريد جز آنکه قبول کنين که خوابين.

تمرين: هدف اين تمرين بر هم زدن عادت پذيرفتن همه چيز به عنوان واقعيت منطقی است. تصور کنين که در رويا هستين. به اطراف خودتون نگاه کنين و حس کنين که چه قدر اشيای اطرافتون عجيب غريب و نامانوس هستن. از کجا معلوم قوری که در مقابل شماست يکی از عجيب ترين چيزهایی نباشد که هيچ گاه در عالم بيداری يافت نمی شود و فقط در خواب می بينين؟ چه کسی گفته که پايه های صندلی حتما بايد به سمت پايين باشد و در عالم بيداری به شکل ديگری نيست؟ شايد اصلا شما انسان نيستين و موجودی ديگر در کره ای ديگر هستين؟ حتما خواب هایی با اين مضمون ديده ايد که کس ديگری هستين ولی هيچ وقت شک نکردين که خواب هستين. اين کار را ۱۵ الی ۳۰ دقيقه انجام دهيد و به اندازه ای تکرار کنين که ديگه هيچ چيزی برای شما عادی و منطقی نباشه و هميشه ديد کنجکاوانه و پرسش گرايانه و شک برانگيز به پديده های اطراف خود داشته باشين.

admin
admin
درباره ردای سیاه (ادمین): تمرین کننده و نشر دهنده علوم روحی و روانشناسی (بیشتر)

4
دیدگاه بگذارید

avatar
2 Comment threads
2 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
4 نظر دهندگان
علی خانی (تیم مدیریت) محمد admin Emad نظردهندگان اخیر
  اشتراک  
جدیدترین قدیمی ترین
اطلاع از
Emad
مهمان
Emad

سلام و خسته نباشید و همچنین تبریک سال نو خدمت استاد و ادمین محترم.

سوالی که ذهنمتو تا حدودی مشغول کرده و به کرات واسم اتفاق میفته, اینه که بعضی مواقع, صبح ها بیدار میشم, چشممو باز میکنم و شروع میکنم به کارهای اول صبح, از قبیل شستن دست و صورت و حتی بیرون رفتن و …
ولی بعد از یه مدت کوتاه میبینم که من هنوز خوابم, این مورد خیلی واسم اتفاق میفته
ممنون میشم اگر دلیلش رو بفرمایید.
سپاس

محمد
مهمان
محمد

سلام یه سوال داشتم میشه راهنمایی کنید من به روش درجه بندی می خواستم مستقیم وارد رویا روشن بشم ولی موقعه وارد شدن احساس کردم روحمم داره جدا میشه و یهدفعه شروع به تپش قلب شدید گرفتم و چشم هایم باز کردم و تمرین قطع کردم میشه راهنمایی کنید و این طبیعیه یا نه

علی خانی (تیم مدیریت)
ادمین

با سلام. شما تجربه پرواز روح رو داشتید که با باز کردن چشمها متوقف شد.

رفتن به نوارابزار